ارسال به دوستان
کد خبر : 195990

پاسخ به یک سوال : آیا آیه ثانی الاثنین دلالت بر تکریم ابوبکر دارد؟

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. پاسخ به یک سوال : آیا آیه ثانی الاثنین دلالت بر تکریم ابوبکر دارد؟ اهل تسنن مى‏گويند: اين آيه دلالت بر مدح ابوبكر دارد . در صدد پاسخ به این سوال هستیم

پاسخ به یک سوال : آیا آیه ثانی الاثنین دلالت بر تکریم ابوبکر دارد؟

اهل تسنن مى‏گويند: اين آيه دلالت بر مدح ابوبكر دارد . در صدد پاسخ به این سوال هستیم
پاسخ اين است كه چنين دلالتی ندارد ، چون:
اولاً، اين آيه صرف اِخبار از واقعه هجرت پيامبرصلى الله عليه وآله است و شامل هيچ مدحى نيست؛ زيرا جمله، يا انشاست، مثل امر و نهى و يا اِخبار و خبر دادن است و جمله خبريه، يا متضمن مدح است يا ذم و يا صرف خبر و نقل واقعه‏اى خاص است و اين آيه، به وضوح و وجدان، از قسم آخر است.
در قرآن خبرهاى فراوانى نقل شده و حتى گاهى اسم صاحب خبر نيز ذكر شده، مانند واقعه ازدواج و طلاق زيد، پسرخوانده پيامبر؛ ولى مقصود مدح يا ذم زيد نيست؛ بلكه هدف، مسئله ديگرى است.
ثانياً، طبق تاريخ، مسلمانان در آن شب مأمور بودند در خانه‏هاى خود بمانند و كسى بيرون نيايد؛ ولى ابوبكر به جهت حس كنجكاوى يا... بيرون آمد و هنگامى كه پيامبرصلى الله عليه وآله به او برخورد كرد، براى اين كه نقشه هجرت مخفيانه او براى دشمن آشكار نشود، ابوبكر را همراه خود بُرد؛ زيرا امكان داشت مشركان با اذيت و آزار، او را وادار به افشاى اين سرّ نمايند. پس هيچ دليلى در تاريخ وجود ندارد كه پيامبرصلى الله عليه وآله قبل از آن برخورد اتفاقى در شب، مسئله هجرت را با ابوبكر هماهنگ كرده باشد؛ بلكه برخى معتقدند كه بيرون آمدن از خانه در آن شب، نوعى تخطى از دستور رسول خداصلى الله عليه وآله بوده است.
ثالثاً، ابوبكر محزون شد و پيامبرصلى الله عليه وآله به او دل‏دارى داد و اين با مدح و منزلت منافات دارد.
اگر گفته شود: ضمير «يقول» به ابوبكر برمى‏گردد و ابوبكر به صاحبش گفت «لاتحزن ان اللَّه معنا»، مى‏گوييم:
اولاً، اين تفسير با شأن پيامبرصلى الله عليه وآله سازگار نيست؛ زيرا طبق اين معنا بايد ايمان ابوبكر بيشتر از رسول خدا باشد.
ثانياً، قاعده بر اين است كه هميشه ابتدا اصل را ذكر كنند؛ سپس فرع را به عنوان همراه بياورند (مى‏گويند رئيس جمهور و هيئت همراه؛ نه اين كه هيئتى رفت و رئيس جمهور همراهش بود)
اگر گفته شود: «فانزل اللَّه سكينة عليه» به ابوبكر برمى‏گردد؛ زيرا رسول خداصلى الله عليه وآله نيازى به سكينه نداشت و اين مدح است، در پاسخ مى‏گوييم:
اولاً، خداوند در آيه 26 همين سوره مى‏فرمايد: «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ»پس معقول است كه بر پيامبرصلى الله عليه وآله سكينه نازل شود و اثر آن، زياد كردن ايمان است؛ «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ» فتح (48)، آيه 4. ؛ «اوست آن كس كه در دل‏هاى مؤمنان، آرامش را فرو فرستاد؛ تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند».
در نتيجه، شخص پيامبرصلى الله عليه وآله نيز لحظه به لحظه در دنيا و حتى در برزخ و آخرت و بهشت جاويدان، داراى ترفيع مقام مى‏باشند. از اين رو، در پايان تشهد نماز مستحب است گفته شود: «و تقبّل شفاعته وارفع درجته» ؛ «شفاعت رسول خداصلى الله عليه وآله در حق ديگران را قبول فرما و درجه و مقامش را بلندتر گردان»


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :