1264رکورد در مدت زمان 0.098ثانیه
عبارت مورد جستجو :
بر اساس آیات و روایات، عالم برزخ میان زندگی دنیایی و حیات اخروی قرار گرفته است و بر اساس متن های فلسفی، عالمی میان عالم مجردات و عالم مادی محض است و حد وسط بودن آن ایجاب می کند که نه به کلی واجد ماده و مقدار و بیگانه از عالم مجردات باشد و نه به کلی فاقد ماده و مقدار و بیگانه از عالم مادی، بلکه با داشتن مقدار و صورت بدون ماده، بهره ای از عالم مجردات و بهره ای هم از عالم مادی دارد. ابن سینا با استناد به قائم بودن صورت جسمیه به ماده و محال دانستن تحقق صورت و شکل و مقدار بدون ماده، عالم برزخ و معاد جسمانی را قابل اثبات نمی داند، از این رو، در مراتب هستی مورد نظر او، جایگاهی برای عالم برزخ وجود ندارد و جایگاه نفوس بعد از مرگ را نیز با تأکید بر عالم افلاک و عقول تبیین می کند. در این مقاله، آرای ابن سینا در مورد عالم برزخ، زندگی و عوالم بعد از حیات مادی، تبیین و بررسی خواهد شد.
مَنْ کانَ یُریدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعاً کسى که عزت می ‏خواهد، پس عزت، همه از آنِ خداست.
یکی از مسائلی که مکاتب اخلاقی به ندرت به آن پرداخته اند مسأله ی «نیت» است. از جمله مکاتبی که این مسأله را مورد توجه قرار داده اند مکتب اخلاقی کانت و مکتب اسلام است. هریک از این مکاتب با دیدگاهی خاصی به این موضوع توجه کرده اند و تعریفی ویژه از نیت ارائه داده اند، که این امر تأثیری شگرف درگستره ی فعل اخلاقی دارد. «کانت» نیت فعل اخلاقی را به نیت انجام تکلیف و ادای وظیفه منحصر کرده است. این نگاه دایره ی فعل اخلاقی را بسیار محدود می کند؛ و از آنجا که مکتب او انگیزه ای جز ادای تکلیف را اخلاقی نمی داند، نمی تواند در افراد محرکی فعال و مؤثر برای انجام کار اخلاقی ایجاد کند. در مقابل، اسلام با در نظر گرفتن قصد تقرب به خدا که عنوانی جامع و فراگیر برای فعل اخلاقی است سایر انگیزه های خیر از جمله: کمک به دیگران، رسیدن به کمال، ترس از عقاب و ... را هم در بر می گیرد. زمینه ای گسترده برای انجام فعل اخلاقی فراهم کرده است که افراد مختلف با کنش ها و انگیزه های متفاوت را در بر می گیرد؛ لذا می توان گفت اسلام به موضوع نیت نگاه فراگیر و جامع تری دارد. این تفاوت ناشی از مبانی و اصولی است که این مکاتب برای اخلاق قائل هستند.
در مکتب ابطال گرایی، رابطه میان نظریات و حقایق نه از نوع ایجابی، بلکه سلبی است؛ یعنی با دانستن ابطال های متعددی که به دست آورده ایم، می دانیم جهان بدان گونه که قبلا می اندیشیدیم، عمل نمی کند و آنها باطل شده است. در مکتب «ابطال گرایی»، ابطال ها و سلب ها اصل هستند و تأییدها نقش فرعی ایفا می کنند. نقش ایجابی نظریه را می توان چنین بیان داشت که نظریه جدید واجد تأییداتی است که در نظریه سابق نبوده است. بنابراین، در ابطال گرایی، نمی توان ادعای تطابق کامل یک نظریه با واقعیت را داشت، بلکه می توان گفت: نظریات علمی به تدریج، به حقیقت نزدیک تر می شوند. از آن رو که هر نظریه لاحق فاقد ابطال های سابق است، نظریه لاحق از این بابت که تعدادی از ابطال ها و اشتباه های نظریه سابق را ندارد، کامل تر و به حقیقت نزدیک تر شده است.
در این نوشتار، ‍«ابرمرد» نیچه و «انسان آرمانی» سیّداحمد فردید بررسی و مقایسه شده است تا وجوه افتراق و اشتراک آن ها هویدا شود. هر دو فیلسوف، رویکردی نو و بدیع به «انسان آرمانی» دارند. نیچه، از مطرح ترین فیلسوفان معاصر غرب در ایران و فردید، اولین فیلسوف مدرن در ایران است. «ابرمرد» و «انسان آرمانی»، دایرمدار و مشهورترین حاصل فکری آن هاست. فردید، انسان آرمانی را با عنوان «بقیة الله» و «امام زمان» مطرح می کند. ابرمرد نیچه نیز همچون انسان آرمانی فردید، منجی است و در آینده ظهور خواهد کرد. اندیشة انتظار در هر دو فیلسوف، برجسته است. نیچه و فردید، هر دو آشفته سخن گفته اند و در مورد آن ها نمی توان از منظومة افکار سخن گفت. با توجه به این مسئله، مقالة حاضر سعی دارد تا رئوس اصلی اندیشة این دو فیلسوف را که در انسان موعود و آرمانی آن ها طرح می شود و اجماع نظر بیش تری در موردشان وجود دارد، قیاس کند.
در دوران معاصر، بحران های پی در پی، نقش اساسی در شکل گیری و تحول اندیشه های سیاسی در جهان عرب داشته است. یعنی می توان گفت که بحران زدگی خصیصه اندیشه عرب است و بحران زدگی آن به شدت محسوس است البته اندیشه سیاسی، به عنوان پاسخی به این بحران ها، ذاتی سیال داشته و نمی تواند ثابت باقی بماند و تحول آن با توجه به تحولات حادث شده، امری طبیعی است.
انسان گرایی و ایمان به ارزش انسان در مکتب علوی، از جایگاهی ویژه برخوردار است و منزلتی والا و الهی دارد. در این مکتب، جامعۀ انسانی، جامعۀ خدایی است و هرگونه خدمت به انسان، مایۀ قرب به خدای متعال است. امام علی(ع) به عنوان تربیت یافتۀ مکتب نبوی، همیشه به عدل و مدارا و توجه به امور معیشتی مردم تأکید می ورزید؛ چراکه به اعتقاد ایشان، زمین جز با تنگدستی ساکنانش ویران نشود و تنگدستی مردم با مال اندوزی والیان روی می دهد. امام در تمام نامه هایشان، به فرمانداران و استانداران خود دربارۀ حقوق اجتماعی مردم و بازپس گرفتن حق محرومان از ستمکاران سفارش می کردند و از نظر اخلاق اجتماعی، مسئولان نظام را به مردم داری، ابراز محبت و لطف به رعیت دستور می دادند. با توجه به مسائل بیان شده، منشأ حقوق اجتماعی انسان ها در دیدگاه امام علی(ع) حق الهی است؛ بدین معنا که حق الهی زمانی ادا خواهد شد که حقوق انسان ها نیز رعایت شده باشد. در این مقاله تلاش بر آن است تا با استفاده از متون مقدس اسلامی، شواهد تاریخی و به کارگیری شیوه های پژوهش تاریخی، به بررسی حقوق و جایگاه مردم در حکومت علوی به عنوان رویکردی از سبک زندگی امام علی(ع) پرداخته شود.
بحث اصلی نگارنده در این بخش، نتیجه گیری از مطالب گذشته، در تبیین چگونگی گسترش یقین در قلمرو علوم تجربی، متافیزیک، الهیات و علوم انسانی است.
دلیل این همه اخبار برای آخرالزمان چیست؟ ترسیم دوران پیش از ظهور از جنبه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... موقعیت جبهة حق و باطل در هنگام ظهور و مختصات پس از ظهور با این بسط و گسترش به چه منظور است؟ اگر فقط برای «دادن امید» یا «باوراندن قطعیت آن» و مانند اینها بود با جملاتی کوتاه اما مکرر مثل «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً» «کما ملئت ظلما و جورا» نیز به دست آمده و ...
واژه ولایت در لغت معانی فراوانی دارد و علمای لغت هر یک به ذکر آن پرداخته اند. راغب اصفهانی (وفات 425هـ .ق) در مفردات میگوید: «الولاء» و «توالی» به معنای آن است که دو چیز یا بیشتر از آن، طوری قرار گیرند که بینشان هیچ چیز دیگری فاصله نیندازد و «ولایت» با کسره، به معنای یاری کردن و نصرت و با فتحه به معنای متولّی شدن در امر سرپرستی است
  • تعداد رکوردها : 1264