• فلسفه

  • کلام

  • اخلاق

  • مهدويت

تبدل جوهر در فلسفه ملاصدرا و وايتهد

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد تبدل جوهر در فلسفه ملاصدرا و وايتهد ارنست ولف ـ گيزو (Ernest Wolf Gazo) اثر كربن درباره آراء دو فيلسوف متعلق به سنتهاى فرهنگى و اجتماعى بسيار متفاوتى است كه در متافيزيك خود، به مسئله مشترك تبدل مقوله جوهر پرداخته اند. آلفرد نورث وايتهد (Alfred North Whitehead)(1865 ـ 1947)، در دوران خود، فيلسوف و رياضيدانى بسيار محترم بود و همچون هايدگر و ويتگنشتاين، يكى از متفكران ژرف انديش بزرگ در فلسفه قرن بيستم بشمار مى رود. صدرالدين محمد شيرازى (1571 ـ 1640) معروف به ملاصدرا نيز انديشمندى پر استعداد و مورد احترام عميق همتايان خود در ايران عهد صفوى، بويژه در اصفهان و در زادگاهش شيراز، بود. صدرا در شرق اسلامى و در شبه قاره هند شناخته شده و هميشه مورد احترام بوده، اما در غرب اسلامى چندان مورد توجه قرار نگرفته و در مسيحيت لاتين قرون وسطى نيز سخنى از وى نرفته است; اما بتدريج با كوششهاى ماكس هورتن(Max Horten)، هانرى كربن، سيد حسين نصر، فضل الرحمان Fazlur Rahman) ) جيمز وينستون موريس ( (James Winston Morrisنخست به خوانندگان آلمانى زبان و سپس به فرانسه و انگليسى زبانها معرفى شد. خواننده غربى، صدرا را كسى مى داند كه معاصر دكارت و همعصر انقلاب علمى اروپاى غربى است. متأسفانه، دكارت و صدرا هرگز با هم ديدار نكردند و از وجود يكديگر آگاه نشدند. امّا، ما، در اواخر قرن بيستم اين توفيق را داريم كه هر دو را بشناسيم و آنان را در بستر سنتهاى شايسته خودشان ارزيابى كنيم. كارى كه صدرا و وايتهد در فلسفه انجام دادند، صرفنظر از سنتها يا تمايلات اجتماعى - سياسى آنان، در خور احترام است. در هر دو متفكر، قدرت نظرى، تيزهوشى، زيركى و قدرت تخيل قوى در انديشه را بمعناى مثبت كلمه مى يابيم. صدرا، كار فلسفى خود را در اواخر عمر انجام داد; در مورد وايتهد نيز چنين است. هر دو، متفكرانى درجه اول بودند و اين حقيقت را مى توان در آثار ايشان همچون پويش و واقعيت و علم و جهان جديد اثر وايتهد، و اسفار اربعه يا كتاب المشاعر و الحكمة العرشيه اثر صدرا ديد. اين دو، نه تنها متون فلسفى درجه اولى نوشتند، بلكه وايتهد كتاب دوران ساز اصول رياضى (Principia Mathematica)را (با همكارى شاگردش برتراند راسل) نوشت كه مطالعه منطق صورى نوين را متحول ساخت و صدرا كتابهايى در طبيعيات و حكمت پربار تفسير قرآنى نگاشت. هر دو اشخاصى بسيار فرهيخته بودند كه با آگاهى از دستاوردهاى سنت خود و يا رويارويى با بينش متفكران پيشين (وايتهد در مواجهه با افلاطون و لايب نيتز، و صدرا در مواجهه با افلاطون، افلوطين، ابن عربى، ابن سينا، شهاب الدين يحيى سهروردى و ميرداماد) توانستند با تيزبينى منطقى به بينشهاى نوينى در تفكر متافيزيكى دست يابند. هر دو با انتقادهايى سخت از برخى از آثار ارسطو، راهشان را از اين استاد يونانى جدا كردند. هر دو در اصول متافيزيكى ارسطو ترديدهايى جدى كردند، به رسالات منطقى و علوم طبيعى او اشاره اى نمى كنيم. بررسى اين روياروييهاى دلچسب ميان ارسطو و صدرا و وايتهد، به كتابى كامل نياز دارد. در اينجا فقط به يك موضوع خاص مى پردازيم و آن برداشت ارسطو از مقوله جوهر است كه در رساله مقولات (Categories) آمده است. اين رساله را فرفريوس ويرايش كرد و نام ايساغوجى (Isagoge) بر آن نهاد و بوئتيوس نيز آن را به لاتين بازگرداند.

علم سرشار از گزاره های فلسفی است/ فلسفه و متافیزیک نمی میرد

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد علم سرشار از گزاره های فلسفی است/ فلسفه و متافیزیک نمی میرد پروفسور هيلاري پاتنم، فيلسوف تحليلي معاصر و استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد معتقد است علم نه تنها نمی تواند جایگزین فلسفه و متافیزیک شود بلکه خود علم دارای گزاره های فلسفی است. به گزارش فرهنگ امروز به نقل از مهر، برخی دانشمندان علوم تجربی بر این باور ند که پاسخ به پرسش های بنیادین بشر از حیطه فلسفه و الهیات خارج شده و علم فیزیک با توجه به پیشرفت های چشمگیری که داشته است، برای پرسش هایی که پیش تر فلسفی به شمار می رفت جوابگو شده یا پاسخی برای آنها خواهد یافت. برای نمونه علم گرایی(scientism) دیدگاهی فلسفی است که روش های علوم طبیعی را برتر از تمامی روش های جست وجویی انسانی می داند. علم گرایی، تنها روش های تجربی را جهت توضیح تمامی ابعاد فیزیکی، اجتماعی، فرهنگی و روانی قابل قبول می شمارد. این دیدگاه، متأثر از تجربی گرایی غالب در دوران روشنگری است و همچنین همبسته با پوزیتیویسم «آگوست کنت» دانسته می شود. کنت معتقد بود که دانش حقیقی تنها از راه تجربه حسی به دست می آید. برای بررسی دقیق تر این موضوع، گفتگویی با پروفسور «هیلاری پاتنم»، فیلسوف شهیر معاصر و استاد دانشگاه هاروارد انجام شده است

گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش دوم؛

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش دوم؛ اشتباه «دکارت» در شناخت بی‎واسطه‎ی خود در فلسفه‎ی دکارت دو واژه‎ی «متمایز» و «واضح» یکی گرفته شده است، درحالی که متمایز مستلزم دو تصور است؛ همین نشان می‎دهد فلسفه ی دکارت برخلاف تصور خودش بی‎واسطه نیست (من فکر می‎کنم هستم، پس بی‎واسطه متوجه‎ این هستم). آنچه موجب شناخت ما نسبت به خود می‎شود «جهان غیب» است. نشست فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه با همکاری مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ی ایران و انیستیتو یونس امره تهران برگزار شد. در بخش نخست گزارش، «عبدالحسین خسروپناه» عنوان داشت: «در کشور ایران هم فلسفه و هم حکمت با هم مطرح است. فلسفه از احکام و اقسام وجود با روش عقلی بحث می‎کند، حکمت نیز چنین است، با این تفاوت که عقل در حکمت تلاش می‎کند تا به شهود و وحی نیز برسد. همان طور که حس، نقش مقدماتی برای عقل دارد، عقل نیز یک نقش مقدماتی برای شهود و وحی دارد». «احمت اینام» از فلسفه در زندگی جاری انسان سخن گفت و بیان کرد: «باصراحت و باز رفتار کردن و عمل کردن و نیز با عشق سفر کردن به ما این امکان را می دهد که به مقصد نزدیک تر شویم؛ و البته ادب که می تواند به ما کمک کند تا به منبع و سرچشمه ی حقیقت دست بیابیم». «غلامحسین ابراهیمی‎دینانی» نیز گفت: «اندیشه‎ی فلسفی با اندیشه‎ی علمی و دینی و هر اندیشه‎ی دیگری تفاوت دارد؛ اندیشه‎ی فلسفی تا با چیزی که هنوز اندیشه نشده است مواجه نشود، حرکت نمی‎کند. فلسفه تنها تفکری است که در سطح حرکت نمی‎کند و همواره از سطح به عمق و ژرف می‎رود». در ادامه مشروح سخنان «کریم مجتهدی» و «کنعان گورسوی» می آید.

گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش نخست؛

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش نخست؛ «فلسفه» زبان مشترک تفاوت‎ها اندیشه‎ی فلسفی با اندیشه‎ی علمی و دینی و هر اندیشه‎ی دیگری تفاوت دارد؛ اندیشه‎ی فلسفی تا با چیزی که هنوز اندیشه نشده است مواجه نشود، حرکت نمی‎کند. فلسفه تنها تفکری است که در سطح حرکت نمی‎کند و همواره از سطح به عمق و ژرف می‎رود و این تفکر عمیق با گوش دادن آغاز می‎شود؛ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَيَعْقِلُونَ . نشست فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه با همکاری مؤسسه ی پژوهشی «حکمت و فلسفه ی ایران» و انیستیتو «یونس امره» شعبه تهران یکشنبه پنجم مهرماه در مؤسسه ی حکمت و فلسفه برگزار شد. این نشست با حضور «عبدالحسین خسروپناه» رییس موسسه حکمت و فلسفه، «شامیل اوچال» رییس انیستیتو یونس امره در تهران، «احمت اینام»، «غلامحسین ابراهیمی‎دینانی»، «کریم مجتهدی»، «کنعان گورسوی»، «ضیاء موحد»، «علی اوتکو»، «علی‎اصغر مصلح» و با مدیریت «شهین اعوانی» همراه بود. در ادامه و در بخش اول مشروح سخنان «خسروپناه»، «اینام» و «دینانی» می‎آید.

مقايسه ديدگاههاى معرفت شناختى و وجودشناختى صدرالدين شيرازى و اسپينوزا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد مقايسه ديدگاههاى معرفت شناختى و وجودشناختى صدرالدين شيرازى و اسپينوزا ديويد دكاكه(David Dakake) اين مقاله كوششى است براى مقايسه برخى از آراء و روشهاى فيلسوف «يهودى» سده هفدهم اروپا، باروخ اسپينوزا، و فيلسوف عارف ايرانى سده هاى شانزدهم و هفدهم، صدرالدين شيرازى. هر دوى ايشان، آگاهانه يا ناآگاهانه، بناهاى عقلانيى پديد آوردند كه اشكال خاص تفكر فلسفى ايشان را از مفاهيم جهانشناسى سنتى ارسطويى ـ بطلميوسى، جدا ساخت. اين شاهكار عظيم عقلى را اسپينوزا زمانى انجام داد كه چهارچوب جهانشناسى سنتى زير بار مشاهدات و رصدهاى گاليله كمر خم كرده بود. اما اين شاهكار عظيم سالها پيش در ايران بوسيله صدرالدين، در مقام واكنش در برابر جهانشناسى مشائى اسلامى و بدون آگاهى از چالشهاى علمى كه در آن زمان در اروپا جريان داشت، تأسيس شده بود. روش اين دو فيلسوف در اين كار واحد، بسيار متفاوت بود و گرايشهاى عامى را در تاريخ فلسفه نشان مى دهد كه فلسفه اسلامى و فلسفه غرب را تا امروز از يكديگر متمايز مى سازد. به بيان ساده، اختلاف فلسفى ميان شرق و غرب، در اينجا، حول محور نقش عقل است. در فلسفه غرب، از اواخر دوره سده هاى ميانه به بعد، علاقه فزاينده اى به استفاده از عقل و منطق، بعنوان ابزار فلسفه، وجود داشت، در حاليكه مى توان ادعا كرد گرايشى، كاملا، مخالف در جهان اسلام جريان داشت كه عبارت بود از علاقه فزاينده به كتاب مقدس (قرآن كريم) و تجربه كشف هستى محض بعنوان امرى «فوق عقلانى» براى تفكر فلسفى. در نيمه نخست مقاله، سعى مى شود از طريق توضيح مقوله هاى معرفتى اسپينوزا و صدرالدين و نقشى كه اين مقولات مختلف در تعيين فلسفه هاى ايشان ايفا مى كند، كار اين دو در اين زمينه معرفت شناختى مورد بررسى قرار مى گيرد. در نيمه دوم، اين موضوع مطرح مى شود كه چگونه هر يك از ايشان، بر مبناى ديدگاههاى معرفت شناختى عميقاً مختلف خود، وجودشناسى و جهانشناسيهاى متمايزى پديد آورده اند كه كاملا، با نگرش ارسطويى ـ بطلميوسى فاصله دارد.

حركت جوهري و ماوراء الطبيعه (حدوث يا قدم عالم بر اساس حركت جوهري)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حركت جوهري و ماوراء الطبيعه (حدوث يا قدم عالم بر اساس حركت جوهري) منصور ايمانپور مسئله حدوث يا قدم عالَم يكي از مباحث مهمّ ميان متكلّمين مسلمان و فلاسفه إسلامي بوده است. هر دو دسته بر اساس مبناي خاصّي كه در باب ملاك نيازمندي به علّت، داشتند، ديدگاه خاصّي را در اين مسئله إتخاذ كرده بودند و حتّي مفهوم حدوث و قدم را بر اساسِ آن مبنا تفسير مي نمودند. اين اختلاف نظر در ماجراي فكر اسلامي همچنان وجود داشت تا اينكه نوبت به تولّد ميمون «حركت جوهري» رسيد و به بركت اين مولود مبارك، گره اين مسئله نيز گشوده گشت و با صراحت إعلام گرديد كه «عالم با همه آنچه در آن است حادث زماني است زيرا هر چه در آن يافت شود وجودش مسبوق به عدم زماني است...».تفصيل مطلب مذكور يعني تعريف حدوث و قدم و بيان اَقسام آن، گزارش و ارزيابي نظر متكلّمين مسلمان و فلاسفه اسلامي درباب حدوث و قدم عالم و گزارش نظر صدرالمتألهين به عنوان نظر مقبول و پاسخ به چند اِشكال در اين زمينه، موضوعي است كه اين مقاله به آن پرداخته است

متافيزيك و ماهيت مرگ

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد متافيزيك و ماهيت مرگ سيد محمد خامنه اي پديده مرگ موضوعي است که مي توان از نقطه نظرهاي گوناگوني درباره آن بررسي و گفتگو کرد. از نظر علوم زيستي و پزشکي، مرگ عبارتست از تعطيل سازمان فعال بدن انسان، که حافظ حيات او مي باشد. اين ديدگاه به بدن فقط از لحاظ ساختار جسماني و بعبارت ديگر از نقطه نظر مادي و از منظر حواس خمسه مي نگرد و علايم مرگ را توقف فعاليت مغز و قلب و اندامها و از بين رفتن حرارت جسم مي داند و معمولاً به خروج چيزي بنام روح يا نفس اشاره نمي کند. اما از نظر فلسفه، مرگ عبارتست از جدا شدن دائمي روح يا مرگ که بطور طبيعي و بسبب درهم ريختن نظم طبيعي بدن و نارسائي آن ايجاد شود. فلاسفه، مرگ و خروج روح يا نفس را از بدن به کسي تشبيه مي کنند که خانه اش خراب شده و ناگزير است آنرا ترک کند و به جائي ديگر پناهنده شود.

ابزارهای حصول علم

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد ابزارهای حصول علم نویسندگان: دکتر محمدزمان رستمی طاهره آل بویه ابزارهای معرفت در یک تقسیم کلی عبارت اند از: حس، خیال، وهم، عقل و قلب. البته مُدرِک واقعی در همه مراحل، خود نفس است، زیرا نفس در تمام مراتب، بدون آن که امتزاج با آن مرتبه داشته باشد حضور دارد.

حکمت متعاليه ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حکمت متعاليه ملاصدرا سيد محمد خامنه اي در بين سالهاي 979 تا 1045 هجري قمري (برابر با 1635-1571 مسيحي) فيلسوفي مي زيست که نام او صدرالدين محمد معروف به ملاصدرا بود و بعدها لقب او را صدرالمتألهين (رئيس فلاسفه الهي) گذاشتند و مکتب فلسفي او را حکمت متعاليه ناميدند. ملاصدرا فيلسوفي بودکه به تمام مکاتب فلسفي و عرفاني و کلامي زمان خود تسلط کامل داشت و از طرف ديگر چون يک مفسّر عاليقدر و يک محدث و حديث شناس ماهر بود به قرآن و حديث و سنت پيامبر (ص) نيز مسلط بود. دانش بسيار و نبوغ و استعداد ويژه اين فيلسوف و دانشمند سبب گرديد که بسبب تسلط به فلسفه و ابتکار و خلاقيتي که در وي بود اساس همه مکاتب زمان خود را درهم بريزد و از ميان آن, مکتبي فلسفي عرفاني بسازد که کاملاً مستقل ولي جامع و دارنده همه جنبه هاي مثبت آن مکاتب پيشين بود.

خدا در فلسفه ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد خدا در فلسفه ملاصدرا رضا اكبريان[*] چكيده يكي از مسائلي كه بشدّت از نظريّه وجود ملاصدرا متأثّر است و در نظام فلسفي وي، صبغه كاملاً جديدي پيدا مي كند، سلوك فكري وي در اثبات وجود حق و بحث از اسماء و صفات اوست. خدا، محور اصلي تعاليم دين است. اساس دين را اعتقاد به وجود خدا تشكيل مي دهد. اصليترين مسئله اي كه براي جوينده حقيقت، مطرح مي شود و بايد پيش از هر چيز پاسخ صحيح آن را بدست آورد، اينستكه آيا خدايي وجود دارد يا نه؟ پاسخ مثبت يا منفي به اين سؤال نه فقط نگرش انسان را نسبت به جهان بيرون متفاوت مي سازد، بلكه خود انسان هم در پرتو پاسخي كه به اين پرسش مي دهد، جلوه و معناي ديگري مي يابد. از نظر ملاصدرا علم الهي شريفترين و ارزشمندترين علوم فلسفي است كه تكامل حقيقي انسان بدون آن ممكن نيست. او كمال حقيقي انسان را تنها در سايه قرب الهي محقق مي داند و معتقد است كه تقرب به خداي متعال بدون معرفت او، امكان پذير نخواهد بود. ملاصدرا در تمام كتب فلسفي خود، معرفت وجود حق را حكمت مي داند و سعادت حقيقي انسان را متوقّف بر آن معرفي مي كند. از نظر ملاصدرا شناخت خدا هدف هر فلسفه اي محسوب مي شود، لذا انسان، مكلف است كه خدا را به قدر توان و طاقت بشري بشناسد و به او تشبّه جويد. او كه شناخت عقلاني در مورد خدا را ممكن مي داند و براي اثبات او، براهين متعددي اقامه مي كند، به نوعي كشف و شهود عرفاني نيز اذعان دارد. تبيين و تحليل چنين نظريه اي، بررسي پيشينه تاريخي و سرچشمه هاي ديني ـ فلسفي آن و بيان اينكه ملاصدرا بعنوان بنيانگذار حكمت متعاليه در اين باب رويكردي ويژه دارد هدف اصلي اين مقاله است.

بررسی عوامل رشد و گسترش فلسفه در عصر صفوی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد بررسی عوامل رشد و گسترش فلسفه در عصر صفوی این مقاله به بررسی عوامل رشد و گسترش فلسفه و حکمت اسلامی در عصر صفوی پرداخته و در صدد است تا به این پرسش اصلی پاسخ دهد که چه عواملی در دوره صفویه موجب گسترش فلسفه و عطف توجه به مواد درسی مانند منطق و فلسفه در مدارس و نیز نگارش رساله های مهم فلسفی در این دوره شده است؟ عصر صفوی از اوایل قرن دهم هجری تا نیمه قرن دوازدهم (۹۰۷ تا ۱۱۴۵ ق) یکی از دورانهای مهم تاریخ ایران است که مذهب تشیّع دوازده امامی به عنوان مذهب رسمی در کشور استقرار یافت. در چنین بستر مساعدی، تعلیم و تربیت بر آموزه های شیعی استوار گردید و زمینۀ مناسبی برای رشد و شکوفایی علوم اسلامی و معارف شیعی در ایران فراهم آمد.حکمت و فلسفه اسلامی نیز یکی از شکوفاترین و پررونق ترین دوره های خود را در ایران اسلامی و بخصوص در شهرهای شیراز و اصفهان، در این دوره سپری نموده است. وضعیت مذهب در این دوره و نیز روشهای آموزشی در عصر صفوی و همچنین سیاستهای سلاطین صفوی از جمله حمایت از مراکز تعلیم و تربیت و استقبال از مهاجرت علمای جبل عامل و حمایت از تاسیس مراکز آموزشی مناسب و مدارس علمی مهم و کمک به تاسیس و تقویت کتابخانه ها در این زمان برخی عامل رشد و گسترش فلسفه در این عصر است.

آموزش فلسفي کودکان در نظام تعليم و تربيت اسلامي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد آموزش فلسفي کودکان در نظام تعليم و تربيت اسلامي نويسنده: هادي سليماني ابهري (1) چکيده: در دو دهه اخير، بعد از ورود مباحث آموزش فلسفي کودکان به عرصه مطالعات و پژوهش هاي اهل نظر در ايران، به ويژه با استقبالي که از رويکرد P4C (philosophy for children) به عمل آمد، تلاشهايي در تحليل و بررسي و معرفي و حتي اجراي آن به اشکال گوناگون، مانند ارائه مقالات در نشريات، تشکيل همايش ها و کارگاه هاي آموزشي، تأليف و ترجمه کتب صورت گرفت. در سنوات اخير اين همت ها به سطحي رسيده است که برنامه ريزي در حد پذيرش دانشجو در سطح PHD براي آن صورت مي گيرد. جاي خالي بررسي نظرات ليپمن )باني اين نوع از آموزش در نيم قرن اخير) در مقايسه با نظام تعليم و تربيت اسلامي، ما را برانگيخت تا با تأملي در آموزه هاي وحياني، جايگاه آموزش تفکر خلاق و انتقادي در تعليم و تعلم اسلامي را بازشناسي کنيم. در اين بررسي و مقايسه، نزديکي شيوه هاي تربيت ديني براي فراهم کردن بسترهاي آموزش تفکر خلاق و اکتشافي، با روش ها و ديدگاه هاي ليپمن (lipman) آشکار گرديده است.

نقد تفکيکي انگاري ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد نقد تفکيکي انگاري ملاصدرا نويسندگان: جنان ايزدي احد فرامرز قراملکي چکيده بر اساس يکي از ديدگاه هاي طرح شده، روش شناسي ملاصدرا در حکمت متعاليه تفکيکي است. مدعاي اين نظرگاه اين است که ملاصدرا در سير تحول روشي خود از رويکرد فلسفي- عرفاني و تأويليِ نخستين خويش به رهيافتي وحياني دست مي يابد. مستند تفکيک انگاري مطالعه اي موردپژوهانه بر رويکرد ملاصدرا در مسأله ي معاد جسماني است. اگرچه نگاه تحولي به حکمت متعاليه و سنجش عيني تفکر صدرايي از مزاياي اين طرح پژوهشي است، ضعف هايي چون: نگاه حصرگرايانه به تحول، ايهام ملازمت تلفيق و تأويل، عدم کفايت ادله، و خلط ايستار فلسفي و ايستار وحياني اين نظريه را با چالش جدي مواجه مي سازد.

انسان سالم در حكمت عملي

چکیده قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد. انسان سالم در حكمت عملي سيد محمد خامنه اي يكي از آموزه هاي مهم اديان الهي و بخصوص دين اسلام، تعريف انسان و ابعاد معنوي او و صراحت بخشيدن به بُعدي نامحسوس غير مادي ـ يعني نفس يا روان ـ مي باشد. شايد بتوان ادعا كرد كه اگر تأكيد وحي و اديان آسماني بر وجود چيزي بنام روح يا نفس و اهميت آن در شخصيت و منش انساني نمي بود تجربة نارساي بشري ـ حتي در پيشرفته ترين تمدنها ـ قادر نبود كه اينگونه كه امروز روشن شده است به بُعد عميق و مؤثري در انسان بنام نفس يا روح برسد. در اسلام (و مكاتب و اديان آسماني ديگر) معرفي نفس انسان، همپا و همراه تعريف سلامت نفس و آموزش روشهاي ساختن انسان سالم بوده و حتي از حديث «بُعثت لأتمم مكارم الأخلاق» مي توان بدست آورد كه هدف اصلي اسلام نوسازي بشر و ساختن انسانهايي داراي سلامت نفس و قوت روح و روان مي باشد؛ چه آنكه سلامت معنوي انسان، از ديدگاه اسلام، ضامن سعادت دنيوي و اخروي و فوز و فلاح او شمرده شده است و شخصيت سالم يك انسان را سكوي پرش و تعالي او بسوي كمالات انساني و وصول به مدارج عالية روحي و قرب يا حتي وصال حق متعال معرفي نموده است. اهميت سلامت رواني انسان و شناسايي و درمان آفات و آسيبهاي آن در اسلام و اديان با مطرح بودن آن در روانپزشكي و روانشناسي و روانكاوي سازگاري داشته و بررسي تطبيقي اين رشته ها با تعاليم آسماني مانند هميشه مي تواند تجربه هاي بشري را غنيتر سازد و اگرچه تجربه و دانش بشر ناتوانتر از آن بوده كه به شناسايي روان دست يابد ولي توانسته است با آسيبها و بيماريهاي آن، كه در رفتار انسان خود را نشان مي دهد و نوعي نابساماني و ناهنجاري رفتاري است، آشنا شود و تا حدودي به درمان آن بپردازد. سلامت رواني انسان در اسلام از يك زاويه و در پزشكي از زاوية ديگر مورد نظر و عنايت قرار گرفته است. باينصورت كه در روانپزشكي آنرا فقط از نظر ناهنجاريهاي شخصيتي و بيماريهاي شديد آن مورد نظر قرار مي دهند اما در بينشهاي ديني فراگيرتر مي باشد و تمام احوال نفس انساني را زير نظر مي گيرد. ما در اين مقاله ديدگاه اسلام را از دريچة روايات اسلامي و بخصوص احاديث اهل بيت (ع) مورد بررسي قرار مي دهيم و به مرزهاي مشترك حديث و روانپزشكي و روانشناسي نگاهي اجمالي مي اندازيم.

حوزه ی فلسفی و عرفانی تهران

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد همچنین کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. حوزه ی فلسفی و عرفانی تهران نویسنده: سیدحسین نصر حوزه ی مهم فلسفه و عرفان در تهران در قرن سیزدهم و چهاردهم با عنوان «حوزه ی فلسفی و عرفانی تهران» شناخته می شود. با پایتخت شدن تهران، این شهر کوچک مرکز سیاسی و اقتصادی ایران شد و پس از چندی مرکز فرهنگی و فلسفی نیز شد. پس از آنکه میرداماد و ملاصدرا مکتب اصفهان را تأسیس کردند، اصفهان به رغم حوادث دوران پایانی عصر صفوی، از جمله حمله ی افغانان و مخالفت با حکمت و عرفان در محافل دینی، مخصوصاً پس از احیای مکتب صدرایی به همت ملاعلی نوری (متوفی 1246)، درخشان ترین چهره ی حکمت، مرکز اصلی تدریس فلسفه و عرفان باقی ماند و از آنجا دامنه ی تدریس فلسفه و عرفان به تهران کشانده شد.

روح افلاطوني در فلسفه ملاصدرا

روح افلاطوني در فلسفه ملاصدرا * سید محمد خامنه ای يكي از مباني مشهور و شناخته شده ملاصدرا، اصل «جسماني بودن منشأ حدوث نفس انساني و روحاني (غير مادي ) شدن آن بمرور زمان » است كه بنظرية «جسمانية الحدوث و روحانيّة البقاء» بودن نفس معروف است . اين نظريه ـ برخلاف عقيدة حكما و فلاسفة پيشين اشراقي ، كه معتقد بودند نفس انساني غيرمادي است و پيش از بدن در ملكوت زندگي مي كند و پس از شكل يافتن بدن كودك به كالبد او وارد مي شود و زندگي را با جسم مادي آغاز مي نمايد، ـ مي گويد كه نفس در مراحل نخستين آفرينش خود مادي است و از ماده تراوش مي كند ولي بتدريج راه جداگانه اي در پيش مي گيرد و رو به تجرد از ماده مي نهد و به اوج تجرد خود (از ماده ) مي رسد. ملاصدرا در تمام آثار و كتب خود، مانند فلاسفة ديگر مسلمان ، نام اين موجود را «نفس » مي گذارد؛ ولي از آنجا كه در منابع فلسفي و مذهبي گاهي كلمة «روح » نيز بهمين معنا (يا نزديك به آن ) بكار رفته است و گاهي در تعبيرات ، جاي اين دو كلمه با هم عوض مي شود و آنها را بجاي يكديگر بكار مي برند، اين پرسش پيش مي آيد كه : آيا روح ، همان نفس است ؛ يا معناي ديگري دارد!؟ و اگر روح اشاره به مفهوم غيرمادي ديگري است آن چيز چيست ؛ و با نفس چه رابطه اي دارد؟ قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد

سه معنا براي « وجود » در اصالت وجود

سه معنا براي « وجود » در اصالت وجود نويسنده: دکتر سيد يحيي يثربي اصالت وجود، در حکمت متعاليه ي صدرالمتألهين محمد بن ابراهيم شيرازي معروف به ملّاصدرا ( م 1050 هـ ) يک اصل بنيادي است. او علاوه بر تأکيد و تکيه بر اصالت وجود، به عنوان يک گزاره ي درست در هستي شناسي و جهان بيني، در ده ها مسئله ي ديگر نيز از اين اصل سود برده است. اين مسئله؛ مانند روحي در کالبد سازمان فلسفي صدرا است که عامل توفيق و کاميابي او، در تحليل، تبيين و اثبات مسائل گوناگون اين نظام مي باشد. در حکمت متعاليه ي صدرا، علّيت، حدوث و قدم، اثبات واجب، صفات واجب، صدور جهان، ربط حادث به قديم، حرکت جوهري، معاد جسماني، همگي به گونه اي با اصالت وجود پيوند يافته، از آن ياري مي گيرند. بنابراين، مسئله ي اصالت وجود، شايسته ي هرگونه توجه و دقت مي باشد. اصالت ، ماهيت ، وجود قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد

نفس و ادراک نفسانی از نظر کانت

نفس و ادراک نفسانی از نظر کانت نویسنده: دکتر حسین معصوم ارتباط ادراک نفسانی با وجود نفس برای بحث، از نظر کانت، درباره ی ارتباط ادراک نفسانی با وجود نفس، باید بین سه جنبه ی مربوط به هم در این مبحث تمایز قائل شد و درباره ی هر یک مطالبی را بیان کرد: 1- ادعای این که وجود قبلاً در «من فکر می کنم» داده شده است؛ یعنی «من فکر می کنم» قضیه ی «من وجود دارم» را در بر دارد. 2- ادعای این که «من فکر می کنم» یک قضیه ی تجربی است. 3- نقد استنتاج دکارتیِ «من فکر می کنم پس هستم» (کوگیتو اِرگوسُوم) رابطه ی «من فکر می کنم» و «من وجود دارم» کانت در طبع اولِ نقد عقل محض می گوید: آن چه به استنتاجِ دکارتی (کوگیتو اِرگوسُوم) مشهور است، در واقع، توتولوژی است، زیرا کوگیتو (من فکر می کنم) وجود مرا (سُوم: من وجود دارم) مستقیماً بیان می کند. در طبع دوم آن کتاب کانت به این نکته معتقد است که قضایای «من فکر می کنم»، «من فکر کننده هستم» و «من فکر کننده وجود دارم» معادل یکدیگرند. سپس، ادعایِ کانت ظاهراً این است که وجود من قبلاً به عنوان فرض یا پیش فرض در قضیه ی «من فکر می کنم» در نظر گرفته شده است؛ لذا نمی توان آن را حاصل استنتاج از آن قضیه دانست؛ بنابراین، می توان گفت جمله ی «من فکر می کنم پس هستم» قضیه ای است معادل «من فکر کننده ام» ادعای کانت درباره ی وجود نفس مستقیماً از برداشت او از ادراک نفسانی، به عنوان آگاهی از فعالیت سوژه ی فکر کننده نتیجه می شود. در این جا، هیچ فعالیتی بدون یک عامل وجود ندارد و اقرار به وجود یک فعالیت، به معنای اقرار به وجود چیزی است که آن فعالیت را انجام می دهد. قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد

زبان جهانیِ استدلال در منظومه حكمت متعالیه برتری حكمت بر فقه ؟

زبان جهانیِ استدلال در منظومه حكمت متعالیه برتری حكمت بر فقه ؟ نویسنده: دكتر شریف لكزایی آیا « حكمت متعالیه » امكان جهانی شدن را در عصر كنونی دارد ؟ چرا فلسفه اسلامی می تواند به معنویت گرایی و حقیقت جویی در حیات معاصر پاسخ دهد ؟ با نظر به اقتضائات و مختصات حكمت متعالیه پاسخ مثبت است، چرا چنین داوری می كنیم ؟ قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد

گزارشی از نشست «ظرفیت های فلسفه ی اسلامی برای تحول در علوم انسانی»

گزارشی از نشست «ظرفیت های فلسفه ی اسلامی برای تحول در علوم انسانی» فیاض: امام در جوانی از فلسفۀ صدرایی عدول کرد/ پارسانیا: باید به همۀ ظرفیت های فلسفه صدرایی نظر کرد فرهنگ امروز/زهرا رستگار: نشست «ظرفیت های فلسفه ی اسلامی برای تحول در علوم انسانی» در دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران با سخنرانی دکتر حمید پارسانیا و دکتر ابراهیم فیاض برگزار شد. در این نشست دکتر فیاض بزرگ‎ترین خطر برای هر انقلابی را بازگشت به عقب دانست و اشاره کرد اگر جمهوری اسلامی از مکتب ملاصدرا خارج نشود دچار رکودی در دانشگاه‎ها و نظام علمی خواهیم شد. همانطوری که در حال حاضر نیز به آن دچار شده‎ایم. صحبت‎های ابراهیم فیاض در این نشست بحث‎های بسیاری را پیرامون فلسفه ملاصدرا و اعتقاد امام(ره) به فلسفه ملاصدرا به وجود آورد. دکتر پارسانیا که خود را در مقام پاسخ‎گویی به صحبت‎های دکتر فیاض نمی‎دانست معتقد بود که در برخورد با این عوامل، زاویه هایی در حاشیه ی معرفت ایجاد می شود و وقتی که تحولات یک معرفت را در تاریخ و فرهنگ در نظر می‎گیریم؛ باید برخوردهای گزینشی و تحریف هایی که به وجود می آید را نیز در نظر داشته باشیم. قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد

  • تعداد رکوردها : 285

    چرا جهان اينگونه است؟

    چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد مقاله پیش رو به قلم دکتر سید یحیی يثربي قرار گرفته در سایت راسخون ارائه میگردد. چرا جهان اينگونه است؟ منظور ما در اين نوشته، تبيين نظم و نظام موجود در جهان و در تک تک موجودات است. اصل موجوديت يک چيز است و نظام و چگونگي و مشخصات موجوديت، چيز ديگر. مثلاً موجوديت انسان که با چه وسيله و چگونه موجود شده، يک مسئله است؛ شکل و هيئت و نظام وجود او مسئله ديگري است. چرا انسان کوچک تر از اين يا بزرگ تر خلق نشد؟ چرا دو چشم دارد نه بيشتر؟ چرا يک مرکز تلمبه خون دارد نه بيشتر؟ و صدها و هزاران پرسش از اين نوع که آن ها را پرسش هاي مربوط به گزينش و نظم مي ناميم. به عبارت ديگر، مسئله ما اين است که از ميان صورت ها و جهان هاي ممکن، چه عاملي در گزينش صورت فعلي جهان و صورت هاي موجود پديده هاي جهان، اثر گذاشته است؟ نخست بررسي سابقه مسئله را از يونان پي مي گيريم، سپس به ديدگاه متفکران اسلام مي پردازيم. هیئت نظام، نظام موجود در جهان، نظام جهان هستي، برهان جواز، مُثل

    18 آبان 1393

    یادداشت دکتر داوری اردکانی درباره سبک زندگی

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد این متن در تار نمای علوم اجتماعی اسلامی قرار داده شده است . یادداشت دکتر داوری اردکانی درباره سبک زندگی از من خواسته اید که درباره ی سبک زندگی چیزی بنویسم. از یک جهت سبک و شیوه ی زندگی در دوران جهانی شدن مصرف، از جمله مهمترین مسائل در علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی است اما غلبه و شیوه و سبک زندگی مصرفی کنونی صرف یک مسئله ی قابل بحث و تحقیق در مراکز علمی ـ فرهنگی نیست؛ بلکه خطر بزرگی برای آینده ی فرهنگ ها و سست شدن بنیاد وجود بشر و سرایت آشوب در همه چیز و همه جا وحتی در شیوه زندگی گسترش پاینده و گسترش یافته ی کنونی است. سبک زندگی، جهانی شدن مصرف،شیوه زندگی

    5 آبان 1393

    مسيحيت صهيونيستي و آينده جهان

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای آیت مظفری در فصلنامه حصون به چاپ رسیده است . مسيحيت صهيونيستي و آينده جهان چكيده مسيحيت صهيونيستي با وجود ريشه هاي پروتستاني خود، براي نخستين بار در اواخر قرن نـوزدهم ميلادي ظهور كرد. جان داربي (Darby Nilson John) كشيش معروف انگليس ، كه در سـال 1882 م درگـذشـت ، مسيحيت صهيونيستي را به عنوان «عملي نمودن خواسته هاي مسيح » و تحقق پيش گوئي هاي انجيل بين پروتستان ها ترويج كرد. صهيونيسم به جنبش سياسي ـ مذهبي يهوديان براي حضور در فلسطين و حق حاكميت يهود بـر كـل ايـن سرزمين اطلاق مي شود، لذا مسيحياني كه به طور جدي از بازگشت يهوديان بـه فـلسـطين به عنوان ارض موعود حمايت مي كنند، مسيحي صهيونيست شناخته مي شوند. مـقـاله حـاضـر به معرفي اين جريان مي پردازد كه طي آن ضمن بيان تاريخچه ، مباني اعـتـقـادي مـسـيحيان صهيونيست را به اختصار نقد كرده، ديدگاه آنان را درباره آينده جهان بيان مي كند. مسيحيت صهيونيستي، يهود، صـهـيـونـيـسـتـم،پروتستان

    5 آبان 1393

    ريشه هاي كلامي - اجتماعي مسيحيت صهيونيستي

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای محمود سيفي در نرم افزار مسیحیت صهیونیستی درج گردیده است. ريشه هاي كلامي - اجتماعي مسيحيت صهيونيستي نجات زمين با پيش گويي چارلز فيني Finney يكي از كساني است كه در آمريكا پايان عاجل جهان را پيش گويي كرد. او در سال 1835 نوشت: «اگر كليسا به وظايف خود عمل كند، هزاره در همين كشور و در عرض سه سال فرا خواهد رسيد». جوزف ميلر بازگشت مسيح را دقيقا در 21 مارس 1843 دانست و چارلز راسل پيش بيني كرد مسيح پادشاهي روحاني خود را در 1914 بر پا خواهد كرد. راسل در 1879 مجله اي به نام «مراقبان صهيون» با تيراژ شش هزار نسخه تاسيس كرد كه در يك قرن بعد به تيراژ 15 ميليون نسخه رسيد. در همين زمان در آمريكا و اروپا علاقه زيادي به شرق و قوم يهود احيا شده بود. توجه به سرزمين فلسطين تا حد زيادي ناشي از سلسله اي از كشفيات باستان شناختي، ماجراجويي هاي نظامي و تعداد رو به افزايش سفرنامه هاي منتشر شده از شرق بود كه به توجهات عمومي دامن مي زد. بين سال 1800 تا 1875 بيش از دو هزار نويسنده درباره ارض مقدس دست به قلم بردند و به طور مثال كتاب راهنماي سينا و فلسطين اثر دن استانلي در طول يك سال پس از انتشار خود در 1856 به ويرايش چهارم رسيد. در دهه 1830 سفر به خاور نزديك بخشي از سفرهايي بود كه اكثر جنتلمن هاي اروپايي را به خود جذب مي كرد. ارض مقدس، پایان جهان، قوم يهود، بازگشت مسيح

    30 شهریور 1393

    پیرامون هویت در معماری ایرانی/اسلامی گفتگو با دکترحسن بلخاری

    چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای بهرام هوشیار یوسفی در پایگاه الکترونیکی حوزه به چاپ رسیده است پیرامون هویت در معماری ایرانی/اسلامی گفتگو با دکترحسن بلخاری حسن بلخاري قهي، استاد دانشگاه و دکتراي فلسفه هنر است؛ عنوان رساله او The Manifestation of Unity of Existence in Art and Architecture of Iran and India - A Comparative Study بوده و وی هم اکنون عضو گروه های هنرهای سنتی، گروه سینماو گروه پژوهشی نقد هنر فرهنگستان هنر است. بيش از 20عنوان تأليف درباره مباني نظري هنر و فرهنگ همچون «مباني عرفاني هنر و معماري اسلامي»، «حکمت، هنر و زيبايي» و «سرگذشت هنر در تمدن اسلامي» را در کارنامه ي خود دارد و چندين مقاله و پژوهش را در اين عرصه به ثمر رسانده است. بلخاري به صورت ريشه اي بحث مي كند و نتيجه گيري هاي وي توام با ارائه راهكار است: "یک تیم زیبایی شناس مبتنی بر مبانی معنوی، 10 طرح مختلف ارائه دهند و دراختیار پیمان کاران قرار دهند و بگویند مصالح براساس منطق ساختمانی امروز ولی فرم بنا باید بدین گونه باشد...". اين نگرش كاركردي زماني كه از زبان يك نظريه پرداز فلسفه اسلامي/عرفاني مطرح مي شود، بدون شك گشايشي شايسته را در تداوم بحث هويت گرايي در عرصه معماري به همراه خواهد داشت. . ساحت معنوی انتقال ارزش ها با استفاده از هنرهای که کاربرد ساختاری دارند در سطح شهر به چه نحوی صورت می گیرد؟ تجربه های موفق در این حوزه چگونه بوده است؟ آیا به صورت دستوری می شود با آن برخورد کرد یا ما باید نظاره گر باشیم تا یک جریان فرهنگ ساز در دراز مدت آن را خلق کند...؟ فلسفه معماری،سنت معماری،زیبایی شناسی هنر، جهان سنت

    30 شهریور 1393

    هزاره گرايي

    چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از منابع دیگر نیز مقلاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله درج شده در نرم افزار مسیحیت صهیونیسم می باشد. هزاره گرايي هزاره گرايي (millennialism) ميراث قديم اديان است كه امروزه در جوامع مسيحي رواج يافته و در آينده اي نزديك ، شاهد آثار و نتايج آن خواهيم بود. اين آرمان در يهوديت بسيار اوج گرفت و در مسيحيت – به ويژه در سال 1000 ميلادي – به نهايت اوج خود رسيد. اكنون هزاره گرايي در جهان مسيحيت بيداد مي كند و شور و التهاب اين آرمان در آن جوامع به آن پايه است كه پژوهشگران علوم اجتماعي و رسانه هاي جمعي از آن به عنوان «سندر» دو هزار و «جنون هزاره اي» ياد مي كنند. هزاره گرایی ملکوت خدا سلطنت هزاره ساله

    28 مرداد 1393

    ماهيت شناسي وهابيت نوين

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از منابع دیگر نیز مقلاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله درج شده در نرم افزار مسیحیت صهیونیسم می باشد. ماهيت شناسي وهابيت نوين فرقه هاي انحرافي يكي از مهم ترين انگيزه هاي تحرك و تهاجم وهابيت در سطح منطقه و كشورهاي اسلامي، ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از انقلاب اسلامي، بيداري و خود آگاهي قرآن محور در ميان جوانان و دانشمندان تحصيل كرده و استقبال آنان از اين حركت اصيل و مذهب نوراني مطابق با سنت راستين و ناب محمدي(صلي الله عليه و آله و سلم ) است، كه با پي جوئي رفتار آنان مي توان عمق وحشت آنان را از نفوذ بيداري و آگاهي مسلمانان امروز از اسلام واقعي و مكتب انقلاب اسلامي درك نمود. بدين ترتيب شاهد آن هستيم كه چگونه با جنايات شرربار خود كه با حمايت حاكمان غربي و حاميان پر عناد مذهبي آن، نام جهاد في سبيل الله و اصلاح ديني به خود گرفته است تصرفات سياسي خود را صبغه مذهبي داده و آن را مقدس جلوه مي دهند. واژگان کلیدی وهابیت سلفی گری فرقه ای انحرافی گروه های تروریستی

    11 مرداد 1393

    فرقه وهابيت

    چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از منابع دیگر نیز مقلاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله تهیه شده در دفتر پژوهش موسسه ي فرهنگي هنري خراسان درج شده در نرم افزار مسیحیت صهیونیسم نقل می گردد. فرقه وهابيت هر چند ظهور جريان هاي فكري انحرافي، پديده ي تازه اي نيست و تاريخ اسلامي از دهه ي آغازين خود و به دنبال فقدان رسول خدا (ص) تاكنون با آن دست به گريبان بوده است، اما احتمالاً مي توان دو سده ي اخير را دوران اوج گيري ظهور جريان هاي فكري انحرافي دانست؛ چرا كه بروز تحولات بنيادين در ساختار حاكميتي جهان اسلام پس از قدرت يافتن تركان عثماني و باز شدن پاي استعمار غرب به كشورهاي اسلامي از سده ي هجدهم ميلادي با هدف سلطه بر منطقه و پاره اي عوامل سياسي و اجتماعي ديگر، زمينه را براي اوج گيري اين قبيل جريان ها در اين برهه ي تاريخي، كاملاً فراهم ساخت. يكي از اين جريان هاي فكري انحرافي كه در اين دوران به راه افتاده و هزينه هاي سنگين و بعضاً جبران ناپذيري را به جهان اسلام تحميل كرده، جريان افراطي وهابيت بوده است؛ جرياني كه متاسفانه توانسته است در سايه ي قرائتي خشن و تنگ نظرانه از دين همراه با نوعي عملگرايي خطرناك، از يك سو با گسترش خشونت و ناامني، بذر بدگماني به اسلام و مسلمانان را در جهان بيفشاند و بهانه ها و دست مايه هاي لازم براي تبليغات استكبار جهاني بر ضدّ امّت اسلامي را فراهم آورد و از سوي ديگر، با تكفير و توهين مسلمانان، اختلاف ميان مذاهب را تشديد نمايد و كژانديشانه در آتش تفرقه بدمد. به علاوه، هنوز خاطره ي تلخ تخريب اماكن متبركه و مشاهد مشرّفه ي مكه و مدينه توسط آنان، در ذهن امت اسلامي باقي است. ترورهاي كور و بي رحمانه در قالب عمليات انتحاري نيز كه هر از چند گاهي به كشته و زخمي شدن مسلمانان مظلوم و زنان و كودكان بي گناه در گوشه و كنار جهان اسلام مي انجامد، جلوه ي ديگري از جريان وهابيت است كه از ميزان جهالت و خباثت آن حكايت دارد. اگر چه پايگاه و مركز اين جريان نامبارك، درون عربستان سعودي است، اما تبليغات گسترده ي آن در سراسر جهان با تكيه بر دلارهاي نفتي، آن را افزون بر برخي كشورهاي منطقه، تا عمق سرزمين هاي دوردست اسلامي در شرق آسيا و حتي آفريقا گسترانيده است. هر چند خوشبختانه ويژگي هاي فرهنگي كشور و پيوند عميق مردم ما با مكتب اهل بيت (ع) به گونه اي است كه زمينه ي چنداني براي نفوذ اين جريان در ايران وجود ندارد، اما اين واقعيت خوشحال كننده نبايد به يك غفلت و كوتاهي بيانجامد . چه، امروزه ده ها كتاب، مجله و سايت اينترنتي كه عمدتاً توسّط فارغ التحصيلان دانشگاه هاي مكه و مدينه توليد مي شوند و از مفتيان تندرو عربستان سعودي خط مي گيرند و توسط نهادهاي فرهنگي اين كشور پشتيباني مي شوند، سرگرم ترويج باورهاي افراطي و خشن وهابي و حشمله به مذاهب و شخصيت هاي اسلامي هستند واژگان کلیدی وهابیت سلفی گری ابن تیمیه تکفیری

    29 تیر 1393

    فرقه وهابيت

    چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از منابع دیگر نیز مقلاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله تهیه شده در دفتر پژوهش موسسه ي فرهنگي هنري خراسان درج شده در نرم افزار مسیحیت صهیونیسم نقل می گردد. فرقه وهابيت هر چند ظهور جريان هاي فكري انحرافي، پديده ي تازه اي نيست و تاريخ اسلامي از دهه ي آغازين خود و به دنبال فقدان رسول خدا (ص) تاكنون با آن دست به گريبان بوده است، اما احتمالاً مي توان دو سده ي اخير را دوران اوج گيري ظهور جريان هاي فكري انحرافي دانست؛ چرا كه بروز تحولات بنيادين در ساختار حاكميتي جهان اسلام پس از قدرت يافتن تركان عثماني و باز شدن پاي استعمار غرب به كشورهاي اسلامي از سده ي هجدهم ميلادي با هدف سلطه بر منطقه و پاره اي عوامل سياسي و اجتماعي ديگر، زمينه را براي اوج گيري اين قبيل جريان ها در اين برهه ي تاريخي، كاملاً فراهم ساخت. يكي از اين جريان هاي فكري انحرافي كه در اين دوران به راه افتاده و هزينه هاي سنگين و بعضاً جبران ناپذيري را به جهان اسلام تحميل كرده، جريان افراطي وهابيت بوده است؛ جرياني كه متاسفانه توانسته است در سايه ي قرائتي خشن و تنگ نظرانه از دين همراه با نوعي عملگرايي خطرناك، از يك سو با گسترش خشونت و ناامني، بذر بدگماني به اسلام و مسلمانان را در جهان بيفشاند و بهانه ها و دست مايه هاي لازم براي تبليغات استكبار جهاني بر ضدّ امّت اسلامي را فراهم آورد و از سوي ديگر، با تكفير و توهين مسلمانان، اختلاف ميان مذاهب را تشديد نمايد و كژانديشانه در آتش تفرقه بدمد. به علاوه، هنوز خاطره ي تلخ تخريب اماكن متبركه و مشاهد مشرّفه ي مكه و مدينه توسط آنان، در ذهن امت اسلامي باقي است. ترورهاي كور و بي رحمانه در قالب عمليات انتحاري نيز كه هر از چند گاهي به كشته و زخمي شدن مسلمانان مظلوم و زنان و كودكان بي گناه در گوشه و كنار جهان اسلام مي انجامد، جلوه ي ديگري از جريان وهابيت است كه از ميزان جهالت و خباثت آن حكايت دارد. اگر چه پايگاه و مركز اين جريان نامبارك، درون عربستان سعودي است، اما تبليغات گسترده ي آن در سراسر جهان با تكيه بر دلارهاي نفتي، آن را افزون بر برخي كشورهاي منطقه، تا عمق سرزمين هاي دوردست اسلامي در شرق آسيا و حتي آفريقا گسترانيده است. هر چند خوشبختانه ويژگي هاي فرهنگي كشور و پيوند عميق مردم ما با مكتب اهل بيت (ع) به گونه اي است كه زمينه ي چنداني براي نفوذ اين جريان در ايران وجود ندارد، اما اين واقعيت خوشحال كننده نبايد به يك غفلت و كوتاهي بيانجامد . چه، امروزه ده ها كتاب، مجله و سايت اينترنتي كه عمدتاً توسّط فارغ التحصيلان دانشگاه هاي مكه و مدينه توليد مي شوند و از مفتيان تندرو عربستان سعودي خط مي گيرند و توسط نهادهاي فرهنگي اين كشور پشتيباني مي شوند، سرگرم ترويج باورهاي افراطي و خشن وهابي و حمله به مذاهب و شخصيت هاي اسلامي هستند واژگان کلیدی وهابیت سلفی گری ابن تیمیه تکفیری

    29 تیر 1393

    مسيح يهودى و فرجام جهان-1

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد سلسله مقالات پیش رو از سایت موعود نقل می شود. چکیده: آنچه در پى خواهد آمد مقدمه كتاب المسيح اليهودى و نهايةالعالم اثر نويسنده و محقق ارجمند مصرى آقاى رضا هلال است كه به دليل مطالب ارزشمند و محققانه‏اى كه در اين كتاب در زمينه مسيحيت صهيونيستى مطرح شده، ترجمه و براى نخستين بار براى استفاده خوانندگان عزيز عرضه مى‏گردد. مقدمه: »هيچ كس نمى‏تواند آمريكا و آزاديهايش را بفهمد، مگر اين‏كه آگاه باشد و تأثيرى را كه دين به طور مستقيم بر روى ساخت و ايجاد اين كشور گذاشته و مى‏گذارد، درك كند...«. جيمز ون - آمريكاى امروز بذر اين كتاب هنگامى كه در دهه نود قرن گذشته در ايالات متحده زندگى مى‏كردم، در وجودم كاشته شد. يكى از روزها وقتى كانالهاى تلويزيونى را مى‏گرفتم، نگاهم بر روى آگهى كانال سى.بى.ان متوقف شد، »پات رابرتسون« واعظ تلويزيونى را مى‏ديدم كه از فرارسيدن پايان تاريخ و دومين ظهورمسيح سخن مى‏گفت و مردم را پند و اندرز مى‏داد. مدتى برنامه‏هاى ايستگاههاى تلويزيون مذهبى كه »كليساى تلويزيونى« ناميده مى‏شوند، مرا به خود مشغول داشتند. اين ايستگاهها براى بينندگان آمريكايى موعظه و پند ارائه مى‏دهند و زمينه رفتن به كليسا جهت خواندن نماز را فراهم مى‏نمايند، همچنين اخبار و ميزگردهاى مذهبى(1 ) پيرامون نظر شريعت و دين درباره ازدواج، طلاق، تربيت، كودكان، سقط جنين وكانديداهاى انتخابات را پخش مى‏كنند. وازگان کلیدی: مسيح بنیادگرایی ایوانجلیستها

    25 خرداد 1393

    بررسی نقش تفکر انتقادی در زندگی اجتماعی

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد چکیده شاخصترین پایة شخصیت فرد, میل به اندیشیدن و توانایی فکر به صورت انتقادی است. تفکر انتقادی به افراد در حل مسائل, تصمیم گیری در موقعیتهای زندگی و شکل گیری هویت و عادتی با ثبات در شخص کمک میکند. جامعه هر چقدر پویاتر باشد, نیاز به اندیشمندان انتقادی بیشتر احساس میشود. جامعه همواره نیازمند متفکرانی است که از قضاوت خوب درباره مسائل جامعه خویش برخوردارند و میدانند که چه زمانی و چگونه مهارتهای تفکر را در جامعه خویش بکار گیرند, برخورداری از تفکر انتقادی در جامعه سیاسی به افراد یاری میرساند تا شهروندانی آگاه و مطلع باشند و آزادی حقیقی را تجربه کنند. بنابراین, تفکر انتقادی بعنوان مهارتهای فرد در تعبیر و تفسیر, تجزیه و تحلیل, ارزیابی و نیز شناسایی پدیده های اجتماعی, منبعی نیرومند در زندگی مدنی و سیاسی محسوب میشود. با توجه به نقش اساسی تفکر انتقادی در زندگی, هدف اصلی آموزش و پرورش میبایست فراتر از کسب آسان دانش, تربیت متفکران انتقادی باشد. وازگان کلیدی تفکر انتقادی زندگی مدنی سبک زندگی

    25 خرداد 1393

    ساخت اجتماعی دین ورزیدن

    چکیده ساخت اجتماعی دین ورزیدن دکتر مقصود فراستخواه در گروه جامعه شناسی دین مورد بررسی قرار گرفت گروه علمی- تخصصی جامعه شناسی دین انجمن جامعه شناسی ایران روز بیستم اردیبهشت ماه ۸۹ نشستی را برگزار کرد که در آن دکتر مقصود فراستخواه در قالب بحثی با عنوان «ساخت اجتماعی دین ورزی» به سخنرانی پرداخت. متن تحریر یافته و ویراسته این سخنرانی را در ادامه می خوانید. بحث حاضر بنده شاید حاوی کوششی باشد برای اینکه در باب دین ورزی به مثابه واقعیت اجتماعی تأملی صورت بگیرد. آفاق فکری جدید بشر سبب شده است که تأملات بی سابقه ای در باب دین به میان بیاید. چگونه می شود در دنیای کنونی زیست ولی از آفاق فکری آن طفره رفت. حداقل چیزی که از دینداران و نهادهای دینی انتظار می رود این است که بدانند در این آفاق نوپدید فکری، دین ورزیدن محل چه نوع پرسش هایی قرار می گیرد و چگونه توضیح داده می شود. کسی که در این آفاق به سر می برد، حتی اگر هم بخواهد دین ورزی بکند، صور دین باوری و دینداری او با دنیای پیشین متفاوت خواهد بود. پس فهمیدنی است که در باب دین ورزی از این افق های جدید باید بحث بشود. عرایض بنده سه قسمت خواهد داشت. ابتدا طیفی از آفاق فکری جدید را مرور می کنم. این طیف، دربرگیرنده پدیدار شناسی، برساخت گرایی، پساساخت گرایی و نیز نوشتار شناسی است. در قسمت دوم خواهم کوشید در محدوده وقت عرض بکنم که دین ورزی از این آفاق چگونه قابل توضیح است و سرانجام در قسمت سوم، قدری بیشتر بیان خواهم کرد که چطور با تحول ساخت اجتماعی ذهن و زبان و زندگی مردم، دین ورزی آن ها نیز از حالی به حالی می شود. ساخت اجتماعی دین ورزیدن

    31 اردیبهشت 1393

    گفتگو با حسن بلخاری؛ پیرامون هویت در معماری ایرانی/اسلامی

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این متن گفتگوی آقای بهرام هوشیار یوسفی با دکتر حسن بلخاری پیرامون هویت در معماری ایرانی/اسلامی می باشد. گفتگو با حسن بلخاری؛ پیرامون هویت در معماری ایرانی/اسلامی ..... به طور مثال سردر دانشگاه تربیت مدرس، در این سردر سنت حرف اول را می زند، آجر نیز حرف اول را در مصالح می زند. یعنی به جای استفاده از بتن سنگین و سرد، آجری را داریم که اگر بخواهم مبانی معنوی آجرکاری و فتوت نامه آجر کاران را بگویم خودش یک بحث مفصل و جدایی است. یعنی آجر به دلیل این که از خاک به وجود آمده است و ما عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد، .....

    31 اردیبهشت 1393

    بررسی روشهای مطالعه جامعه شناسانه دین

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای امان الله فصيحی به چاپ رسیده است بررسی روشهای مطالعه جامعه شناسانه دین چکیده: درنوشتار حاضر تلاش شده است که روش های مختلف جامعه شناسی دین مورد بررسی قرار گیرد تا از این طریق آسیبهای را که مطالعه جامعه شناسانه از دین در پی دارد شناسایی و در نتیجه الگوئی از جامعه شناسی دین مطرح نماید تا از حیث روش فاقد مشکلاتی باشد که جامعه شناسی دین در وضعیت موجود با آن درگیر است؛ به همین منظور پس از طرح مسأله و بررسی ابعاد و سطوح مختلف دین، سه روش «اثباتی»، «تفسیری» و «انتقادی» مورد بحث قرار گرفته و پیش فرضهای اساسی آنها مشخص شده است. پس از آن ارتباط این روشها با جامعه شناسی دین و اینکه هرکدام چه سطح و یا بعد از دین را به عنوان موضوع جامعه شناسی دین بر می گزینند موشکافی شده که روش اثباتی بعد عینی، روش تفسیری بعد ذهنی و روش انتقادی هر دو بعد را به عنوان موضوع جامعه شناسی دین انتخاب مینماید. البته بررسی پیامدهای هریک و نقد شان نیز مغفول نمانده است. کلید واژها: روش، جامعه شناسی، دین، اثباتی، تفسیری، پارادایم، انتقادی، جامعه شناسی دین، عرفی شدن.

    31 اردیبهشت 1393

    روش تأویلی تمثیلی فهم قرآن در عرفان و مذهب باطنیه

    لازم به ذکر است این مقاله در مجله الهیات تطبیقی سال اول شماره دوم تابستان 1389 ص103-116 به چاپ رسیده است. چکیده روش تأویلی تمثیلی فهم قرآن در عرفان و مذهب باطنیه درمکتب عرفان و مذهب باطنیه از این جهت که برای آیات قران وکلمات آن معانی باطنی قائل اند اعتقاد یکسانی وجو دارد از این رو هردو طریق برای کشف حقایق معانی قرآن کریم روش خاص را پاسخگو می داند اما از الحاظ روش شناختی تمایز واشتراک هایی در شیوه هرمونوتیکی دو نحله فوق وجود دارد که با مطالعه دقیق در متون و منابع آنان این تمایز و اشتراک روشن می گردد با این بیان که در تأویل عرفانی سه ویژگی وجود دارد الف) کشف مفهوم در بطن آیات ب) تهذیب نفس برای دست یابی به کشف ج) گذر ازمعانی حسی و راه یابی به معانی باطنی و روحانی اما در نزد باطنیه مشخصه های اصل تأویل عبارت است از الف) تعیین مصداقی مفاهیم کلمات قرآن ب)تعلیم ج)آزاد بودن و تردد معانی از حسی به روحانی و یا بالعکس از روحانی به معانی حسی مقاله حاضر عهده دار تبیین این ویژگی ها و فرآیندهای روش شناختی این دو بینش است که با سیری در تبیین مفاهیم اصطلاحی نظیر مَثَل و تأویل در آرای آنان شروع و در پایان به وجوه اشتراک و تمایز در روش آن دو در تبیین قرآن کریم پرداخته شده است و سرانجام به داوری صحیح فهم متن اشاره گردیده است مَثَل ممثول تأویل عرفان باطنیه کشف تعلیم

    27 فروردین 1393

    فضای مقدس

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای جوئل پی بررتون و ترجمه مجید محمدی در مجله نامه فرهنگ شماره 29 به چاپ رسیده است فضای مقدس یک مکان مقدس در وهله نخست یک مکان تعریف شده و مشخص است که از فضاهای دیگر قابل تشخیص و تمیز است بدین ترتیب مراسمی که مردم در یک مکان در آنجا شرکت میکنند یا بدان توجه مینماید مقدس تلقی شده و از مکانهای تعریف شده دیگر متمایز می شود ....مکان مقدس توجه ما را بر صور اشیا و اعمال موجود در خود متمرکز میکند و آنهارا به صورتی عرضه میکند که متحمل معنای دینی باشند این نمادها توصیف کننده مولفه های بنیادی واقعیت مزبور زندگی را منطبق با آن دیدگاه تعریف میکند و طرق اتصال میان جهان انسانی و واقعیت های الهی را به دست میدهد....... مکان مقدس فضای مقدس شمایل های جهان

    25 اسفند 1392

    مسیحیان ونقد آرای اسکوفیلد

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای محمد لگنهاوزن و عبدالحسین ابراهیمی سرو علیا در مجله معرفت ادیان شماره 1 زمستان1388 به چاپ رسیده است چکیده مسیحیان ونقد آرای اسکوفیلد اسكوفيلد نويسنده ي كتاب مقدس مرجع، چنان كه مسيحيان منتقد نوشته اند، در يادداشت هاي خود، دچار اشتباهات بزرگي شده است آرا و آموزه هاي او و تفسيرهايي كه از كتاب مقدس انجام داده است، با آموزه هاي حضرت عيسي عليه السلام منافات دارد. اين مقاله به روش كتابخانه اي و با هدف نقد آراي اسكوفيلد از ديدگاه مسيحيت، نگاشته شده و درصدد است تا ثابت كند تدبيرها يا دوره هاي هفت گانه و ديگر عقايد او، مورد تاييد كتاب مقدس و انديشوران مسيحي نيست. نداشتن نظام واحد، شخصي و خصوصي كردن آموزه ي نجات، رنگ سياسي دادن به ظهور مسيح و حكومت هزار ساله ي او، تاكيد بر پايه گذاري پادشاهي داود عليه السلام توسط حضرت عيسي عليه السلام و پادشاهي زميني او، از اشكالات جدي كتاب اسكوفيلد است. كليد واژه ها : اسكوفيلد، مسيحيت صهيونيستي، تدبيرگرايي، ملكوت خدا ، و ملكوت آسمان

    21 اسفند 1392

    بررسی مفهوم هویت در معماری قدسی

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم فریال احمدی و علیرضا صادقی در کتاب ماه هنر شماره 148 دی ماه 1389 به چاپ رسیده است. چکیده بررسی مفهوم هویت در معماری قدسی معماری به مثابه ملموس ترین و محسوس ترین بخش از این پدیده والا از دیرباز بستر تبلور اندیشه های متعالی انسان تجلی گاه احساسات ناب بشری و خواستگاه تحقق کمالات آدمیان بوده است از سویی دیگر مساجد که نمودی برجسته و آشکار از هنر در ساحتی متبرک و مقدس می باشند از دیر باز بسترساز رویدادهای تاریخی ، اجتماعی سیاسی و.... بوده اند. متاسفانه مسامحه و بی توجهی هنرمندان امروز به معنویت به مثابه برترین عامل هویت ساز بشری به خلق آثاری منتهی گشت که آدمی را روز به روز از کمالاتش دور ساخت از رو نوشتار سعی بر آن دارد تا به بازشناسی و مداقه مفاهیم و مضامین هویت در معماری قدسی بپردازد. هویت معنوی معماری قدسی معماری مساجد

    18 اسفند 1392

    بررسی مفهوم هویت در معماری قدسی

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم فریال احمدی و علیرضا صادقی در کتاب ماه هنر شماره 148 دی ماه 1389 به چاپ رسیده است. چکیده بررسی مفهوم هویت در معماری قدسی معماری به مثابه ملموس ترین و محسوس ترین بخش از این پدیده والا از دیرباز بستر تبلور اندیشه های متعالی انسان تجلی گاه احساسات ناب بشری و خواستگاه تحقق کمالات آدمیان بوده است از سویی دیگر مساجد که نمودی برجسته و آشکار از هنر در ساحتی متبرک و مقدس می باشند از دیر باز بسترساز رویدادهای تاریخی ، اجتماعی سیاسی و.... بوده اند. متاسفانه مسامحه و بی توجهی هنرمندان امروز به معنویت به مثابه برترین عامل هویت ساز بشری به خلق آثاری منتهی گشت که آدمی را روز به روز از کمالاتش دور ساخت از رو نوشتار سعی بر آن دارد تا به بازشناسی و مداقه مفاهیم و مضامین هویت در معماری قدسی بپردازد. هویت معنوی معماری قدسی معماری مساجد

    18 اسفند 1392

    سازگاری عصمت با اختیار

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای عبدالحسین خسرو پناه و محمدرضا بهدار در فصلنامه علمی -پژوهشی مشرق موعود سال ششم شماره22 تابستان 1391 به چاپ رسیده است سازگاری عصمت با اختیار چکیده ازجمله شبهات و چالشهای فرا روی مباحث عصمت انبیای الهی و امامان شیعه(ع) چگونگی سازگاری عصمت با اختیار آدمی است. آیا مرتکب معصیت و خطا نشدن ،چه عمدی و چه سهوی چه صغیره و چه کبیره در همه عمر که مدعای اندیشمندان امامیه استبه نوعی سلب اختیار از معصوم نیست؟علما و حکمای اسلامی در پاسخ و تبیین عقلی و منطقی این مسطله راه حل هایی را مطرح کرده اند از جمله تبیین و تحلیلی کامل و جامع از سبب و منشاء عصمت معصومین و نیز بررسی توالی فاسد پذیرش جبری بودن عصمت همچون عدم استحقاق ثواب و فضیلت م متوجه نبودن تکلیف اتلهی نسبت به آنها..... آنچه در این نوشتار برای حل مناقشه عصمت و جبری انگاشتن آن از نظر می گذرانیم تبیین کلید حل معما یعنی بررسی ماهیت و حقیقت عصمت ، برای یافتن سبب این مصونیت معصومین(ع) است انبیا اختیار جبر عصمت قدرت معصوم

    19 بهمن 1392

    • تعداد رکوردها : 234
    • تعداد رکوردها : 0

    پديدة صهيونيسم در انديشه و آثار امام خميني

    از ديدگاه سياسي امام خميني (ره)، اگر تأسيس حكومت اسلامي، اولويت اول براي ايشان در ايران بود، در خارج از كشور، آزادي بيت المقدس و سرزمين فلسطين، مهم ترين دغدغة فكري و عمل سياسي ايشان را تشكيل مي داد. يكي از اختلافات اساسي امام با رژيم پهلوي، دربارة نفوذ صهيونيزم در ايران و حضور عناصر اسرائيلي در مناصب دولت پهلوي بود. به عبارت ديگر، مي توان در انديشه انقلابي و آزادي بخش امام، آزادي ملت ايران و فلسطين را دو ضرورت عيني و اساسي دانست كه بسياري از آثار كتبي و شفاهي و مبارزات سياسي ايشان، مبين اين امر است كه در اينجا اشاراتي به اين موضوع مي شود.

    12 شهریور 1392

    موانع و آفات انتظار

    این مقاله با هدف بازشناسی برخی از موانع وآفات انتظار به روش تحلیلی _ توصیفی وبا استفاده از منابع کتاب خانه ای نوشته شده است. موانعی که این مقاله به آن ها پرداخته عبارتند از: استبعاد ذهنی ظهور، خو گرفتن به شرایط موجود، تهدید منافع، شتاب زدگی، عافیت طلبی، نگرش منفی به انتظار، عدم رشد فکری وعدم معرفت به امام زمان (علیه السلام). آفات در کمین امر انتظار که در این مقاله ذکر شده، شامل منجی گرایی، ملاقات گرایی، مدعی پروری، غلو در محبت وباطن گرایی است. نتایج مطالعات وبررسی ها در مورد علل وریشه های موانع وآفات، حاکی از آن است که عوامل بروز موانع وآفات در برخی موارد مربوط به منشأ (روایات مطرح کننده تفکر انتظار مهدی موعود) وگاه در نگرش وعملکرد متولیان امور دینی وفرهنگی وگاه در سوء برداشت نظری وسوء عملکرد پیروان این اعتقاد عظیم وتحول آفرین است. در پایان به منظور پالایش اندیشه رایج در جامعه، پیشنهاداتی ارائه شده است.

    27 مرداد 1392

    خسف بيدا

    «خسف بيداء» که تعدد روایات و تنوع منابع دربارة آن نشان دهندة اهمیت و اهتمام نویسندگان متقدم به آن است، از نشانه های حتمی ظهور امام مهدی عج به شمار مي رود که هم جوامع معتبر شیعی، احادیث مربوط به آن را گزارش کرده اند و هم منابع معتبر اهل سنت بدان پرداخته اند و دامنة آن به بحث های فقهی نیز کشیده شده است. مقصود از «خسف بيداء» این است که چون لشکر سفیانی که به قصد کشتن امام مهدی عج از مدینه به سمت مکه راه افتاد، در میانة راه و در سرزمین بيداء به شکلی معجزه آسا در زمین فرو مي رود. تحقق اعجازآمیز این رخداد نشان می دهد ارادة الهی بر این تعلق گرفته است که حتی با مداخلة عوامل فوق طبیعی، از آخرین ذخیرة خود محافظت نماید.

    20 مرداد 1392

    انديشه مهدويت در ميان سربداران

    نکته ؛ لازم به ذکر است است این مقاله در شماره سوم مجله علمی- پژوهشی مشرق موعود به چاپ رسیده است و ونویسنده محترم آن آقاي رسول رضوي ميباشد از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد. سربداران، مردمانی صوفی مسلک و اثناعشری بودند که در غرب خراسان بزرگ و در سال 736 قمری به پیروی از تعالیم شیخ خلیفه و شیخ حسن جوری علیه ظلم و جور حاکمان محلی و بازماندگان دولت ایل خانی برخاستند و نزدیک به نیم قرن بر غرب خراسان حکم راندند. سربداران، نخستین دولت مردمی بود که با اندیشه شیعی، گرایش های صوفیانه و انگیزه زمینه سازی برای ظهور امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تشکیل شد و سرمشقی برای قیام های بعد از خود گردید.

    27 تیر 1392

    صهيونيسم مسيحي چيست؟

    صهيونيسم مسيحي واژه اي است كه براي شاخه افراطي پروتستان هاي آمريكايي به كار مي رود. اين گروه به خاطر حمايت از اسرائيل به اين نام مشهور شده اند. مطابق اعتقادات اين مكتب بايد به وسيله پروتستان ها حوادثي واقع شود تا مسيح دوباره ظهور نمايد و پيروان اين مكتب وظيفه ديني دارند تا براي تسريع در عملي شدن اين حوادث كوشش نمايند.

    27 تیر 1392

    نبرد انتظارها

    بشريت سال ها است كه در آرزويي بس بزرگ بي قرار است. توده هاي مواج و عظيم انساني هر كدام به فراخور حال و مجال دين خويش در انتظار تشكيل آرمان شهري دنيايي مي باشند: جهان شهري كه عدالت، رهيدگي از بند اسارت ها و دل بستگي شيرين معنوي چاشني آن باشد. از اين رو اعتقاد به آخر الزمان و ظهور منجي و اصلاح گر توانمند و بزرگ جهاني از آرمان هاي مشترك تمام اديان و مذاهب زنده دنيا به شمار مي رود. اما اين مسئله در مذهب شيعه به گونه اي متمايز مطرح است. چرا كه هويت اساسي شيعه و رمز ماندگاري، پويش و جوشش آن در طول تاريخ در پيوند با انديشه سرخ حسيني و اميد سبز مهدوي معنا مي شود. شيعيان همواره با تني زجر ديده و محنت كشيده ولي با چشماني پر از انتظار، دل هايي مالامال از نور اميد و دستاني توانمند و شورآفرين، دل در گرو آمدن آن يار غائب از نظر داشته اند. در هم تنيدگي شور سرخ و انتظار سبز براي شيعه هويتي پيچيده پديد آورده است و همين ويژگي است كه سبب به خطا رفتن بسياري از تحليل ها گشته، آنان را در دام عينيت گرايي مي اندازد.

    12 خرداد 1392

    منجی گرایی فیلسوفانة زمینی و قدسی؛ فردریش نيچه و احمد فردید

    در جهان معاصر، مدعیان و نظریه پردازان جهانی شدن رو به فزونی نهاده‏اند. شیعه نیز با ارائه نظریه «حكومت جهانی حضرت مهدی» در طول قرن‏ها و سال‏های متمادی، داعیه دار اصلی جهان شمولی در عرصه‏های فرهنگی، سیاسی و... بوده است؛ زیرا در اسلام، به ویژه در مكتب تشیع، توجه به آینده و تشكیل حكومت جهانی واحد بر اساس قسط و عدل و تحت رهبری امام معصوم، جایگاهي ويژه دارد. این مسئله در تاریخ اسلام، به نام مهدویت مطرح شده است. این اعتقاد از توانمندترین عوامل رشد و بالندگی جامعه اسلامی است و بقای اسلام و شیعه در گرو این حقیقت بزرگ است. از اين رو در این نوشتار برآنیم از بحث‏های مطرح در زمینه جهانی شدن، ضمن ارائه چشم اندازی از آن، پلی برای فهم و درك حكومت جهانی مهدوی بزنیم و بررسی كنيم که جهانی شدن با آن حکومت عدل جهانی حضرت مهدی که در آیات قرآن کریم و روایات اسلامی بارها و بارها با عناوین مختلف به آن اشاره شده است، چه وجه اشتراک و امتیازاتی دارد.

    2 اردیبهشت 1392

    • تعداد رکوردها : 207
  • پربيننده ترين مطالب

  • آخرین مطالب

حدیث

امام صادق علیه السلام: : ...عَلَيكَ بِالأَحداثِ فَإِنَّهُم أسرَعُ إلى كُلِّ خَيرٍ

بر تو باد به جوانان كه آنان در [پذيرش] نيكى و خير، باشتاب‏ترند.

كافي : جلد ۸، صفحه ۹۳، حدیث ۶۶