ارسال به دوستان
کد خبر : 204862

اسطوره شناسی دین

اسطوره واژه ای عربی به معنای افسانه ها و سخنان بی اساس است که به صورت نوشته درآمده باشد. گاهی نیز به چنین سخنانی اساطیرالأولین گفته می شود برخی معتقدند که واژه اسطوره از کلمه یونانی و لاتینی Historia که به معنای سخن و خبر راست یا جستجویِ راستی است، گرفته شده است

بدیهی است انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  

 

اسطوره شناسی دین

نویسنده : رضا میرزائی

اسطوره واژه ای عربی به معنای افسانه ها و سخنان بی اساس است که به صورت نوشته درآمده باشد. گاهی نیز به چنین سخنانی اساطیرالأولین گفته می شود.[1] برخی معتقدند که واژه اسطوره از کلمه یونانی و لاتینی Historia که به معنای سخن و خبر راست یا جستجویِ راستی است، گرفته شده است.[2]

اسطوره در اصطلاح

متفکران و دین پژوهان تعاریف گوناگونی برای اسطوره ارائه کرده اند، از جمله این که:

1- اسطوره به ساده ترین و رایج ترین معنا، نوعی سرگذشت یا داستان (Histoire) است که معمولاً به خدا یا رب النوع و موجودی الهی مربوط می شود. اسطوره بدین مفهوم با فرهنگ های ابتدایی یا با دوره های کهن فرهنگ های پیشرفته پیوسته است. لذا وقتی ما برخی از جلوه های دوران خود را اسطوره می نامیم، معنای ضمنی این نام گذاری این است که آن جلوه ها صورت های تثبیت شده یا بقایای گذشته اند. ... آنچه اسطوره مطرح می کند، چیزی که در گذشته روی داده باشد، نیست، بلکه چیزی است که برای اثبات حقانیت امری در حال حاضر، گمان می رود که در گذشته به وقوع پیوسته باشد.[3]

2- اسطوره تعبیری از امر قدسی است؛ بدین بیان که اسطوره حکایتگر حقایق و حوادثی از منشأ جهان است که برای بنیاد و غایت تمام آنچه که موجود است، معتبر است. در نتیجه، اسطوره به مثابه یک الگو برای رفتار، جامعه، حکمت و معرفت انسانی عمل می کند.[4]

3- میرچا الیاده معتقد است که تعریف اسطوره به گونه ای که مورد پذیرش تمامی اندیشمندان بوده، در عین حال برای غیرمتخصصان نیز قابل فهم باشد، مشکل است. اسطوره یک واقعیت فرهنگی به غایت پیچیده است که می توان از دیدگاه های متعدد که مکمل یکدیگرند، بدان نظر کرده، آن را تفسیر نمود. به اعتقاد الیاده تعریفی از اسطوره که کمترین نارسایی را دارد، بدین صورت قابل بیان است: اسطوره یک تاریخ مقدس را روایت می کند؛ اسطوره یک رخدادی را که در زمان بسیار کهن روی داده است، بازگو می کند. به عبارت دیگر، اسطوره بیانگر آن است که یک حقیقت، چگونه از طریق اقدامات موجودات فرا طبیعی به وجود می آید، حال چه آن حقیقت کل حقیقت و جهان باشد، یا تنها پاره ای از حقیقت همچون یک جزیره، نوعی گیاه، نوع خاصی از رفتار انسانی یا یک نهاد باشد. بنابراین، اسطوره همواره یک تلقی از «آفرینش» است و حکایتگر نحوه به وجود آمدن و آغاز هستی چیزی است... اسطوره به عنوان یک داستان مقدس و در نتیجه یک «تاریخ درست» تلقی می شود، زیرا همواره با حقایق در ارتباط است.[5]

با توجه به آنچه که در تعریف اسطوره گفته شد، می توان اسطوره شناسی را این گونه تعریف کرد: اسطوره شناسی(Mythology) عبارت است از دانش شناخت اسطوره ها که کارش طبقه بندی و بررسی مواد و مصالح اسطوره شناختی است. روش این علم همان روش معمول در همه علوم تاریخی است که عبارت است از روش تحلیل و وارسی(تحقیق پذیری) دقیق. بنابر این علم اسطوره شناسی شباهت زیادی به علم تاریخ ادیان پیدا می کند. موضوع تاریخ ادیان، ادیان و مذاهب است، در صورتی که کار اسطوره شناسی، بررسی انتقادی اساطیر است. با توجه به تعریف اسطوره شناسی و نزدیکی آن به تاریخ ادیان می توان ادعا کرد که اسطوره شناسی، تنها بخشی از مواد و مصالحِ جزءِ دین است و این بخش نیز الزاماً در همه ادیان یافت نمی شود و ممکن است برخی از ادیان فاقد چنین بخشی باشند، با این حال اشتباه است اگر چنین تصور کنیم که در بررسی علمی اساطیر، می توانیم از بررسی دیگر عناصر متشکله ادیان صرف نظر کنیم.[6]

سنت های دینی، سرشار از اسطوره و آکنده از نماد هستند. مراد از نماد همان زبان متعلق به اسطوره است. بیشترین کاربردی که در عصر حاضر نسبت به واژه اسطوره می شود دارای باری منفی است و معمولا مراد از آن سخنانی از روی خیال پردازی و دروغ است. در واقع اسطوره ها، افسانه های خیال پردازانه انسان های اولیه اند که برای تبیین و توجیه سرآغازها بافته شده اند. بنابر این اسطوره های آفرینش، همانا عقل ورزی های گذشتگان در مورد مسایلی است که فرهنگ های علمی گذشتگان از راه دیگر نمی توانستند تبیین و توجیه این مسایل را دریابند.

تاریخ اسطوره شناسی

در رابطه با تاریخ اسطوره شناسی می توان ادعا کرد که مسائل مربوط به دین که شامل موضوع اسطوره نیز می شود، دست کم سابقه ای به بلندای تاریخ مکتوب دارد، از این رو تاریخ کامل مطالعه اسطوره ها باید از زمان های بسیار دور شروع شده باشد. اگر چه بحث های عقلانی صریح در باب این موضوع به یونان باستان بر می گردد و برخی از شیوه های پذیرفته شده در تبیین اسطوره ها، برای اولین بار در یونان شکل گرفته است، با این حال اسطوره شناسی به عنوان یک رشته کاملا عقلیِ مطالعهِ دینی ـ تاریخیِ اسطوره ها، در اوایل قرن نوزدهم پا به عرصه وجود گذاشت.[7]

مطالعه علمی اسطوره با اثر کارل اُتفرید مولر[8] (1797-1840) در سال 1825 آغاز گشت. ولی از طریق آثار متعدد و درخشان ماکس مولر بود که بررسی اسطوره شناسی در نیمه دوم قرن نوزده متداول گردید. پس از مولر اندیشمندان بسیاری به این شاخه از دین شناسی روی آوردند که از میان آنها می توان آندرو لانگ، سر جیمز گئورگ فریزر، جِین هریسون، گیلبرت موری، برونیسلو مالینوفسکی و... را نام برد.[9] بسیاری از عناوین کتاب های میرچا الیاده همچون «تولد و تولد دوباره»، «اسطوره، رؤیاها و رازها»، «اسطوره و حقیقت»، «اسطوره و بازگشت جاودانه» برای مطالعه اسطوره حائز اهمیت اند.[10]

در قرن بیستم، به نقش اساسی «اشکال نمادین» در ابعاد گوناگون تفکر بشری از جمله دین، توجه بسیار شده است و تلاش برای یکی کردن اسطوره با دین به صورتی خطرناک گسترش یافته است... اما دین و اسطوره یکی نیستند، هر چند اسطوره نیز به حقیقت می پردازد، اما حقیقت اسطوره در ذات آن نهفته نیست، بلکه به درک، تفسیر و تفسیر مجدد اسطوره براساس شرایط و مسائل زمانه وابسته است. اما تفکر دینی با شکستن قالب تفکر و زبان اسطوره ای راهی مستقیم به سوی حقیقت غایی می گشاید و در عین پذیرش نماد، از آن فراتر می رود. مسأله اصلی الهیات مسیحی در عصر حاضر نزد افرادی همچون تیلیش و بولتمان، اسطوره زدایی[11] از پیام دین و روشن کردن معنای آن برای انسان امروزی است.[12] تا آنجا که به اعتقاد برخی، مقاله «عهد جدید و اسطوره شناسی» بولتمان«شاید تنها نوشته الهیاتی این قرن باشد که بیشترین بحث و نزاع ها را به خود اختصاص داده است.»[13]

منابع :

[1]-این واژه در کلام خداوند متعال، نه بار آمده است. ر.ک: انعام، 25؛ انفال، 31؛ نحل، 24؛ مؤمنون، 83؛ فرقان، 5؛ نمل، 68؛ احقاف، 17؛ قلم، 15؛ مطففین، 13

[2]-کزازی، میرجلال الدین، رویا، حماسه، اسطوره، تهران: نشر مرکز، 1372ش، اول، ص1-2

[3]-فرای، نورتروپ، ادبیات و اسطوره، ترجمه جلال ستاری، مجموعه مقالات «اسطوره و رمز»، تهران: انتشارات سروش، 1374ش، اول، ص101-102

[4]. KEES W. BOLLE, "MYTH", Encyclopedia of Religion, Vol.10, p.261.

[5]. Mircha Eliade, "MYTH", ENCYCLOPEDIA BRITANICA, ENCYCLOPEDIA BRITANICA INC., Vol.15, p.1133-34.

[6]- کراپ، الکساندر، «درآمدی بر اسطوره شناسی»، ج1، ص2-3

[7]. KEES W. BOLLE, " MYTH", Encyclopedia of Religion, Vol.10, p.267.

[8] . Karl Otfried Muller.

[9]. Mircea Eliade, "MYTH", ENCYCLOPEDIA BRITANICA, ENCYCLOPEDIA BRITANICA INC., Vol.15, p.1133.

[10]. KEES W. BOLLE, "MYTH", Encyclopedia of Religion, Vol.10, p.272

[11] . Entmythologisierung.(به آلمانی)

[12]- پل تیلیش، شجاعت بودن، مراد فرهادپور،تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1366ش، اول، ص22-23، دیباچه مترجم.

[13]-دیوید فرگوسن، رودلف بولتمان: متفکران بزرگ مسیحی1، ترجمه انشاءالله رحمتی، تهران، گام نو، 1382ش، اول، ص185.



 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :