Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 49017
تاریخ انتشار : 16 فروردین 1393 0:0
تعداد مشاهدات : 2873

سبک زندگی از واژه ای ژورنالیستی تا اصطلاحی علمی

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد. این مقاله به قلم خانم سحرطالبی در سایت فرهنگ امروز درج شده است سبک زندگی از واژه ای ژورنالیستی تا اصطلاحی علمی چکیده امروزه از مجرای بسیاری از رسانه های صوتی، تصویری و نوشتاری با مفهوم سبک زندگی روبرو می شویم. مفهومی در حوزه علوم اجتماعی که مناقشه بر سر آن بسیار است و گاهی نیز تصویری مبهم از آن بر ذهن مخاطب نقش می بندد. در این نوشتار سعی بر آن داریم به کندوکاو این مفهوم و نظریه های مرتبط با آن بپردازیم

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد. این مقاله به قلم خانم سحرطالبی در سایت فرهنگ امروز درج شده است

سبک زندگی از واژه ای ژورنالیستی تا اصطلاحی علمی

چکیده امروزه از مجرای بسیاری از رسانه­های صوتی، تصویری و نوشتاری با مفهوم سبک زندگی روبرو می­شویم. مفهومی در حوزه علوم اجتماعی که مناقشه بر سر آن بسیار است و گاهی نیز تصویری مبهم از آن بر ذهن مخاطب نقش می­بندد. در این نوشتار سعی بر آن داریم به کندوکاو این مفهوم و نظریه های مرتبط با آن بپردازیم.
کلید واژه: سبک زندگی، مصرف، مصرف فرهنگی، اوقات فراغت 

تا مدت­ ها پس از مارکس، تحلیل­ های جامعه ­شناسی بر مبنای فرایند تولید و مفهوم طبقه اجتماعی سامان می گرفت. اما بعد از جنگ جهانی، «مصرف» مهم ­ترین تحول اجتماعی محسوب می ­شود. این چرخش اجتماعی– فرهنگی موجب شد که سنخ­ شناسی­ های موجود قادر به تبیین دقیقی از تحولات جامعه نباشند و سبب گشت تا جامعه­ شناسان به مفهوم «سبک زندگی» به­ عنوان مفهومی جدید روی بیاورند. اباذری و چاوشیان بر این باورند که اين تغيير رهيافت یا رویکرد در سه زمينه يا متن که هر سه بیانگر روندی واحد هستند، قابل بحث است. «اول، دگرگون شدن رابطه‌ كار و فراغت؛ دوم، پيدايش طبقه يا قشر متوسط جديد؛ سوم، رشد و گسترش فرهنگ مصرف و مصرف‌ گرايي» ( اباذري و چاوشيان، 1381: 11).
در ادبيات جامعه ‌شناسي از مفهوم سبك ‌زندگي دو برداشت و دو گونه مفهوم­ سازي متفاوت به­ عمل آمده است. در ابتدا سبك‌ زندگي، معرف ثروت و موقعيت اجتماعي افراد و به­ عنوان شاخصي براي تعيين طبقه اجتماعي به ­كار رفته است. در فرمول­ بندي دوم، سبك‌ زندگي نه راهي براي تعيين طبقه اجتماعي بلكه شكل اجتماعي نويني دانسته مي ‌شود كه تنها در‌ متن تغييرات فرهنگي مدرنيته و رشد فرهنگ مصرف ‌گرايي معنا مي ­يابد. در اين معنا سبك‌ زندگي راهي است براي تعريف ارزش­ ها و رفتارهاي (هويت) افراد كه اهميت آن براي تحليل اجتماعي روز ­به ­روز افزايش مي ­يابد  (اباذري و چاوشيان، 1381: 6-5؛ كاظمي، 1387). بر این اساس می­ توان استدلال کرد مفهوم سبک زندگي در تنازع ميان شواهدي از کم رنگ شدن الگوهاي تبيين طبقاتي و تقويت دايره اختيار افراد در گزينش شيوه ­هاي زندگي نضج گرفت (فاضلي، 1386: 35 ).
گيبينز و بوريمر اعتقاد دارند، «سبک زندگي از زمره مفاهيم جديدي محسوب مي­ شود که تغيير و تحولات پديد آمده در دو دهه اخير ضرورت بکارگيري آن را در فهم جهان اجتماعي ايجاد کرده اند.  بيشتر متفکران کلاسيک جامعه­ شناسي اهتمام خاصي به بکارگيري مفهوم سبک زندگي نداشتند و يا اينکه آن را به­ عنوان متغيري وابسته به ساير متغيرها از جمله وابسته به متغير طبقه اجتماعي در تحليل­هاي خود به­ کار مي ­گرفتند. اما در سال ­هاي پس از جنگ جهاني دوم با شکل­ گيري توليد انبوه و به­ تبع آن افزايش فرهنگ مصرف، گسترش وسايل، امکانات فراغت و گمنامي هويت ­ها که در نتيجه زندگي در کلان ­­شهرها رخ داده بود؛ پايه هويت­ هاي باثبات و مبتني بر عوامل ساختاري و منزلت ­هاي پايدار با سستي مواجه شد و مدل ­هاي منعطف­ تر و سيال ­تري از الگوهاي تشابه و تمايز اجتماعي (برخلاف الگوي طبقه اجتماعي) مبتني بر سبک زندگي را پديد آورد» (گيبينز و بوريمر، 1381: 101).
این مفهوم در دهه ­های اخیر در حوزه­ های مختلف علوم اجتماعی کاربردی گسترده داشته، به ­طوری که امروزه شاهد آن هستیم که مفهوم سبک زندگی با مفاهیم دیگری در ادبیات جامعه ­شناسی پیوند خورده و در ارتباط است. مفاهیمی چون، عینیت و ذهنیت، فرهنگ و جامعه، فرهنگ عینی و ذهنی، صورت و محتوا، اخلاق و ایدئولوژی، سنت و نوگرایی، شخصیت و هویت، وراثت و محیط، فردیت و عمومیت، خلاقیت و بازتولید، تولید و مصرف، طبقه و قشربندی اجتماعی، زیبایی ­شناسی و نیاز منزلت و مشروعیت (هندری و دیگران، 1381: 238).
تعریف سبک زندگی
در مورد تعریف و مفهوم­ پردازی سبک زندگی مناقشه بسیار است و توافقی وجود ندارد. فاضلی (1382) تعاریف موجود را به دو گروه اصلی تقسیم می­ کند. گروه اول، مجموعه تعاریفی هستند که سبک زندگی را براساس رفتار معرفی می­ کنند که ارزش ­ها، نگرش ­ها و جهت­ گیری ­های فکری افراد در آن نقشی ندارد. رویکرد دوم، شامل تعاریفی است که علاوه بر رفتار، به ارزش­ ها و نگرش­ ها نیز توجه دارند (فاضلی، 1382: 67).
عده­ای از جامعه ­شناسان بر این باورند که سبک زندگی را باید به­ عنوان مجموعه ­ای از رفتارها تعریف کرد. تعاریفی که سبک زندگی را بر اساس الگوهای رفتاری تعریف می­ کنند خود به دو گونه تعریفِ مبتنی بر «الگوی مصرف» و تعریف بر مبنای «سامان کلی زندگی» قابل طبقه ­بندی است. در رویکرد تعریف بر مبنای الگوی مصرف، سبک زندگی بر اساس مصرف تعریف می ­شود. سوبل بر این باور است که الگوی مصرف، قابل مشاهده­ ترین و بهترین شاخص سبک زندگی است. با تحلیل الگوی مصرف می­ توان بیشترین ارتباط را میان فرد و موقعیت اجتماعی وی برقرار کرد. لامونت و همکارانش نیز الگوی تفریح و مصرف را در کنار شیوه سازمان دادن به زندگی شخصی، بهترین شاخص سبک زندگی می­ دانند (فاضلی، 1382: 68). پارنل و همکارانش نیز در تعریف سبک زندگی بر شمای کلی سبک زندگی تاکید دارند و معتقدند سبک زندگی بدان معناست که فرد چگونه زندگی می­ کند. به­ عبارتی دیگر بیانگر این امر است که فرد از چه محصولاتی و چگونه استفاده می­ کند، در مورد آنها چگونه فکر می­ کند و چه احساسی دارد. سبک ­های زندگی، بیانِ برداشتِ فرد از خود و ارزش ­های فردی ­ای است که در انتخاب ­ها و رفتار مصرفی­ افراد بازتاب پیدا می­ کند. از دید آنها سبک­ های زندگی الگوهای واقعی رفتاری هستند که به ­وسیله فعالیت­ ها، علایق و عقاید مصرف­ کننده نمود پیدا می­ کند (پارنل، 2006).
در رویکرد تعریف بر مبنای سامان کلی زندگی، معیار تعریف سبک زندگی چیزی فراتر از مصرف است. از نظر سوبل، سبك‌ زندگي «مجموعه ‌اي از رفتارهاي قابل مشاهده است كه از سوي افراد تعريف مي‌ شود» (سوبل، 1981: 31). کریسمن، طیف فعالیت­ هایی را که فرد یا گروه در آنها مشارکت می­ کنند را سبک زندگی می ­داند. گلایپتیس نیز همه فعالیت­ های فرد را برابر با سبک زندگی می­ داند. اشپارگارن رفتاری را که «روایت از خود» در آن مستتر باشد را مشخصه سبک زندگی معرفی می ­کند (فاضلی، 1382: 68). رحمت آبادي و آقابخشي نیز بر این باورند که، سبک زندگي را مي ­توان به مجموعه ­اي از رفتارها تعبير کرد که فرد آنها را به ­کار مي ­گيرد تا نه فقط نيازهاي جاري او را برآورند بلکه روايت خاصي را که وي براي هويت شخصي خود برگزيده است در برابر ديگران مجسم سازد (رحمت آبادي و آقابخشي، 1385: 2).
برخی دیگر سبک زندگی را جمع رفتار و ذهنیت می دانند. این دسته از تعاریف وجهی روان­ شناختی دارد و متاثر از آراء «آدلر» در مورد سبک زندگی است. برای وی سبک زندگی ویژگی فرد است؛ فردی که کنشگر و هدف­ دار است و بر اساس فعالیت ­های ذهنی دست به کنش می زند. در این دیدگاه رفتار مصرف­ کننده عبارت است از، «فعالیت­ های ذهنی، عاطفی و فیزیکی ­ای که مردم به هنگام انتخاب کردن، خریدن و مصرف کردن محصولات و خدمات برای برآوردن نیازها و تمنیات خود انجام می ­دهند» (فاضلی، 1382: 72)
با اشاره به این تعریف ­ها از سبک زندگی می ­بینیم که توافقی تجربی یا نظری بر سر تعریف آن وجود ندارد. اما آنچه که در این میان پررنگ است، تاکید بر رفتارهای روزمره در شکل­ گیری نوعی سبک زندگی است. فاضلی (1382) رفتارهایی را در زمره سبک زندگی قرار می­ دهد که ویژگی های زیر را داشته باشند:
-کردارهایی که به جریان عادی زندگی روزمره تبدیل شده است؛
- رفتاری که گزینشی و انتخابی باشد؛
- رفتارهایی که متمایز کننده فرد یا گروه باشند؛
- رفتار علاوه بر وجه متمایز کنندگی، باید مشخصه فرد یا گروه باشد؛
- رفتارهایی که ذاتا اجتماعی بوده و حامل پیام­ هایی برای دیگران باشد. بر اساس این رفتارها، ارزش ­ها و جهت­ گیری ­های افراد به دیگران منتقل شده و به بقیه نشان می ­دهد که باید در برابر فرد چه رفتاری داشته باشند؛
-  سبک زندگی در زمره فعالیت ­های روزمره ­ای است که موجب تفاوت بنیادین میان گروه­ های اجتماعی مختلف می­ شود (فاضلی، 1382: 71-69).
 منشا و شاخص­های سبک زندگی
در مورد عوامل شکل گیری و منشا سبک زندگی دو رویکرد عمده وجود دارد. نخست، رویکردی که بر عوامل اقتصادی و تحلیل طبقاتی سبک زندگی تاکید دارد. دوم، رویکردی که بر این باور است که علاوه بر عوامل اقتصادی عوامل دیگری نیز در سبک زندگی افراد نقشی موثر ایفا می­کنند. این نظریه پردازان در کنار عوامل اقتصادی و طبقاتی، جنسیت، سن و دوره

عمر، شغل و فرهنگ شغلی، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، ارزش ها و تحولات ارزشی، دین را از عوامل موثر بر شکل گیری نوع خاصی از سبک زندگی می دانند.
در مورد شاخص های سبک زندگی نیز اجماعی کلی برای طبقه بندی آن در میان اندیشمندان وجود ندارد و سخن گفتن از شاخص­ های سبک زندگی تا اندازه ­ای دشوار است. اما با توجه و تکیه بر اینکه عده­ ای از جامعه ­شناسان سبک زندگی را مجموعه ­ای از رفتار می ­دانند؛ مصادیقی برای آن می ­توان یافت. در میان این جامعه ­شناسان، «سوبل» بر این باور است که شاخص ­های سبک زندگی باید ابرازی بوده و در جامعه قابل مشاهده و تشخیص باشد. در میان آنچه پژوهشگران بسیاری از آن به­ عنوان شاخص ­های سبک زندگی نام بردند می توان از مصرف، مصرف فرهنگی و فعالیت ­های فراغت نام برد. در کنار این شاخص های مهم شاخص های دیگری همچون مدیریت بدن، الگوهای خرید، نام گذاری کودکان، رفتار خانوادگی، الگوهای مصرف غذا نیز از جمله شاخص هایی است که جامعه شناسان به آنها توجه می کنند.
منابع:
(1) اباذري، يوسف و حسن چاوشيان (1381)، از طبقه اجتماعي تا سبك ‌زندگي: رويكردهاي نوين در تحليل جامعه‌شناختي ‌هويت اجتماعي، نامه علوم اجتماعي، شماره 20، پاييز و زمستان، صص27-3.
(2) رحمت‌آبادي، الهام و حبیب آقابخشي (1385)، سبك‌زندگي و هويت اجتماعي، فصلنامه علمي پژوهشي رفاه اجتماعي، سال پنجم شماره 20، صص253-235.
(3) فاضلي، محمد (1382) مصرف و سبك‌زندگي، تهران: صبح صادق.
(4) فاضلی، محمد (1386) جامعه­شناسی مصرف موسیقی، تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات
(5) كاظمي، عباس (1387)، مطالعات فرهنگي، مصرف فرهنگي و زندگي روزمره در ايران، تهران: انتشارات جهاد دانشگاهي.
(6) گیبینز  و بوریمر (1381) سیااست پست مدرنیته، ترجمة منصور انصاری، تهران: انتشارات گام نو.
(7) هندری، لئوبی و دیگران (1381)، اوقات فراغت و سبک های زندگی جوانان، ترجمه: مرتضی ملانظر و فرامرز ککولی دزفولی، تهران: انتشارات نسل سوم.
(8)Sobel M.E.(1981) " lifestyle and social stracture: Concepts, Definition, Analyses.
(9 )Parnell, J, Spillan, E, Singh, N. (2006). strategy through the eyes of the consumer: An exploratorystudy across emerging economies, Universidad de talca, chile

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

امام على عليه ‏السلام :اَلاِْفْراطُ فِى الْمَلامَةِ يَشُبُّ نيرانَ اللَّجاجِ

زياده‏ روى در سرزنش كردن، آتش لجاجت را شعله‏ ور مى ‏سازد.

تحف العقول ، حدیث ۸۴