ارسال به دوستان
کد خبر : 201384

عمل به دین آسان است یا سخت؟

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. عمل به دین آسان است یا سخت؟ بسیاری، گمان می کنند، عمل به دین سخت است، لذا دنبال آن نمی روند و هرچه می شود، از آن فرار می کنند، عده ای هم با اینکه قدری، اعمال دین را انجام می دهند، باز دین را محدود کننده تلقی می کنند و صرفاً بخاطر اینکه از عواقب گناهان می ترسند، به دین پایبندند. آیا واقعا دین سخت است؟ یا باید جور دیگری اندیشید؟

عمل به دین آسان است یا سخت؟

بسیاری، گمان می کنند، عمل به دین سخت است، لذا دنبال آن نمی روند و هرچه می شود، از آن فرار می کنند، عده ای هم با اینکه قدری، اعمال دین را انجام می دهند، باز دین را محدود کننده تلقی می کنند و صرفاً بخاطر اینکه از عواقب گناهان می ترسند، به دین پایبندند. آیا واقعا دین سخت است؟ یا باید جور دیگری اندیشید؟ قرآن می فرماید: « در دین، سختی برای شما قرار داده نشده است.» در حالی که ما می بینیم، جهاد و قصاص و دیات دارای سختی هایی است.در جواب ممکن است عده ای این گونه بیان کنند که اگر جهاد و... انجام نشود، جامعه به سختی های فراوان تری دچار می شود، لذا سختی موقت ومقطعی جهاد و... در مقابل آن مفاسد و بدبختی ها [مانند تسلط اشرار]، آسانی و راحتی می باشد.این جواب، جواب غلطی نیست، اما آیا در ذات خود جهاد و...، هیچ آسانی  وجود ندارد؟ پس چطور عده ای برای شهادت، روزشماری می کنند؟به نظر می آید باید بگوییم: اگر انسان تحت تربیت صحیح دینی قرار بگیرد، هیچ کدام از دستورات الهی برایش سخت نبوده بلکه شیرین و لذت بخش است. البته نه اینکه سختی در کار نباشد، بلکه سختی در عین آسانی و آسانی در عین سختی است.درک این مطلب به وسیله شنیدن و گفتن ایجاد نمی شود. چطور ممکن است، چیزی هم سخت باشد و هم آسان، در حالی که صریح قرآن است، که بعد از سختی آسانی است[الشرح/6]، خداوند متعال نمی فرماید، بعد از سختی آسانی است، بلکه می فرماید، همراه سختی، آسانی است.نمی شود گفت سختی نیست، اگر سختی نباشد، لیاقت و تلاش انسان ها معلوم نمی شود. اما مشکل اینجاست که شیطان ونفس اماره فقط سختی کار را به ما نشان می دهند، و ما را ناامید و بی علاقه می سازند، در حالی که قرآن به آسانی در عین سختی اشاره کرده و ما را تشویق به ورود در جرگه اهل تقوا می نماید.بنابراین سختی، خیالی است نه واقعی. چون آنچه در واقع اتفاق می افتد، آسانی همراه با سختی است نه سختی تنها. لذا آن سختی با توجه به این آسانی شیرین وقابل تحمل می شود بلکه اهل معنی دنبال این سختی ها می گردند تا خود را به معشوق خود نشان دهند و عنایات او را جلب کنند، مانند آنچه در زمان جنگ تحمیلی از رزمندگان مشاهده شد، که به هر نحوی می خواستند در خط مقدم وعملیات ها شرکت کنند. درک شیرینی این کار فقط مخصوص کسانی است که با خدا هستند و بقیه از آن شیرینی بی بهره اند چون این شیرینی پاداش دنیوی عمل صالحان است و در آخرت هم آنچه خدایشان برایشان آماده کرده بسی والاتر وبالاتر است. بعضی فکر می کنند دین آمده که ما را عوض کند در حالی که دین آمد ما خودمان باشیم. ریا یعنی خودت نیستی کس دیگری هستی، دروغ همین طور، شراب همین طور، زندگی در فضای مجازی و غیر خودی. بله مطلب همین است. دین به ما می گوید خودت باش. چه می شود که فردی(حضرت زینب سلام ا... علیها)، با این همه مصیبت ندا دهد: «ما رایت الا جمیلا، جز زیبایی هیچ ندیدم».چه نیکوست، زندگی پاکان که هم در دنیا شادند و هم در آخرت. گاه بسیاری از کسانی که دنبال معنویت هستند با اضطرابات و استرس ها و غم های بیش از حد، به جای اینکه به خدا نزدیک شوند دورتر می گردند، با اینکه غم های خود را الهی تصور می کنند. این افراد حاضر نیستند به جای این زحمت های طاقت فرسا، کمی به واجبات خود اهمیت دهند و گناهانی که دارند را ترک کنند، که این کار بسیار آسان تر است.

صداقت؛ بهترین سیاست

صداقت و راستی همیشه و در همه حال بهترین شیوه و سیاست در زندگی بوده و هست و خواهد بود، چرا که دروغ به سرطان شباهت دارد، ابتدا كوچك است و اگر به كلی ریشه كن نشود رشد می كند و توان كنترل آن از دست می رود تا اینكه سرانجام ما را نابود می سازد. صداقت بهترین راه و سیاست برای داشتن روابط خوب و پایدار با دیگران است، زیرا حقیقت و درستی تنها چیزی است كه مؤثر واقع می شود و تنها چیزی است كه بر اساس آن روابط پایا را می توان بنا كرد. اگر ما انسانها در زندگی نگرش مثبت داشته باشیم، عادت های خوب در خود ایجاد كنیم، هدف و انگیزه داشته باشیم، نظم و انضباط شخصی داشته باشیم، از زمان به نحو مطلوب استفاده كنیم، اما تا زمانی كه كارمان را صادقانه انجام ندهیم هرگز به موفقیت و آرامش نمی رسیم و هرگز احساس ارزشمندی را درك نمی كنیم مگر آنكه پیرو حقیقت و صداقت در زندگی باشیم.برای آنكه به شخص صادقی تبدیل شویم باید معنای اصالت و رابطه آن را با صداقت درك كنیم. این دو مفهوم را اغلب به جای هم به كار می برند، اما اصالت مفهوم وسیع تری است. در زمینه ماهیت انسان، اصالت به معنای تمامیت داشتن و كامل بودن است. كسی كه اصالت ندارد انسان ناقصی است، نداشتن صداقت رشد شخصی و اجتماعی ما را كند می كند و مانع از آن می شود كه زندگی را به مفهوم دقیق آن درك كنیم و به آرامش درونی و احساس ارزشمند بودن برسیم و با دیگران روابط سالم و شفافی داشته باشیم.ما نمی توانیم به زندگی احترام بگذاریم، مگر آنكه دارای سجایای اخلاقی باشیم و در برخورد با دیگران صداقت و درستكاری داشته باشیم. صداقت اصلی ترین ركن زندگی هر انسانی است. همه ما در زندگی بین درست و نادرست درگیر نبرد هستیم، اینها نیروهایی از زندگی هستند كه از آغاز هستی تاكنون وجود داشته اند و غیر ممكن است بتوان در این مبارزه در میانه راه ایستاد. ما همه روزه در میان بد و خوب دست به انتخاب می زنیم.متأسفانه ما در محاصره انواع بی صداقتی ها هستیم، از همه اینها بدتر خیلی ها رفتار غیر صادقانه دارند و شناسایی نمی شوند. نداشتن صداقت در زندگی بیش از هر چیز دیگر مانع از آن می شود تا به آن شخصی كه می توانیم و می خواهیم باشیم تبدیل گردیم. دروغ به سرطان شباهت دارد، ابتدا كوچك است و اگر به كلی ریشه كن نشود رشد می كند و توان كنترل آن از دست می رود تا اینكه سرانجام ما را نابود می سازد. نداشتن صداقت زندگی بسیاری از مردم را نابود كرده است. ویلیام جیمز، فیلسوف و روان شناس معروف معتقد بود كه ما در این دنیا جهنم خود را خلق می كنیم. لوئیس اندروز روانشناس معاصر هم با نظر ویلیام جیمز موافق است. او معتقد است كه رفتار ناصادقانه ریشه اغلب مسائل و معضلات روانی است و می گوید باید به رابطه میان ارزش های خود و سلامت خود نگاه دقیق تری بیندازیم. نداشتن صداقت گران تمام می شود.كسانی كه اصالت و تمامیت دارند و از خود صداقت نشان می دهند زندگی را در سطح دیگری تجربه می كنند و برای آنها زندگی معنی دارتر و رضایت بخش تر است. صادق بودن و صداقت داشتن مزایای مختلفی دارد كه از آن میان به برخی از موارد آن می توان اشاره كرد: آرامش ذهن؛ صداقت با خود پاداشی درون زاد به همراه دارد. ذهن در صلح با خود به آرامش می رسد، حتی اگر دلیل دیگری برای صادق بودن وجود نداشت همین یك فایده كفایت می كرد. منش و اشتهار؛ عادتهای خوب سنگ بنای منش و اشتهار هستند و هیچ عادتی به اندازه صداقت نمی تواند روی منش و آبروی انسان تأثیر بگذارد. صداقت یكی از بزرگترین خصوصیات انسانی است. روابط خوب؛ بی صداقتی روابط را متلاشی می كند و صداقت آن را به هم پیوند می زند. صداقت در حكم سیمانی است كه اشخاص را به هم جوش می دهد. بزرگترین ركن یك رابطه خوب اعتماد و اطمینان است. این موضوعی است كه در تمام زمینه های زندگی صدق می كند. دوستی، ازدواج، خانواده، كسب و كار، آموزش و مذهب،و...صداقت و اعتماد و اطمینان فضایی ایجاد می كنند كه در آن روابط خوب می توانند رشد بكنند. سلامت جسمانی و ذهنی؛ اگر نداشتن صداقت ریشه بسیاری از مسائل روانی ماست، صداقت منبع سلامت ذهنی و روانی است. وقتی صادق باشیم از احساس گناه، نگرانی و بسیاری از ناراحتی های ذهنی خلاص می شویم در این زمان است كه به حرمت نفس و اطمینان خاطر می رسیم.



تدوین رسول غفار پور

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پژوهه


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :