ارسال به دوستان
کد خبر : 254652

ای فرشته باران

در روزهای آغازین سال 1398 بسیاری از هم وطنانمان در استان های گلستان و فارس گرفتار سیل شدند.خود را در اندوه آن دسته از هم وطنان ایرانی که سوگوار و داغدار درگذشت عزیزان خود هستند شریک می دانیم.


ای فرشته باران

 

رنگ خزان گرفته چرا نوبهارمان؟
تازه جوان شده ست غم کهنه کارمان

دل زخمیِ دوباره ی دردی نگفتنی ست
داغی نشسته بر جگر روزگارمان

دنیا که با شکوفه کفن پوش می شود
خون می دود به چهره ی باغ انارمان

ما چتر بسته ایم و تو با سیل آمدی
این بود ای فرشتۀ باران! قرارمان؟

این بار با گذشته چرا فرق می کند
روبوسی همیشگی آبدارمان

دردا که باز دسته گلی آب داده ای
در کوچه های خاکی شهر و دیارمان

از هفت سین عید چه مانده ست غیر سیل؟
عیدی چه بود غیر غم بی شمارمان؟

امشب صدای گریه می آمد به گوش دشت
از روستای گمشده ی هم جوارمان

ما آه سرد و خسته ی دیماه نیستیم
نوروز! از تو بیشتر است انتظارمان

 

فاطمه عارف نژاد




نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :