ارسال به دوستان
کد خبر : 78941

شام در گذر تاریخ

شام در گذر تاریخ يكي از مناطقي كه در روايات آخرالزّمان و عصر ظهور بسيار از آن گفت وگو شده، منطقة «شام» است. اين منطقه از ديرباز به عنوان يكي از حوزه هاي مهم تمدّن بشري مطرح بوده است و پيشينة تاريخي گسترده اي دارد. در گذشته بلاد شام مناطق مختلفي چون سوريه، لبنان، اردن، فلسطين و بخش هايي از تركيه را شامل مي شده است و به همين دليل هر زمان كه در روايات از شام سخن به ميان مي آيد، مي تواند به هر يك از سرزمين هاي ياد شده قابل انطباق باشد.. قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد.

شام در گذر تاریخ

يكي از مناطقي كه در روايات آخرالزّمان و عصر ظهور بسيار از آن گفت وگو شده، منطقة «شام» است. اين منطقه از ديرباز به عنوان يكي از حوزه هاي مهم تمدّن بشري مطرح بوده است و پيشينة تاريخي گسترده اي دارد. در گذشته بلاد شام مناطق مختلفي چون سوريه، لبنان، اردن، فلسطين و بخش هايي از تركيه را شامل مي شده است و به همين دليل هر زمان كه در روايات از شام سخن به ميان مي آيد، مي تواند به هر يك از سرزمين هاي ياد شده قابل انطباق باشد..

گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمين علي اکبر مهدي پور
اشاره:
يكي از مناطقي كه در روايات آخرالزّمان و عصر ظهور بسيار از آن گفت وگو شده، منطقة «شام» است. اين منطقه از ديرباز به عنوان يكي از حوزه هاي مهم تمدّن بشري مطرح بوده است و پيشينة تاريخي گسترده اي دارد. در گذشته بلاد شام مناطق مختلفي چون سوريه، لبنان، اردن، فلسطين و بخش هايي از تركيه را شامل مي شده است و به همين دليل هر زمان كه در روايات از شام سخن به ميان مي آيد، مي تواند به هر يك از سرزمين هاي ياد شده قابل انطباق باشد..
با توجّه به اهميت شام در رويدادهاي پيش و پس از ظهور و با عنايت به اين مطلب كه نخستين نشانه هاي حتمي ظهور در اين سرزمين آشكار مي شود، در مجموعه ويژه نامه هايي كه از اين پس در چند شماره با عنوان «سرزمين هاي درگير» تقديم شما خوانندگان عزيز موعود مي شود، اين منطقه را مقدّم داشته ايم و تلاش خواهيم كرد در قالب گفت وگو و مقاله تصوير نسبتاً جامعي از رويدادهايي كه در آستانة ظهور در این سرزمين رخ خواهد داد، ارائه دهيم.
نويسنده و پژوهشگر ارجمند حجت الاسلام و المسلمين علي اكبر مهدي پور در گفت وگوي پيش رو اطلاعات جامعي در مورد وجه تسميه و پيشينة تاريخی شام، سيماي اين منطقه در روايات و وضعيّت سياسي، اجتماعي شام در آستانة ظهور ارائه داده است. اميدواريم اين گفت وگو مورد توجّه شما عزيزان موعودي واقع شود.

·           با سپاس از حضرت عالي به خاطر حضور در اين گفت وگو، لطفاً در آغاز اشاره اي به وجه تسميّة شام و پيشينة تاريخي آن داشته باشيد.

  خلیل، پیشتاز اهل لغت دربارة معناي واژة شام چنين گفته است: «شَأْم» از ريشة «شُؤْم» به معني ضدّ میمنت است.1 ابن فارس، قهرمان ریشه یابی لغات نيز در اين باره مي گويد: «شَأْم» به معناي طرف چپ است و چون اين سرزمين در طرف چپ قبله قرار دارد، به آن شام گفته مي شود.2
برای نامگذاری شام به این نام، یاقوت حموي چند وجه بیان کرده است:

1- منسوب به «سام»، چون نخستین کسی که در آن سکونت کرد، «سام بن نوح» بود، که به هنگام تعریب سین، به شین تبدیل شد.
2- از شُؤْمیٰ، برخلاف یُمْنیٰ، به معنای سمت چپ؛ چون تیره ای از «کنعان بن نوح» به هنگام جدا شدن، به طرف چپ مسیر خود حرکت و در این منطقه سکونت کردند.
3.
از شَؤْمیٰ، از ریشة مَشْأَمَت برخلاف مَیْمَنَت.
4.
از شٰامَه، به معنای خال، به جهت کثرت قُرا و قصبات و نزدیک بودن آنها به یکدیگر به «شامات» شهرت یافت.3
اگر نخستین ساکن شام، «سام بن نوح» باشد، پیشینة آن به حدود طوفان نوح برمی گردد، چون سام 600 سال عمر کرده و 150 سال پس از حضرت نوح درگذشته است.4 و اگر نخستین ساكنان آن از تیرة «کنعان بن نوح» باشد، پیشینة آن به عهد حضرت نوح می رسد، زیرا کنعان در هنگامة طوفان غرق شد.5

به هر تقدیر پیشینة شام به حدود طوفان نوح می رسد.
از 2500 سال قبل از میلاد، کنعانی ها در این منطقه سکونت کردند و تمدن فینیقی ها را از خود به یادگار نهادند.6
پس از سیطرة آشوریان بر این منطقه، عنوان «سوریّه» بر قسمتی از این سرزمین در قرن پنجم پیش از میلاد اطلاق گردید.7

·           منطقة شام در حال حاضر شامل چه مناطق و سرزمين هايي مي شود؟

  بلاد شام سرزمین وسیع و پهناوری است که از شمال به آسیای صغیر، از غرب به دریای مدیترانه، از شرق به صحرا و نهر فرات و از جنوب به بلاد عربی محدود است و مساحت آن به یکصد هزار کیلومتر مربع می رسد.8

بلاد شام در طول قرون و اعصار، اطلاقات مختلفی داشته است. امروزه تعبیر «بلاد شام» شامل: سوریّه، لبنان، اردن، فلسطین و بخشی از سرزمین ترکیه، چون: اسکندرون، مرعش و عین تاب می باشد.9

·           چه اديان و مذاهبي از ديرباز در شام وجود داشته اند؟

  پیش از میلاد، ساکنان اصلی شام را یهودیان تشکیل می دادند. پس از ظهور مسیحیت، آیین مسیحیت در اين منطقه رواج یافت. در حال حاضر نیز در حدود 15 درصد ساکنان شام را مسیحیان تشکیل می دهند.10

با آغاز حکومت معاویه در دمشق به عنوانِ والی، سپس به عنوان خلیفه، یک گرایش اموی در شام رواج یافت. جز اینکه با تبعید ابوذر به شام یک گرایش علوی ریشه دار در منطقه ایجاد شد به همين دليل مناطق لبنان در تاریخ به عنوان «بلاد متأوّله» یعنی  سرزمين دوستان و موالیان اهل بیت(ع) نامیده شد.11
وجود اماکن زیارتی، چون: حرم مطهر حضرت زینب(س)، حضرت رقیه(س)، رأس الحسین(ع)، بلال حبشی، عمار یاسر، اویس قرنی، جعفر طیّار، مشهد نقطه، جبل جوشن و... موجب ادامه و گسترش عشق به اهل بیت(ع) در این سرزمین گردیده است.

25
سال پیش از بعثت به هنگام تشریف فرمایی پیامبر اکرم(ص) در معیّت حضرت ابوطالب(ع) به دمشق، «بحیرا» راهب فرزانة بُصریٰ، آن حضرت را شناسایی و به حضرت ابوطالب توصیه کرد که آن حضرت را به حجاز بازگرداند؛ زيرا احتمال دارد كه از ناحية يهود شام خطراتي متوجّه آن حضرت شود.12
پانزده سال قبل از بعثت نیز راهب دیگری به نام «نسطور» آن حضرت(ص) را در شام شناسایی و دلايل نبوّت آن حضرت را به صراحت به «میسره» کارگزار خدیجه بیان می کند.13

در همین سفر راهب دیگری به نام «مثرم بن دعیب» با دیدن سیمای ملکوتی حضرت ابوطالب(ع) نوید ولادت و خبر ولایت مولای متقیان را در آیندة نزدیک به او داد.14

از بررسی گزارش های یاد شده به این نتیجه می رسیم که راهبان فاضل و فرهیخته ای در آن زمان در شام وجود داشته اند که براساس تعالیم تورات و انجیل طلوع خورشید اسلام و میلاد مسعود مولود کعبه را انتظار می کشیده اند.

·           در برخي منابع تاريخي و روايي اهل سنّت، توصيف هاي عجيب و غريبي در مورد شام و اهالي آن وارد شده است، اين توصيف ها تا چه حد درست است؟


 
یک عامل نفوذی یهود در میان مسلمانان، به نام «کعب بن ماتع حمیری» که بعدها به «کعب الأخبار» شهرت یافت، به هنگام فتح بیت المقدس تظاهر به اسلام کرد و همراه خلیفه به مدینه آمد و مشاور اصلی خلیفه شد.
او هرچه می خواست، به عنوان اینکه در تورات یافته است، بیان می کرد و چون مورد اعتماد خلیفه بود، همگان به او استناد می کردند.
بخاری از طریق زهری نقل کرده که «کعب الأحبار از راستگوترین محدّثانی است که از کتب آسمانی حدیث می گوید».15 معاویه می گوید: «کعب، علم وافر چون درخت میوة تناور داشت و ما از شیفتگان او بودیم و در حقّ او افراط می کردیم».16
کعب الأحبار نیز شیفتة معاویه بود، آنقدر از او در نزد خلیفه ستایش کرد که خلیفه او را به عنوان والی، روانة شام کرد. معاویه که گاهی برای جعل یک حدیث تا چهارصدهزار در هم اجرت می داد، بیت المال مسلمانان را در اختیار کعب الأحبار قرار داد. او نیز هزاران حدیث در فضیلت شام و شامیان جعل کرد که در همة کتب حدیثی جای گرفت.
ما در اینجا فقط به شماری از این احادیث مجعول در کتاب «تاریخ دمشق» اشاره می کنیم:
کعب الأحبار از پیامبر اکرم(ص) روایت می کند که فرمود:

1- خداوند شام و اهل شام را تضمین کرده است؛17
2- ایمان در شام مستقر است؛18
3- شام، مرکز دارالمؤمنین است؛19
4
- فرشته ها بال های خود را بر فراز شام گسترانده اند؛20
5-  پیامبر برای شام و اهل شام از خداوند برکت طلبید؛21
6- نود درصد خیر در شام است؛22
7- قرآن در سه مکان نازل شده است: مکه، مدینه و شام؛23
8- چون فتنه ها پدیدار گردد به شام پناه ببرید؛24
9- شام سرزمین محشر است؛25
10- از قبرستان «باب الفرادیس» هفتادهزار شهید محشور می شوند، که شفاعت هر یک از آنها در حق هفتاد نفر پذیرفته می شود.26
هر یک از این احادیث مجعول را ابن عساکر از طرق مختلف و غالب آنها را از بیش از ده طریق روایت کرده است، که سند آنها به کعب الأحبار، یا یکی از پرورش یافتگان مکتب او برمی گردد.
كعب الاحبار احادیث فراواني در مورد دمشق جعل کرده است. او در اين احاديث دمشق را از شهرهای بهشتی معرفی کرده،27 خیمة اسلام را برفراز دمشق نصب نموده،28 اهالی دمشق را همواره تابع حق و مدافع حق دانسته،29 لشکر شام را از سبز جامگان بهشتی برشمرده30 و پیشگویی کرده است که روزی فرامی رسد که در هر منطقه ای از مناطق روی زمین لشکری از شام مستقر می شوند که از اسلام دفاع می کنند، اگر آنها نباشد همه کافر می شوند.31
افراد ساده لوح این سخنان را باور کردند و به لشکر شام پیوستند. بدين ترتيب، تعداد لشکر شام به سيصد و پنجاه هزار نفر بالغ گردید.32 همین لشکر به اصطلاح مدافع حق بودند که روزی در صفین با امیرمؤمنان(ع)، روزی با امام حسن مجتبی(ع) و روزی در کربلا با سالار شهیدان(ع) جنگيدند و روزی فاجعة حرّه را در مدینه پدید آورده و صفحات تاریخ را سیاه کردند و روزی نيز در زیر پرچم سفیانی گرد خواهند آمد و با حضرت بقیـالله(ع) درگیر خواهند شد.
کعب الأحبار همچنين برای مرکزیت دادن به شام، احادیثی جعل کرده، به تورات نسبت می داد. او می گفت:
1- در تورات می یابم که او محمّد بن عبدالله است، در مکّه متولّد می شود، به طیبه (مدینه) هجرت می کند، و سلطنتش در شام است. این مضمون با چهارده طریق از او روایت شده است.33
2- در کتاب خدا یافتم که شام گنج خدا است و بندگان برگزیدة خدا در شام هستند.34
3- از قبرستان فرادیس دمشق هفتادهزار شهید برمی خیزد که شفاعت هر یک از آنها در مورد 70 نفر پذیرفته می شود.35
4- قبر حضرت موسی در دمشق است.36
5- قبر مریم، قبور حواریون حضرت عیسی و گروهی از صحابة پیامبر در قبرستان دمشق است.37
ابن عساکر از تعدادی از اصحاب چون: بلال، ابوالدرداء، سعد بن عباده، مدرک بن زیاد، امّ حبیبه و دیگران نام برده، در مورد برخی از آنها تردید می کند.38
آنگاه وهب بن منبّه، شاگرد مبرّز و نسخة برابر با سند کعب می گوید: «نام شام آنقدر در کتاب خدا تکرار شده که گویی خداوند جز شام به هیچ سرزمین دیگری کار ندارد».39

جالب توجه و شایان دقت است که کعب الاحبار به سال 32 ق. یعنی در عهد عثمان درگذشت.40 اگر او زنده بود و دوران سلطنت معاویه را مشاهده می کرد، شاید ده ها برابر آنچه درمورد شام جعل کرده است، جعل و پاداش های بیشتری از معاویه دریافت می کرد.

·           آيا مي توان گفت كه بني اميّه براساس همين روايات مجعول، شام را به عنوان مركز قدرت و خلافت خود برگزيد؟

  چنان كه مي دانيد شماری از آیات قرآن به خاندان اموی تفسیر شده، و در یکی از آنها به عنوان : «الشجّرة الملعونة فی القرآن»41 از آل ابی سفیان یاد شده است. سید هاشم بحرانی در ذیل این آیة شریفه پانزده حدیث از پیشوایان معصوم(ع) روایت کرده که منظور از شجرة ملعونه «بنی امیّه» هستند.42
اين شجرة ملعونه بر اساس تفکرات کعب الاحبار و براي يافتن هويّتي جديد به شام منتقل شد. معاويه نخست به عنوان والی شام و سپس به عنوان «خلیفه» قدرت را به دست گرفت و جنگ صفّین را به وجود آورد او پس از فاجعة حکمیّت، رسماً بر ممالک اسلامی سیطره یافت، آنگاه با امام حسن مجتبی(ع) جنگید و بر خلاف مواد صلح نامه پسرش یزید را ولی عهد خود گردانید.
يزيد نیز فاجعة کربلا، تهاجم وحشیانه به مدینه و تهاجم به مکة معظمه را پدید آورد. و اینک جهان در انتظار خروج طاغوت آخرالزّمان، «سفیانی» از تبار این شجرة ملعونه است.
اگر بخواهیم فجایع بنی امیّه را فهرست وار بشماریم به چندین مجلّد خواهد انجامید. از این رهگذر به نقل یک حدیث بسنده می کنیم: شیخ صدوق با سلسلة اسنادش از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود: «ما و آل ابی سفیان دو خاندان هستیم که برای خدا با یکدیگر دشمنی ورزیدیم: ما گفتیم: خدا راست می گوید، آنها گفتند: دروغ می گوید. ابوسفیان با پیامبر خدا(ص) جنگید، معاویه با علی بن ابی طالب(ع) جنگید، یزیدبن معاویه با حسین بن علی(ع) جنگید، سفیانی نیز با قائم(ع) خواهد جنگید».43

·           شام در آستانة ظهور امام مهدي(ع) چه وضعيّتي دارد؟

  شام در آستانة ظهور محور شرارت، کانون شقاوت و مرکز شناعت معرفی شده است.
شام پایتخت نیرومندترین حکومت ضدّ بشری سفیانی در منطقه می شود. او شش ماه می جنگد تا بر سه کشور سوریه، اردن و فلسطین سیطره پیدا می کند. وي هشت ماه حکومت می کند و در آغاز نهمین ماه حکومتش حضرت بقیّـالله ـ اروحنا فداه ـ
قیام می کنند. سپاه سفیانی در سرزمین بیدا خسف می شود، سپس سفیانی دستگیر شده به دست یمانی سر از تنش جدا می شود.
لازم به توضيح است كه در میان بیش از 2000 علایم ظهور، تنها پنج علامت به عنوان علائم حتمی ظهور در احادیث صحیحه آمده است، که عبارتند از: 1. خروج سفیانی؛ 2. قیام یمانی؛ 3. بانگ آسمانی؛ 4- خسف بیدا؛
5- قتل نفس زکیّه.44
همة نشانه های حتمی، در سال ظهور اتّفاق می افتد و از نظر زمانی نخستین نشانه ای که رخ می دهد و فرارسیدن انفجار نور و سپری شدن شب دیجور غیبت را نوید می دهد، خروج سفیانی است. امام باقر(ع) در این رابطه می فرماید: «خروج سفیانی از نشانه های حتمی است».45
و امام رضا(ع) با تأکید بیشتري می فرماید: «ظهور قائم(ع) حتمی است، خروج سفیانی از سوی پروردگار حتمی است و هرگز بدون سفیانی، قائم(ع) قیام نخواهد کرد».46
امام صادق(ع) با تعیین وقت خروجش می فرماید:
«خروج سفیانی حتمی است و در ماه رجب خروج می کند».47
این تاریخ مربوط به آغاز حرکت اوست، وي شش ماه می جنگد تا به قدرت می رسد، به مدت هشت ماه نیز بر سه کشور سوریه، اردن و فلسطین حکومت می کند.
بنابر این بیان منظور از ماه رجب، ماه رجب پیش از سال ظهور می باشد.

·           اشاره به خروج سفياني داشتيد، لطفاً در مورد نام و نسب و مشخّصات او بيشتر توضيح دهيد.


 
بنابر مشهور نام سفياني «عثمان بن عنبسه»48 و لقبش «سفیانی» است. او از تبار ابوسفیان است.49
سفیانی از بطن هند جگرخواره،50 به نقلی از صلب یزید بن معاویه51 و به نقلی دیگر از تبار عقبـبن ابی سفیان52 و بر اساس نقل سوم از تبار خالدبن یزید بن ابی سفیان است.53
شیخ صدوق با سند صحیح از امام صادق(ع) روایت کرده است که فرمود: «اگر سفیانی را ببینی، پلیدترین انسان ها را دیده ای، او بور، سرخ روی، و زاغ چشم است».54 امیرمؤمنین(ع) در همین رابطه می فرماید: «پسر هند جگرخواره از «وادی یابس» خروج می کند، او مردی میان بالا، دارای چهره ای وحشتناک، سرستبر و آبله روی می باشد، چون او را ببینی او را یک چشم می پنداری».55
در احادیث عامه (اهل سنّت) آمده است: «سفیانی از تبار خالدبن یزیدبن ابی سفیان، سرستبر، در چهره اش آثار آبله و در چشمش نقطة سپیدی است».56

·           سفياني پس از خروج به چه اقداماتي دست مي زند؟

  اگر بخواهیم شرح جنایات سفیانی را بشماریم، به تدوین کتابی بزرگ نیاز خواهیم داشت. در اینجا فقط فرازهایی از احادیث معصومین(ع) را فهرست وار می آوریم:
1-پیامبر اکرم(ص) فرمود: «مردی از درون دمشق خروج می کند که او را سفیانی گویند؛ پیروانش از تیرة کلب هستند، آنقدر کشتار می کند، که حتّی شکم زنان را می شکافد و کودکان را از دم تیغ می گذارند».57 حاکم، این حدیث را با معیارهای بخاری و مسلم صحیح دانسته است.58
2-امیرمؤمنین(ع) فرمود: «مأمورانش را گسیل می دارد، کودکان را گرد مي آورد و آنها را در دیگ های زیتون می جوشاند».59
3- آن حضرت(ع) در حدیثی دیگر فرمود: «گروهی از اولاد رسول خدا(ص) به بلاد روم پناهنده می شوند، سفیانی آنها را از پادشاه روم باز می ستاند، پس آنها را در دمشق گردن می زند».60
4- درحدیث دیگری فرمود: «سپاه سفیانی هفتادهزار نفر را در بغداد می کشند و شکم سيصد زن را می شکافند».61
5-و در حدیثی دیگر فرمود: «با هفتادهزار نفر به سوی عراق حرکت می کند، در کوفه به بصره و دیگر شهرها می گردد، ارکان اسلام را منهدم می کند، دانشمندان را می کشد، قرآن ها را می سوزاند، مساجد را ویران می کند، محرمات را مباح می کند، به آوازه خوانی فرمان می دهد، کارهای ناشایست را رواج می دهد، از انجام فرائض الهی جلوگیری می کند، از جور و ستم پروا نکند، به جهت دشمنی با خاندان پیامبر، هر کسی را که نامش: محمّد، علی، جعفر، حمزه، حسن، حسین، فاطمه، زینب، امّ کلثوم، خدیجه و عاتکه باشد، از دم شمشیر می گذارند».62
6-امام باقر(ع) فرمود: «سفیانی سرخ روی، بور و زاغ چشم است، او هرگز خدای را نپرستیده است، او هرگز وارد مکه ومدینه نشود، او همه اش می گوید: انتقام، انتقام، وانگهی دوزخ».63
7-امام صادق(ع) فرمود: «او مي گوید: خدایا انتقام، انتقام، وانگهی دوزخ. او به قدری پلید است که مادر فرزندش را از ترس اینکه مخفی گاهش را نشان دهد زنده به گور می کند».64
8- در برخی از تفاسیر عامه آمده است: «سفیانی لشکری به بغداد می فرستد که بیش از 3000 نفر را می کشند و شکم بیش از 100 زن را می شکافند».65

9- در برخی از احادیث عامه از کشتن هفتادهزار نفر در «عین التّمر»66 و تعدّی به حریم سي هزار نفر در کوفه سخن رفته است.67
10
- در برخی دیگر از منابع عامه آمده است: «سفیانی همه مخالفانش را می کشد، آنها را با ارّه دو نیم می کند و در دیگ ها می جوشاند، به مدت شش ماه این جنایت ها ادامه می یابد.68
یکی از سیاه ترین جنایات تاریخ، که صفحات تاریخ را لکّه دار نموده، فاجعة «حرّه» می باشد، این جنایت به دست یزید معاویه در سال 62 ق. رخ داد. او مسلم بن عقبه را با دوازده هزار تن از لشکر شام به مدینه گسیل داشت و به او فرمان داد: اگر یک تن از بنی امیّه کشته شود شمشیر بکشد، به کسی رحم نکند، رخمی ها و فراری ها را بکشد و سه روز مدینه را غارت کند.69
هیچ تاریخ نویسی به خود جرأت نداده که جنایات یزید را در مدینه به تصویر بکشد و صرفاً به نقل چند آمار بسنده کرده اند.70
در مورد جنایاتی که سپاه سفیانی در مدینه انجام می دهد، در احادیث فراوان آمده است که: «لشکر سفیانی مدینه را ویران می کند، شدیدتر از فاجعة حرّه».71

·           سفياني چه سرانجامي پيدا مي كند؟

  سپاه سفیانی پس از قتل عام مدینه، برای نبرد با حضرت بقیّـالله ـ ارواحنا فداه ـ مدینه را به قصد مکّة معظمه ترک می کنند، در دو منزلی مدینه در سرزمین بیدا، به فرمان خدا، زمین دهان باز می کند و همة سپاهیان سفیانی را که تعدادشان يك صد و سي هزار نفر بیان شده است، در کام خود فرو می برد.
در دو آیه در قرآن کریم به این داستان اشاره شده است.72 و در ده ها حدیث شرح این داستان آمده است.73
این داستان که به «خسف بیدا» مشهور است چهارمین نشانه از نشانه های حتمی ظهور به شمار مي آيد.

·           از اينكه در اين گفت وگو شركت كرديد سپاسگزاريم.



ماهنامه موعود شماره 98


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :