• فلسفه

  • کلام

  • اخلاق

  • مهدويت

تعقل از نظر ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد تعقل از نظر ملاصدرا سحر کاوندی مسائل مربوط به علم و ادراک و شناخت در طول تاريخ تفکر و انديشة بشری هميشه مورد توجه و عنايت خاص محققان و انديشمندان بوده و هست. «هستی شناسی» شناخت و علم يعنی مسائل مربوط به «چيستی و هستی» علم و ادراک از جمله مسائلی است که فلاسفة مسلمان با دقت و تفصيل بسياری بدان پرداخته اند. همانگونه که مباحث مربوط به «شناخت شناسی و معرفت شناسی» امروزه جزو موضوعات اساسی فلسفه غرب بشمار مي رود. از جمله انديشمندان و فلاسفة مسلمانی که بتفصيل و با دقت و موشکافی و نبوغ خاصی به موضوع علم و ادراک و مسائل مربوط بدان پرداخته, مرحوم صدرالمتألهين شيرازی است که با مقايسة آراء ايشان و ديگر فيلسوفان در اين مورد به تفاوت چشمگير نظراتشان با يکديگر بر می خوريم. ملاصدرا با ارجاع علم به هستی و وجود, عرصة اختلافات رايج در حوزه ماهوی بودن علم را تغيير داده و با اين کار تحولی عظيم و اساسی در مسئله علم بوجود آورده که اين خود, محصول تحول شگرف و عميق فکری و فلسفی و مبنايی ايشان در خصوص پذيرش اصالت وجود و تشکيک وجود است.

جايگاه حكمت عملي در جهان معاصر

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد جايگاه حكمت عملي در جهان معاصر سيد محمد خامنه اي حكمت عملي داراي دو ناحيه يا منطقه تأمل است يكي محتوا كه در تمام مقالات و تحقيقات اين همايش بحثهايي را دربارة آن خواهيم شنيد و از آن بحثها بهره خواهيم برد. در اين همايش دربارة حكمت عملي در بخشهاي مختلف، در بخش اخلاق و خودسازي، در بخش خانواده و فردسازي و در سطح جامعه و اداره بشر در جوامع، بحث خواهد شد. من اسم اين بخش را محتوا مي گذارم. حكمت عملي محتوايي دارد كه آن را بايد به بحث گذاشت و بيش از دو هزار سال و دو هزار و سيصد سال بطور مدوّن دربارة آن بحث شده و قبل از آن هم قرنها مورد توجه و شايد مورد بحث بوده است. مطلب ديگر و بُعد ديگر نگاه به حكمت عملي از منظر شكل و بلكه ماهيت است. در اين منطقه بحث كمتر شده يعني در عمل اگر مورد نظر بوده، در تحقيق زياد روي آن بحث نشده در اينجا در مقام تحليل و بحث علمي و عميق آن نيستم. حكمت در يك تقسيم مشائي به دو بخش حكمت نظري و حكمت عملي تقسيم شد و اين تقسيم در حكمت مشائي اسلامي هم مورد قبول قرار گرفت. براساس اين تقسيم حكمت نظري شامل رياضيات، طبيعيات و الهيات مي شود و حكمت عملي ناظر به ابعاد مختلف جامعه بشري از فرد تا جامعه تا اجتماع، و دولت و حكومت مي شود.

معرفت شناسي در انديشة اسلامي روابط ميان عقل، عقل جزئي و شهود در نظرگاه هاي متنوع انديشة اسلامي

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. معرفت شناسي در انديشة اسلامي روابط ميان عقل، عقل جزئي و شهود در نظرگاه هاي متنوع انديشة اسلامي سيد حسين نصر ـ ترجمه مجتبي جعفري نقش و جايگاه معرفت و علم و بررسي اطوار و اصناف آن در پهنة انديشة اسلامي دلمشغولي تازه اي نيست. تمامي کساني که به تأمل در سير تطور مکاتب مختلف فکري عالم اسلامي پرداخته اند به وجوه و ويژگيهاي مختلف معرفت شناسي هر يک از اين مکاتب اشاره کرده اند و کوشيده اند نسبت سلسله مراتب معرفت را با جهانشناسي اسلامي در نظر انديشمندان مسلمان به دست دهند. صاحب اين نوشتار اما بر آن است که دريافت دقيق اين مراتب و نسبتشان با هم، جز در ساية فهم جايگاه نبي در جغرافياي هرم هستي و نقش او به منزلة منبعي براي وصول به معرفت معتبر ناشدني است. از اين رو مي کوشد نشان دهد «چگونه گفتمان مكاتب مختلف معرفت شناسي به نحوي از انحاء متأثر از بُعد حِكمي نبوت و شيوه هاي خاص نبي براي كسب معرفت بوده است». در متن هرجا واژة عقل بدون هرگونه شناسه اي آمده مراد همان عقل في نفسه(Intellect) يا عقل در وجه كليت آن است.(مترجم)

تجرّد سنگ بنای حکمت اسلامی (تحلیلی بر نقش تجرّد در نظام فلسفی حکمت متعالیه)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. تجرّد سنگ بنای حکمت اسلامی (تحلیلی بر نقش تجرّد در نظام فلسفی حکمت متعالیه) نویسنده: سید مهدی بیابانکی چکیده با کنکاشی مختصر در فلسفه اسلامی به نحو عام و حکمت متعالیه به نحو خاص، ردّ پای عنصر «تجرّد» و تعالی از عالم ماده را در جای جای نظام های فلسفه اسلامی می یابیم. حوزه های اصلی تفکر فلسفی، یعنی معرفت شناسی، هستی شناسی و انسان شناسی، هریک بر شالوده ی تجرد و تعالی از عالم ماده بنا نهاده شده اند، بدین معنا که تنها با بهره گیری از عنصر تجرّد و فرا روی از عالم ماده است که می توان مفاهیم پایه و اساسی این حوزه ها را به نحو قابل قبولی تبیین نمود. ماهیت ادراک و فرآیند شکل گیری آن در حوزه معرفت شناسی، علیّت و حرکت در حوزه هستی شناسی و حقیقت انسان و جایگاه وجودی او در عالم درحوزه انسان شناسی، هر یک تبیین هایی را می طلبد که تعالی از عالم ماده، لازمه لاینفکّ آن ها می باشد. تلاش برای تبیین آن ها با عناصر و مفاهیم درون طبیعت مادی به بن بست معرفت شناختی، نسبی گرائی و شکّاکیّت منتهی می شود.

حركت جوهري و مسئله پيدايش نفس ناطقه و رابطه آن با بدن 2

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حركت جوهري و مسئله پيدايش نفس ناطقه و رابطه آن با بدن 2 در اين مقاله در پي‏ كشف اين سرّ و راز هستيم كه بين آن حقيقت مجرّد و اين بدن خاكي و مادّي چه رابطه‏اي وجود دارد؟ و چگونه اين دو موجود مستقل و از دو قماش كاملاً مختلف باهم مي‏سازند و در صلح و آشتي خِردپسند بسر مي‏برند. دقّت خردمندانه و تدبّر دردمندانه در حول اين مسئله، عظمت و صعوبت آن را كاملاً مي‏نماياند و عقل هر متفكري را به تعقّل مضاعف وامي‏دارد.

حركت جوهري و مسئله پيدايش نفس ناطقه و رابطه آن با بدن

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد «حركت جوهري و مسئله پيدايش نفس ناطقه و رابطه آن با بدن» قسمت اول منصور ايمانپور مقدمه نفس ناطقه كه هر كس بالوجدان بوجود آن پي مي برد و با تعبير «أنا» از آن حكايت مي كند، داستاني دراز و خواندني دارد بطوريكه برخي از طايفه فكر و نظر به جسم بودن آن فتوا دادند و گروهي حكم بجسم لطيف بودنش صادر كردند و آن را همچون آب گل جاري در برگ دانستند و دسته اي ديگر به مجرّد بودن آن قائل شدند. علاوه بر اختلاف نظر مذكور در باب نحوه وجود نفس; در مورد نحوه پيدايش آن نيز نزاعِ ديرينه اي ميان فيلسوفان و اهل نظر وجود دارد. برخي بر اين باور بودند كه نفس قبل از ورود به اين جهان خاكي در عالمي برتر وجود داشته است و با حقايقي چون «مُثُل» زيست مي كرده است; و بعضي ديگر معتقد بودند كه نفس با حدوث بدن حادث مي شود ولي حدوثش روحاني است. يعني وقتي بدني مناسب براي خدمت به نفس حادث شود در اين هنگام بتوسط مبادي عاليه، نفس، حادث مي شود و در مملكت تن به پادشاهي مي پردازد و بالاخره برخي از حكيمان جهان اسلام به اين نتيجه رسيدند كه نفس جسمانية الحدوث و روحانية البقاست. حال در اينجا به بحث پيرامون نحوه پيدايش نفس مي پردازيم و موضوع تجرد نفس را بكتب فلسفي مربوط به نفس ارجاع مي دهيم و در اين باب تنها به اين نكته اشاره مي كنيم كه امروزه، حكيمان اسلام مسئله تجرّد نفس را اثبات شده و مسلّم مي گيرند; لذا ما نيز در اينجا همين شيوه را بر مي گزينيم.

جایگاه معرفت شناسی در فلسفه اسلامی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد جایگاه معرفت شناسی در فلسفه اسلامی چکیده: از زمان کانت به این سو، معرفت شناسی در کانون توجه فیلسوفان قرار گرفته ودل مشغولی اصلی آنان به شمار می رود. هنر اساسی کانت در عطف توجه فیلسوفان، به نقش فعال فاهمه بود. تا آن زمان، تصور عمومی ذهن را منفعل محض می دانست که آینه وار جهان واقع را چنانکه هست به آدمی می نمایاند. اگر دستگاه ادراکی انسان فعال است و معرفت، حاصل فعل و انفعال ذهن است، سهم و حظ هر یک از دو جنبه یاد شده چقدر است؟ و به دنبال آن، باید مشخص کرد که محدوده فاهمه کجاست؟ وارزش معرفت چیست؟ این سؤالها و نظایر آن امروزه در دانش مستقلی بررسی می شود، که یکی از شاخه های پایه در فلسفه است. اگر چه فیلسوفان مسلمان دانش مستقلی در معرفت شناسی به وجود نیاورده اند، اما بسیاری از پرسشهای معرفت شناختی را به صورت استطرادی پاسخ داده اند. مقاله حاضر، نگاهی گذرا به کارنامه فیلسوفان مسلمان در مسئله معرفت شناسی است. این نوشتار تلاش دارد به چند سؤال اساسی در خصوص معرفت شناسی فیلسوفان مسلمان پاسخ دهد. آیا معرفت شناسی شاخه ای مستقل در فلسفه اسلامی است؟ آیا فیلسوفان مسلمان در معرفت شناسی، نظریه مستقلی ارائه کرده اند؟ اگر پاسخ سؤال اول منفی است، آیا مسئله علم و معرفت مسئله مستقلی در فلسفه به حساب می آید؟ اگر فیلسوفان مسلمان دیدگاههای خود را در مسائل معرفت شناسی به صورت استطرادی و در ضمن مسائل دیگر بیان کرده اند، آن مسائل کدامند؟ با روشن شدن پاسخ این سؤالها، پژوهشگران در فلسفه اسلامی می توانند با عرضه سؤالهای معرفت شناسان برآثار فیلسوفان مسلمان، پاسخهای آنها را از مطایای مباحث مختلف بیرون کشند و نظریه آنها را در معرفت شناسی سامان دهند. اگر چه معرفت شناسی را علم مستقلی تلقی نکرده اند و بلکه تا مدتها آن را مسئله مستقلی هم نمی دانستند (1) ، اما در ضمن مباحث دیگر و به طور استطرادی در این باب سخن گفته اند. اگر چه این سخنان خاستگاه معین داشت و به منظور گره گشایی از معضلات معینی ایراد شده بود، ولی در عین حال با عرضه پرسشهای معرفت شناسان بر آنها، پاسخهایی می توان به دست آورد. این پاسخها به اندازه ای هست که بتوان نظریه معرفت شناختی فیلسوفان مسلمان را بازسازی کرد، و در عرض نظریات معرفت شناختی دیگر ارائه و ارزیابی نمود

تقویت فلسفه اسلامی شرط لازم تحول علوم انسانی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد بررسی چیستی علوم اجتماعی اسلامی در گفت وگو با محمد لگنهاوسن؛ تقویت فلسفه اسلامی شرط لازم تحول علوم انسانی ارتباط بین جامعه شناسی و دین همیشه از ابتدا تا امروز دچار مناقشه بوده و اختلاف نظر در آن زیاد است. این کاملاً روشن است که بعضی جامعه شناسان ضد دین هستند و جامعه را به گونه ای تبیین می کنند که اهمیت دین کم یا سرانجام حذف شود، اما بعضی از آن ها وقتی می خواهند به جامعه شناسی بپردازند، قصد دارند از دین دفاع و اهمیت آن را در جامعه تبیین کنند. علوم انسانی مجموعه ای از گزاره ها در رشته های گوناگون است و خاستگاه آن، کشورهای اروپایی و آمریکا است. آنچه از ابتدای نام گذاری دسته ای از علوم به علوم انسانی، ذهن اندیشمندان غربی و غیرغربی را به خود مشغول ساخته، گستره ی این حوزه است. هدف این مصاحبه، رسیدن به این مطلب است که منظور مورد اتفاق بین دانشمندان علوم اجتماعی از علوم اجتماعی و انسانی چیست. همچنین چه فعالیت هایی در سراسر جهان در راستای علوم اجتماعی اسلامی انجام گرفته است؟ منظور از علوم انسانی چیست و چه تفاوتی با علوم غیرانسانی (مانند علوم طبیعی) دارد؟ ملاک و معیار علوم انسانی چیست؟ و موضوعاتی دیگر که امید است مورد استفاده قرار بگیرد. گاهی علوم را به علوم طبیعی و علوم انسانی تقسیم می کنند، ولی چیزهای دیگری نیز می ماند. اگر علوم انسانی را معادل Humanities قرار دهیم، بسیار عام است و شامل ادبیات و غیره نیز می شود. اگر علوم انسانی را در برابر Humanities بدانیم، تقریباً برابر است با آنچه که در قرن نوزدهم در آلمان Geisteswissenschaften می خواندند. در آلمان قرن نوزدهم علوم را به علوم طبیعی و علوم انسانی تقسیم کرده بودند. Geisteswissenschaften در لغت به معنای علوم مربوط به روح و یا نفس است، ولی آن ها این اصطلاح را برای ادبیات، تاریخ، روان شناسی و جامعه شناسی استفاده کردند و صرفاً یک دیدگاه فیزیکی نسبت به آن نداشتند. پس اگر بخواهیم ادبیات، روان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد و تاریخ را بفهمیم، باید ببینیم قصد افراد از آن ها چیست؛ یعنی نباید به منزله ی علوم مادی و فیزیکی به آن ها نگاه کرد. پس با این طرز تلقی می توان علوم را به علوم انسانی و علوم طبیعی تقسیم کرد، البته با توجه به این نکته که علوم طبیعی به طبیعت بدون توجه به قصد و نیت نگاه می کند، ولی در علوم انسانی باید به نیت و خواسته ها و قصد انسان ها توجه شود

ملاصدرا و سیره ی معصومین(علیهم السلام)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد ملاصدرا و سیره ی معصومین(علیهم السلام) حکیم صدرالمتألهین شیرازی مشهور به ملاصدرا از بزرگترین فلاسفه اسلامی و صاحب مکتب و شیوه ی حکمت متعالیه در فلسفه اسلامی است. وی که از جمله بزرگترین علمای شیعه نیز به شمار می آید، شاگردان بسیاری را در مکتب خویش پرورش داده است که از جمله ایشان علامه طباطبایی صاحب تفسیر شریف المیزان و شهید مطهری در عصر ماست. نوشتار پیش رو می کوشد شیوه وی درباره سیره معصومین(علیهم السلام) را مورد بررسی قرار دهد.

تبدل جوهر در فلسفه ملاصدرا و وايتهد

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد تبدل جوهر در فلسفه ملاصدرا و وايتهد ارنست ولف ـ گيزو (Ernest Wolf Gazo) اثر كربن درباره آراء دو فيلسوف متعلق به سنتهاى فرهنگى و اجتماعى بسيار متفاوتى است كه در متافيزيك خود، به مسئله مشترك تبدل مقوله جوهر پرداخته اند. آلفرد نورث وايتهد (Alfred North Whitehead)(1865 ـ 1947)، در دوران خود، فيلسوف و رياضيدانى بسيار محترم بود و همچون هايدگر و ويتگنشتاين، يكى از متفكران ژرف انديش بزرگ در فلسفه قرن بيستم بشمار مى رود. صدرالدين محمد شيرازى (1571 ـ 1640) معروف به ملاصدرا نيز انديشمندى پر استعداد و مورد احترام عميق همتايان خود در ايران عهد صفوى، بويژه در اصفهان و در زادگاهش شيراز، بود. صدرا در شرق اسلامى و در شبه قاره هند شناخته شده و هميشه مورد احترام بوده، اما در غرب اسلامى چندان مورد توجه قرار نگرفته و در مسيحيت لاتين قرون وسطى نيز سخنى از وى نرفته است; اما بتدريج با كوششهاى ماكس هورتن(Max Horten)، هانرى كربن، سيد حسين نصر، فضل الرحمان Fazlur Rahman) ) جيمز وينستون موريس ( (James Winston Morrisنخست به خوانندگان آلمانى زبان و سپس به فرانسه و انگليسى زبانها معرفى شد. خواننده غربى، صدرا را كسى مى داند كه معاصر دكارت و همعصر انقلاب علمى اروپاى غربى است. متأسفانه، دكارت و صدرا هرگز با هم ديدار نكردند و از وجود يكديگر آگاه نشدند. امّا، ما، در اواخر قرن بيستم اين توفيق را داريم كه هر دو را بشناسيم و آنان را در بستر سنتهاى شايسته خودشان ارزيابى كنيم. كارى كه صدرا و وايتهد در فلسفه انجام دادند، صرفنظر از سنتها يا تمايلات اجتماعى - سياسى آنان، در خور احترام است. در هر دو متفكر، قدرت نظرى، تيزهوشى، زيركى و قدرت تخيل قوى در انديشه را بمعناى مثبت كلمه مى يابيم. صدرا، كار فلسفى خود را در اواخر عمر انجام داد; در مورد وايتهد نيز چنين است. هر دو، متفكرانى درجه اول بودند و اين حقيقت را مى توان در آثار ايشان همچون پويش و واقعيت و علم و جهان جديد اثر وايتهد، و اسفار اربعه يا كتاب المشاعر و الحكمة العرشيه اثر صدرا ديد. اين دو، نه تنها متون فلسفى درجه اولى نوشتند، بلكه وايتهد كتاب دوران ساز اصول رياضى (Principia Mathematica)را (با همكارى شاگردش برتراند راسل) نوشت كه مطالعه منطق صورى نوين را متحول ساخت و صدرا كتابهايى در طبيعيات و حكمت پربار تفسير قرآنى نگاشت. هر دو اشخاصى بسيار فرهيخته بودند كه با آگاهى از دستاوردهاى سنت خود و يا رويارويى با بينش متفكران پيشين (وايتهد در مواجهه با افلاطون و لايب نيتز، و صدرا در مواجهه با افلاطون، افلوطين، ابن عربى، ابن سينا، شهاب الدين يحيى سهروردى و ميرداماد) توانستند با تيزبينى منطقى به بينشهاى نوينى در تفكر متافيزيكى دست يابند. هر دو با انتقادهايى سخت از برخى از آثار ارسطو، راهشان را از اين استاد يونانى جدا كردند. هر دو در اصول متافيزيكى ارسطو ترديدهايى جدى كردند، به رسالات منطقى و علوم طبيعى او اشاره اى نمى كنيم. بررسى اين روياروييهاى دلچسب ميان ارسطو و صدرا و وايتهد، به كتابى كامل نياز دارد. در اينجا فقط به يك موضوع خاص مى پردازيم و آن برداشت ارسطو از مقوله جوهر است كه در رساله مقولات (Categories) آمده است. اين رساله را فرفريوس ويرايش كرد و نام ايساغوجى (Isagoge) بر آن نهاد و بوئتيوس نيز آن را به لاتين بازگرداند.

علم سرشار از گزاره های فلسفی است/ فلسفه و متافیزیک نمی میرد

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد علم سرشار از گزاره های فلسفی است/ فلسفه و متافیزیک نمی میرد پروفسور هيلاري پاتنم، فيلسوف تحليلي معاصر و استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد معتقد است علم نه تنها نمی تواند جایگزین فلسفه و متافیزیک شود بلکه خود علم دارای گزاره های فلسفی است. به گزارش فرهنگ امروز به نقل از مهر، برخی دانشمندان علوم تجربی بر این باور ند که پاسخ به پرسش های بنیادین بشر از حیطه فلسفه و الهیات خارج شده و علم فیزیک با توجه به پیشرفت های چشمگیری که داشته است، برای پرسش هایی که پیش تر فلسفی به شمار می رفت جوابگو شده یا پاسخی برای آنها خواهد یافت. برای نمونه علم گرایی(scientism) دیدگاهی فلسفی است که روش های علوم طبیعی را برتر از تمامی روش های جست وجویی انسانی می داند. علم گرایی، تنها روش های تجربی را جهت توضیح تمامی ابعاد فیزیکی، اجتماعی، فرهنگی و روانی قابل قبول می شمارد. این دیدگاه، متأثر از تجربی گرایی غالب در دوران روشنگری است و همچنین همبسته با پوزیتیویسم «آگوست کنت» دانسته می شود. کنت معتقد بود که دانش حقیقی تنها از راه تجربه حسی به دست می آید. برای بررسی دقیق تر این موضوع، گفتگویی با پروفسور «هیلاری پاتنم»، فیلسوف شهیر معاصر و استاد دانشگاه هاروارد انجام شده است

گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش دوم؛

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش دوم؛ اشتباه «دکارت» در شناخت بی‎واسطه‎ی خود در فلسفه‎ی دکارت دو واژه‎ی «متمایز» و «واضح» یکی گرفته شده است، درحالی که متمایز مستلزم دو تصور است؛ همین نشان می‎دهد فلسفه ی دکارت برخلاف تصور خودش بی‎واسطه نیست (من فکر می‎کنم هستم، پس بی‎واسطه متوجه‎ این هستم). آنچه موجب شناخت ما نسبت به خود می‎شود «جهان غیب» است. نشست فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه با همکاری مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ی ایران و انیستیتو یونس امره تهران برگزار شد. در بخش نخست گزارش، «عبدالحسین خسروپناه» عنوان داشت: «در کشور ایران هم فلسفه و هم حکمت با هم مطرح است. فلسفه از احکام و اقسام وجود با روش عقلی بحث می‎کند، حکمت نیز چنین است، با این تفاوت که عقل در حکمت تلاش می‎کند تا به شهود و وحی نیز برسد. همان طور که حس، نقش مقدماتی برای عقل دارد، عقل نیز یک نقش مقدماتی برای شهود و وحی دارد». «احمت اینام» از فلسفه در زندگی جاری انسان سخن گفت و بیان کرد: «باصراحت و باز رفتار کردن و عمل کردن و نیز با عشق سفر کردن به ما این امکان را می دهد که به مقصد نزدیک تر شویم؛ و البته ادب که می تواند به ما کمک کند تا به منبع و سرچشمه ی حقیقت دست بیابیم». «غلامحسین ابراهیمی‎دینانی» نیز گفت: «اندیشه‎ی فلسفی با اندیشه‎ی علمی و دینی و هر اندیشه‎ی دیگری تفاوت دارد؛ اندیشه‎ی فلسفی تا با چیزی که هنوز اندیشه نشده است مواجه نشود، حرکت نمی‎کند. فلسفه تنها تفکری است که در سطح حرکت نمی‎کند و همواره از سطح به عمق و ژرف می‎رود». در ادامه مشروح سخنان «کریم مجتهدی» و «کنعان گورسوی» می آید.

گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش نخست؛

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد گزارشی از نشست «فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه»/ بخش نخست؛ «فلسفه» زبان مشترک تفاوت‎ها اندیشه‎ی فلسفی با اندیشه‎ی علمی و دینی و هر اندیشه‎ی دیگری تفاوت دارد؛ اندیشه‎ی فلسفی تا با چیزی که هنوز اندیشه نشده است مواجه نشود، حرکت نمی‎کند. فلسفه تنها تفکری است که در سطح حرکت نمی‎کند و همواره از سطح به عمق و ژرف می‎رود و این تفکر عمیق با گوش دادن آغاز می‎شود؛ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَيَعْقِلُونَ . نشست فلسفه ی معاصر در ایران و ترکیه با همکاری مؤسسه ی پژوهشی «حکمت و فلسفه ی ایران» و انیستیتو «یونس امره» شعبه تهران یکشنبه پنجم مهرماه در مؤسسه ی حکمت و فلسفه برگزار شد. این نشست با حضور «عبدالحسین خسروپناه» رییس موسسه حکمت و فلسفه، «شامیل اوچال» رییس انیستیتو یونس امره در تهران، «احمت اینام»، «غلامحسین ابراهیمی‎دینانی»، «کریم مجتهدی»، «کنعان گورسوی»، «ضیاء موحد»، «علی اوتکو»، «علی‎اصغر مصلح» و با مدیریت «شهین اعوانی» همراه بود. در ادامه و در بخش اول مشروح سخنان «خسروپناه»، «اینام» و «دینانی» می‎آید.

مقايسه ديدگاههاى معرفت شناختى و وجودشناختى صدرالدين شيرازى و اسپينوزا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد مقايسه ديدگاههاى معرفت شناختى و وجودشناختى صدرالدين شيرازى و اسپينوزا ديويد دكاكه(David Dakake) اين مقاله كوششى است براى مقايسه برخى از آراء و روشهاى فيلسوف «يهودى» سده هفدهم اروپا، باروخ اسپينوزا، و فيلسوف عارف ايرانى سده هاى شانزدهم و هفدهم، صدرالدين شيرازى. هر دوى ايشان، آگاهانه يا ناآگاهانه، بناهاى عقلانيى پديد آوردند كه اشكال خاص تفكر فلسفى ايشان را از مفاهيم جهانشناسى سنتى ارسطويى ـ بطلميوسى، جدا ساخت. اين شاهكار عظيم عقلى را اسپينوزا زمانى انجام داد كه چهارچوب جهانشناسى سنتى زير بار مشاهدات و رصدهاى گاليله كمر خم كرده بود. اما اين شاهكار عظيم سالها پيش در ايران بوسيله صدرالدين، در مقام واكنش در برابر جهانشناسى مشائى اسلامى و بدون آگاهى از چالشهاى علمى كه در آن زمان در اروپا جريان داشت، تأسيس شده بود. روش اين دو فيلسوف در اين كار واحد، بسيار متفاوت بود و گرايشهاى عامى را در تاريخ فلسفه نشان مى دهد كه فلسفه اسلامى و فلسفه غرب را تا امروز از يكديگر متمايز مى سازد. به بيان ساده، اختلاف فلسفى ميان شرق و غرب، در اينجا، حول محور نقش عقل است. در فلسفه غرب، از اواخر دوره سده هاى ميانه به بعد، علاقه فزاينده اى به استفاده از عقل و منطق، بعنوان ابزار فلسفه، وجود داشت، در حاليكه مى توان ادعا كرد گرايشى، كاملا، مخالف در جهان اسلام جريان داشت كه عبارت بود از علاقه فزاينده به كتاب مقدس (قرآن كريم) و تجربه كشف هستى محض بعنوان امرى «فوق عقلانى» براى تفكر فلسفى. در نيمه نخست مقاله، سعى مى شود از طريق توضيح مقوله هاى معرفتى اسپينوزا و صدرالدين و نقشى كه اين مقولات مختلف در تعيين فلسفه هاى ايشان ايفا مى كند، كار اين دو در اين زمينه معرفت شناختى مورد بررسى قرار مى گيرد. در نيمه دوم، اين موضوع مطرح مى شود كه چگونه هر يك از ايشان، بر مبناى ديدگاههاى معرفت شناختى عميقاً مختلف خود، وجودشناسى و جهانشناسيهاى متمايزى پديد آورده اند كه كاملا، با نگرش ارسطويى ـ بطلميوسى فاصله دارد.

حركت جوهري و ماوراء الطبيعه (حدوث يا قدم عالم بر اساس حركت جوهري)

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حركت جوهري و ماوراء الطبيعه (حدوث يا قدم عالم بر اساس حركت جوهري) منصور ايمانپور مسئله حدوث يا قدم عالَم يكي از مباحث مهمّ ميان متكلّمين مسلمان و فلاسفه إسلامي بوده است. هر دو دسته بر اساس مبناي خاصّي كه در باب ملاك نيازمندي به علّت، داشتند، ديدگاه خاصّي را در اين مسئله إتخاذ كرده بودند و حتّي مفهوم حدوث و قدم را بر اساسِ آن مبنا تفسير مي نمودند. اين اختلاف نظر در ماجراي فكر اسلامي همچنان وجود داشت تا اينكه نوبت به تولّد ميمون «حركت جوهري» رسيد و به بركت اين مولود مبارك، گره اين مسئله نيز گشوده گشت و با صراحت إعلام گرديد كه «عالم با همه آنچه در آن است حادث زماني است زيرا هر چه در آن يافت شود وجودش مسبوق به عدم زماني است...».تفصيل مطلب مذكور يعني تعريف حدوث و قدم و بيان اَقسام آن، گزارش و ارزيابي نظر متكلّمين مسلمان و فلاسفه اسلامي درباب حدوث و قدم عالم و گزارش نظر صدرالمتألهين به عنوان نظر مقبول و پاسخ به چند اِشكال در اين زمينه، موضوعي است كه اين مقاله به آن پرداخته است

متافيزيك و ماهيت مرگ

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد متافيزيك و ماهيت مرگ سيد محمد خامنه اي پديده مرگ موضوعي است که مي توان از نقطه نظرهاي گوناگوني درباره آن بررسي و گفتگو کرد. از نظر علوم زيستي و پزشکي، مرگ عبارتست از تعطيل سازمان فعال بدن انسان، که حافظ حيات او مي باشد. اين ديدگاه به بدن فقط از لحاظ ساختار جسماني و بعبارت ديگر از نقطه نظر مادي و از منظر حواس خمسه مي نگرد و علايم مرگ را توقف فعاليت مغز و قلب و اندامها و از بين رفتن حرارت جسم مي داند و معمولاً به خروج چيزي بنام روح يا نفس اشاره نمي کند. اما از نظر فلسفه، مرگ عبارتست از جدا شدن دائمي روح يا مرگ که بطور طبيعي و بسبب درهم ريختن نظم طبيعي بدن و نارسائي آن ايجاد شود. فلاسفه، مرگ و خروج روح يا نفس را از بدن به کسي تشبيه مي کنند که خانه اش خراب شده و ناگزير است آنرا ترک کند و به جائي ديگر پناهنده شود.

ابزارهای حصول علم

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد ابزارهای حصول علم نویسندگان: دکتر محمدزمان رستمی طاهره آل بویه ابزارهای معرفت در یک تقسیم کلی عبارت اند از: حس، خیال، وهم، عقل و قلب. البته مُدرِک واقعی در همه مراحل، خود نفس است، زیرا نفس در تمام مراتب، بدون آن که امتزاج با آن مرتبه داشته باشد حضور دارد.

حکمت متعاليه ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد حکمت متعاليه ملاصدرا سيد محمد خامنه اي در بين سالهاي 979 تا 1045 هجري قمري (برابر با 1635-1571 مسيحي) فيلسوفي مي زيست که نام او صدرالدين محمد معروف به ملاصدرا بود و بعدها لقب او را صدرالمتألهين (رئيس فلاسفه الهي) گذاشتند و مکتب فلسفي او را حکمت متعاليه ناميدند. ملاصدرا فيلسوفي بودکه به تمام مکاتب فلسفي و عرفاني و کلامي زمان خود تسلط کامل داشت و از طرف ديگر چون يک مفسّر عاليقدر و يک محدث و حديث شناس ماهر بود به قرآن و حديث و سنت پيامبر (ص) نيز مسلط بود. دانش بسيار و نبوغ و استعداد ويژه اين فيلسوف و دانشمند سبب گرديد که بسبب تسلط به فلسفه و ابتکار و خلاقيتي که در وي بود اساس همه مکاتب زمان خود را درهم بريزد و از ميان آن, مکتبي فلسفي عرفاني بسازد که کاملاً مستقل ولي جامع و دارنده همه جنبه هاي مثبت آن مکاتب پيشين بود.

خدا در فلسفه ملاصدرا

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد خدا در فلسفه ملاصدرا رضا اكبريان[*] چكيده يكي از مسائلي كه بشدّت از نظريّه وجود ملاصدرا متأثّر است و در نظام فلسفي وي، صبغه كاملاً جديدي پيدا مي كند، سلوك فكري وي در اثبات وجود حق و بحث از اسماء و صفات اوست. خدا، محور اصلي تعاليم دين است. اساس دين را اعتقاد به وجود خدا تشكيل مي دهد. اصليترين مسئله اي كه براي جوينده حقيقت، مطرح مي شود و بايد پيش از هر چيز پاسخ صحيح آن را بدست آورد، اينستكه آيا خدايي وجود دارد يا نه؟ پاسخ مثبت يا منفي به اين سؤال نه فقط نگرش انسان را نسبت به جهان بيرون متفاوت مي سازد، بلكه خود انسان هم در پرتو پاسخي كه به اين پرسش مي دهد، جلوه و معناي ديگري مي يابد. از نظر ملاصدرا علم الهي شريفترين و ارزشمندترين علوم فلسفي است كه تكامل حقيقي انسان بدون آن ممكن نيست. او كمال حقيقي انسان را تنها در سايه قرب الهي محقق مي داند و معتقد است كه تقرب به خداي متعال بدون معرفت او، امكان پذير نخواهد بود. ملاصدرا در تمام كتب فلسفي خود، معرفت وجود حق را حكمت مي داند و سعادت حقيقي انسان را متوقّف بر آن معرفي مي كند. از نظر ملاصدرا شناخت خدا هدف هر فلسفه اي محسوب مي شود، لذا انسان، مكلف است كه خدا را به قدر توان و طاقت بشري بشناسد و به او تشبّه جويد. او كه شناخت عقلاني در مورد خدا را ممكن مي داند و براي اثبات او، براهين متعددي اقامه مي كند، به نوعي كشف و شهود عرفاني نيز اذعان دارد. تبيين و تحليل چنين نظريه اي، بررسي پيشينه تاريخي و سرچشمه هاي ديني ـ فلسفي آن و بيان اينكه ملاصدرا بعنوان بنيانگذار حكمت متعاليه در اين باب رويكردي ويژه دارد هدف اصلي اين مقاله است.

بررسی عوامل رشد و گسترش فلسفه در عصر صفوی

قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد بررسی عوامل رشد و گسترش فلسفه در عصر صفوی این مقاله به بررسی عوامل رشد و گسترش فلسفه و حکمت اسلامی در عصر صفوی پرداخته و در صدد است تا به این پرسش اصلی پاسخ دهد که چه عواملی در دوره صفویه موجب گسترش فلسفه و عطف توجه به مواد درسی مانند منطق و فلسفه در مدارس و نیز نگارش رساله های مهم فلسفی در این دوره شده است؟ عصر صفوی از اوایل قرن دهم هجری تا نیمه قرن دوازدهم (۹۰۷ تا ۱۱۴۵ ق) یکی از دورانهای مهم تاریخ ایران است که مذهب تشیّع دوازده امامی به عنوان مذهب رسمی در کشور استقرار یافت. در چنین بستر مساعدی، تعلیم و تربیت بر آموزه های شیعی استوار گردید و زمینۀ مناسبی برای رشد و شکوفایی علوم اسلامی و معارف شیعی در ایران فراهم آمد.حکمت و فلسفه اسلامی نیز یکی از شکوفاترین و پررونق ترین دوره های خود را در ایران اسلامی و بخصوص در شهرهای شیراز و اصفهان، در این دوره سپری نموده است. وضعیت مذهب در این دوره و نیز روشهای آموزشی در عصر صفوی و همچنین سیاستهای سلاطین صفوی از جمله حمایت از مراکز تعلیم و تربیت و استقبال از مهاجرت علمای جبل عامل و حمایت از تاسیس مراکز آموزشی مناسب و مدارس علمی مهم و کمک به تاسیس و تقویت کتابخانه ها در این زمان برخی عامل رشد و گسترش فلسفه در این عصر است.

  • تعداد رکوردها : 293

    مباني ابن سينا در حدوث و قدم عالم و نقد اهل کلام( قسمت اول)

    چکیده قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد.این مقاله از سایت راسخون نقل می گردد. مباني ابن سينا در حدوث و قدم عالم و نقد اهل کلام( قسمت اول) ابن سينا در کتاب هايش از جمله در اشارات، تمامي يک نمط را به تبيين حدوث ذاتي و قدم زماني جهان و اثبات و توضيح مباني و مقدمات آن اختصاص داده است. (1) از آنجا که گزارش ابن سينا در اشارات بسيار دقيق و جامع است، ما نيز اين مسئله را نخست بر اساس تبيين ابن سينا در اشارات گزارش مي کنيم. آن گاه به ذکر نکات ديگري که فلاسفه و متکلمان ديگر مطرح کرده اند، مي پردازيم. ابن سينا حدوث زماني جهان را قابل توجيه نمي داند و از قديم زماني بودن آن دفاع مي کند. او در نمط پنجم اشارات مي کوشد تا نامي از طرفداران دو ديدگاه ( حادث زماني يا قديم بودن جهان ) نبرد. لذا در اين نمط نه نامي از فلاسفه مي برد و نه از متکلمان. او نخست مباني و مقدمات مسئله را توضيح مي دهد.

    15 دی 1393

    خاک کربلا مقدس تر از خانه خدا

    قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وب سایت است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد.مقاله پیش رو در پایگاه اطلاع رسانی پرسمان انتشار یافته است. خاک کربلا مقدس تر از خانه خدا چند شبهه: شبهه اول: چرا شيعيان به كعبه اهميت نمى دهند؟ شبهه دوم: چرا شيعيان به كربلا «قبلة الاسلام» مى گويند؟ شبهه سوم: چرا از ديدگاه شيعيان كربلا برتر از كعبه است؟ جدیدا وهابیون شبهه ای را به قرار ذیل مطرح کرده اند که آنرا ذکر و پاسخ جامع و کاملی را برای آن بیان می کنیم: اصل شبهه: از ديدگاه شيعيان، كربلا برترين مكان در روى زمين و برتر از بيت الله الحرام است و عناوينى همچون: «أفضل بقاع الأرض» «أرض الله المختارة» «حرم الله ورسوله» «قبلة الإسلام» «في تربتها شفاء» و... به وفور در روايات شيعيان يافت مى شود و ثابت مى كند كه از ديدگاه شيعه، كربلا ارزش بيشترى نسبت به كعبه دارد و كعبه براى آن ها اهميت و ارزش چندانى ندارد، زيارت كربلا به مراتب ثواب بيشترى نسبت به زيارت خانه خدا دارد. در این مقاله ضمن تبیین شبهات به پاسخ تفصیلی آنها پرداخته ایم.

    3 دی 1393

    اختلاف شیعه وسنی درباره امامت چیست وازکجا نشأت می گیرد ؟

    قابل توجه کاربران محترم؛ به اطلاع میرساند مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد. بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این وبگاه است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد. مقاله پیش رو در سایت پرسمان منتشر گردیده است. اختلاف شیعه وسنی درباره امامت چیست وازکجا نشأت می گیرد ؟ به رغم اینکه شیعه وسنی هر دو امامت را امری لازم می دانند و تعاریف به ظاهر متشابهی دارند اما در عین حال تفاوتهایی بنیادین در دیدگاه آنها وجود دارد که نشانگر دو هویت متفاوت تحت یک نام است . امامت درنگرش شیعه تداوم راه نبوت در دوران خاتمیت و در نگاه اهل سنت صرفاً یک تئوری حکومت است . از نظر شیعه و سنی پیامبر حداقل دارای سه مقام بود : 1. دریافت وابلاغ وحی رسالی . 2. تبیین معصومانه و بدون خطای وحی . 3. زمامداری و مدیریت کلان جامعه اسلامی . امامت ، ولایت باطنی، عصمت

    29 آذر 1393

    اسلام، آزادی عقیده، ارتداد

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد متن پیش رو به نقل از سایت پرسمان منعکس شده است. اسلام، آزادی عقیده، ارتداد مگر اسلام آزادي عقيدتي را قبول ندارد، پس چرا مجازات سختي را بر مرتد تحميل مي كند؟ آيا اسلام دين حق و منطبق بر عقل و برهان نيست، پس چرا با تحميل مجازات درصدد ابقاء اجباري مسلمانان بر دين خود كه سابقاً و چه بسا از روي ناآگاهي انتخاب كرده اند، برمي آيد؟ اصولاً ارتداد به چه معني است؟ اسباب تحقق آن كدام است؟ ماهيت حقوقي آن چيست؟ در قلمرو حقوق و آزادى هاى مذهبى، مسأله ارتداد، از مهم ترين و حساس ترين موضوعات شمرده مى شود. حقوق بشر، آزادی عقیده ،ارتداد، مرتد ملی،مرتد فطری، مجازات مرتد

    18 آبان 1393

    چرا جهان اينگونه است؟

    چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد مقاله پیش رو به قلم دکتر سید یحیی يثربي قرار گرفته در سایت راسخون ارائه میگردد. چرا جهان اينگونه است؟ منظور ما در اين نوشته، تبيين نظم و نظام موجود در جهان و در تک تک موجودات است. اصل موجوديت يک چيز است و نظام و چگونگي و مشخصات موجوديت، چيز ديگر. مثلاً موجوديت انسان که با چه وسيله و چگونه موجود شده، يک مسئله است؛ شکل و هيئت و نظام وجود او مسئله ديگري است. چرا انسان کوچک تر از اين يا بزرگ تر خلق نشد؟ چرا دو چشم دارد نه بيشتر؟ چرا يک مرکز تلمبه خون دارد نه بيشتر؟ و صدها و هزاران پرسش از اين نوع که آن ها را پرسش هاي مربوط به گزينش و نظم مي ناميم. به عبارت ديگر، مسئله ما اين است که از ميان صورت ها و جهان هاي ممکن، چه عاملي در گزينش صورت فعلي جهان و صورت هاي موجود پديده هاي جهان، اثر گذاشته است؟ نخست بررسي سابقه مسئله را از يونان پي مي گيريم، سپس به ديدگاه متفکران اسلام مي پردازيم. هیئت نظام، نظام موجود در جهان، نظام جهان هستي، برهان جواز، مُثل

    18 آبان 1393

    یادداشت دکتر داوری اردکانی درباره سبک زندگی

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد این متن در تار نمای علوم اجتماعی اسلامی قرار داده شده است . یادداشت دکتر داوری اردکانی درباره سبک زندگی از من خواسته اید که درباره ی سبک زندگی چیزی بنویسم. از یک جهت سبک و شیوه ی زندگی در دوران جهانی شدن مصرف، از جمله مهمترین مسائل در علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی است اما غلبه و شیوه و سبک زندگی مصرفی کنونی صرف یک مسئله ی قابل بحث و تحقیق در مراکز علمی ـ فرهنگی نیست؛ بلکه خطر بزرگی برای آینده ی فرهنگ ها و سست شدن بنیاد وجود بشر و سرایت آشوب در همه چیز و همه جا وحتی در شیوه زندگی گسترش پاینده و گسترش یافته ی کنونی است. سبک زندگی، جهانی شدن مصرف،شیوه زندگی

    5 آبان 1393

    مسيحيت صهيونيستي و آينده جهان

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای آیت مظفری در فصلنامه حصون به چاپ رسیده است . مسيحيت صهيونيستي و آينده جهان چكيده مسيحيت صهيونيستي با وجود ريشه هاي پروتستاني خود، براي نخستين بار در اواخر قرن نـوزدهم ميلادي ظهور كرد. جان داربي (Darby Nilson John) كشيش معروف انگليس ، كه در سـال 1882 م درگـذشـت ، مسيحيت صهيونيستي را به عنوان «عملي نمودن خواسته هاي مسيح » و تحقق پيش گوئي هاي انجيل بين پروتستان ها ترويج كرد. صهيونيسم به جنبش سياسي ـ مذهبي يهوديان براي حضور در فلسطين و حق حاكميت يهود بـر كـل ايـن سرزمين اطلاق مي شود، لذا مسيحياني كه به طور جدي از بازگشت يهوديان بـه فـلسـطين به عنوان ارض موعود حمايت مي كنند، مسيحي صهيونيست شناخته مي شوند. مـقـاله حـاضـر به معرفي اين جريان مي پردازد كه طي آن ضمن بيان تاريخچه ، مباني اعـتـقـادي مـسـيحيان صهيونيست را به اختصار نقد كرده، ديدگاه آنان را درباره آينده جهان بيان مي كند. مسيحيت صهيونيستي، يهود، صـهـيـونـيـسـتـم،پروتستان

    5 آبان 1393

    ريشه هاي كلامي - اجتماعي مسيحيت صهيونيستي

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای محمود سيفي در نرم افزار مسیحیت صهیونیستی درج گردیده است. ريشه هاي كلامي - اجتماعي مسيحيت صهيونيستي نجات زمين با پيش گويي چارلز فيني Finney يكي از كساني است كه در آمريكا پايان عاجل جهان را پيش گويي كرد. او در سال 1835 نوشت: «اگر كليسا به وظايف خود عمل كند، هزاره در همين كشور و در عرض سه سال فرا خواهد رسيد». جوزف ميلر بازگشت مسيح را دقيقا در 21 مارس 1843 دانست و چارلز راسل پيش بيني كرد مسيح پادشاهي روحاني خود را در 1914 بر پا خواهد كرد. راسل در 1879 مجله اي به نام «مراقبان صهيون» با تيراژ شش هزار نسخه تاسيس كرد كه در يك قرن بعد به تيراژ 15 ميليون نسخه رسيد. در همين زمان در آمريكا و اروپا علاقه زيادي به شرق و قوم يهود احيا شده بود. توجه به سرزمين فلسطين تا حد زيادي ناشي از سلسله اي از كشفيات باستان شناختي، ماجراجويي هاي نظامي و تعداد رو به افزايش سفرنامه هاي منتشر شده از شرق بود كه به توجهات عمومي دامن مي زد. بين سال 1800 تا 1875 بيش از دو هزار نويسنده درباره ارض مقدس دست به قلم بردند و به طور مثال كتاب راهنماي سينا و فلسطين اثر دن استانلي در طول يك سال پس از انتشار خود در 1856 به ويرايش چهارم رسيد. در دهه 1830 سفر به خاور نزديك بخشي از سفرهايي بود كه اكثر جنتلمن هاي اروپايي را به خود جذب مي كرد. ارض مقدس، پایان جهان، قوم يهود، بازگشت مسيح

    30 شهریور 1393

    پیرامون هویت در معماری ایرانی/اسلامی گفتگو با دکترحسن بلخاری

    چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای بهرام هوشیار یوسفی در پایگاه الکترونیکی حوزه به چاپ رسیده است پیرامون هویت در معماری ایرانی/اسلامی گفتگو با دکترحسن بلخاری حسن بلخاري قهي، استاد دانشگاه و دکتراي فلسفه هنر است؛ عنوان رساله او The Manifestation of Unity of Existence in Art and Architecture of Iran and India - A Comparative Study بوده و وی هم اکنون عضو گروه های هنرهای سنتی، گروه سینماو گروه پژوهشی نقد هنر فرهنگستان هنر است. بيش از 20عنوان تأليف درباره مباني نظري هنر و فرهنگ همچون «مباني عرفاني هنر و معماري اسلامي»، «حکمت، هنر و زيبايي» و «سرگذشت هنر در تمدن اسلامي» را در کارنامه ي خود دارد و چندين مقاله و پژوهش را در اين عرصه به ثمر رسانده است. بلخاري به صورت ريشه اي بحث مي كند و نتيجه گيري هاي وي توام با ارائه راهكار است: "یک تیم زیبایی شناس مبتنی بر مبانی معنوی، 10 طرح مختلف ارائه دهند و دراختیار پیمان کاران قرار دهند و بگویند مصالح براساس منطق ساختمانی امروز ولی فرم بنا باید بدین گونه باشد...". اين نگرش كاركردي زماني كه از زبان يك نظريه پرداز فلسفه اسلامي/عرفاني مطرح مي شود، بدون شك گشايشي شايسته را در تداوم بحث هويت گرايي در عرصه معماري به همراه خواهد داشت. . ساحت معنوی انتقال ارزش ها با استفاده از هنرهای که کاربرد ساختاری دارند در سطح شهر به چه نحوی صورت می گیرد؟ تجربه های موفق در این حوزه چگونه بوده است؟ آیا به صورت دستوری می شود با آن برخورد کرد یا ما باید نظاره گر باشیم تا یک جریان فرهنگ ساز در دراز مدت آن را خلق کند...؟ فلسفه معماری،سنت معماری،زیبایی شناسی هنر، جهان سنت

    30 شهریور 1393

    هزاره گرايي

    چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از منابع دیگر نیز مقلاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله درج شده در نرم افزار مسیحیت صهیونیسم می باشد. هزاره گرايي هزاره گرايي (millennialism) ميراث قديم اديان است كه امروزه در جوامع مسيحي رواج يافته و در آينده اي نزديك ، شاهد آثار و نتايج آن خواهيم بود. اين آرمان در يهوديت بسيار اوج گرفت و در مسيحيت – به ويژه در سال 1000 ميلادي – به نهايت اوج خود رسيد. اكنون هزاره گرايي در جهان مسيحيت بيداد مي كند و شور و التهاب اين آرمان در آن جوامع به آن پايه است كه پژوهشگران علوم اجتماعي و رسانه هاي جمعي از آن به عنوان «سندر» دو هزار و «جنون هزاره اي» ياد مي كنند. هزاره گرایی ملکوت خدا سلطنت هزاره ساله

    28 مرداد 1393

    ماهيت شناسي وهابيت نوين

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از منابع دیگر نیز مقلاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله درج شده در نرم افزار مسیحیت صهیونیسم می باشد. ماهيت شناسي وهابيت نوين فرقه هاي انحرافي يكي از مهم ترين انگيزه هاي تحرك و تهاجم وهابيت در سطح منطقه و كشورهاي اسلامي، ترس و وحشت آنان از گسترش فرهنگ برخاسته از انقلاب اسلامي، بيداري و خود آگاهي قرآن محور در ميان جوانان و دانشمندان تحصيل كرده و استقبال آنان از اين حركت اصيل و مذهب نوراني مطابق با سنت راستين و ناب محمدي(صلي الله عليه و آله و سلم ) است، كه با پي جوئي رفتار آنان مي توان عمق وحشت آنان را از نفوذ بيداري و آگاهي مسلمانان امروز از اسلام واقعي و مكتب انقلاب اسلامي درك نمود. بدين ترتيب شاهد آن هستيم كه چگونه با جنايات شرربار خود كه با حمايت حاكمان غربي و حاميان پر عناد مذهبي آن، نام جهاد في سبيل الله و اصلاح ديني به خود گرفته است تصرفات سياسي خود را صبغه مذهبي داده و آن را مقدس جلوه مي دهند. واژگان کلیدی وهابیت سلفی گری فرقه ای انحرافی گروه های تروریستی

    11 مرداد 1393

    فرقه وهابيت

    چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از منابع دیگر نیز مقلاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله تهیه شده در دفتر پژوهش موسسه ي فرهنگي هنري خراسان درج شده در نرم افزار مسیحیت صهیونیسم نقل می گردد. فرقه وهابيت هر چند ظهور جريان هاي فكري انحرافي، پديده ي تازه اي نيست و تاريخ اسلامي از دهه ي آغازين خود و به دنبال فقدان رسول خدا (ص) تاكنون با آن دست به گريبان بوده است، اما احتمالاً مي توان دو سده ي اخير را دوران اوج گيري ظهور جريان هاي فكري انحرافي دانست؛ چرا كه بروز تحولات بنيادين در ساختار حاكميتي جهان اسلام پس از قدرت يافتن تركان عثماني و باز شدن پاي استعمار غرب به كشورهاي اسلامي از سده ي هجدهم ميلادي با هدف سلطه بر منطقه و پاره اي عوامل سياسي و اجتماعي ديگر، زمينه را براي اوج گيري اين قبيل جريان ها در اين برهه ي تاريخي، كاملاً فراهم ساخت. يكي از اين جريان هاي فكري انحرافي كه در اين دوران به راه افتاده و هزينه هاي سنگين و بعضاً جبران ناپذيري را به جهان اسلام تحميل كرده، جريان افراطي وهابيت بوده است؛ جرياني كه متاسفانه توانسته است در سايه ي قرائتي خشن و تنگ نظرانه از دين همراه با نوعي عملگرايي خطرناك، از يك سو با گسترش خشونت و ناامني، بذر بدگماني به اسلام و مسلمانان را در جهان بيفشاند و بهانه ها و دست مايه هاي لازم براي تبليغات استكبار جهاني بر ضدّ امّت اسلامي را فراهم آورد و از سوي ديگر، با تكفير و توهين مسلمانان، اختلاف ميان مذاهب را تشديد نمايد و كژانديشانه در آتش تفرقه بدمد. به علاوه، هنوز خاطره ي تلخ تخريب اماكن متبركه و مشاهد مشرّفه ي مكه و مدينه توسط آنان، در ذهن امت اسلامي باقي است. ترورهاي كور و بي رحمانه در قالب عمليات انتحاري نيز كه هر از چند گاهي به كشته و زخمي شدن مسلمانان مظلوم و زنان و كودكان بي گناه در گوشه و كنار جهان اسلام مي انجامد، جلوه ي ديگري از جريان وهابيت است كه از ميزان جهالت و خباثت آن حكايت دارد. اگر چه پايگاه و مركز اين جريان نامبارك، درون عربستان سعودي است، اما تبليغات گسترده ي آن در سراسر جهان با تكيه بر دلارهاي نفتي، آن را افزون بر برخي كشورهاي منطقه، تا عمق سرزمين هاي دوردست اسلامي در شرق آسيا و حتي آفريقا گسترانيده است. هر چند خوشبختانه ويژگي هاي فرهنگي كشور و پيوند عميق مردم ما با مكتب اهل بيت (ع) به گونه اي است كه زمينه ي چنداني براي نفوذ اين جريان در ايران وجود ندارد، اما اين واقعيت خوشحال كننده نبايد به يك غفلت و كوتاهي بيانجامد . چه، امروزه ده ها كتاب، مجله و سايت اينترنتي كه عمدتاً توسّط فارغ التحصيلان دانشگاه هاي مكه و مدينه توليد مي شوند و از مفتيان تندرو عربستان سعودي خط مي گيرند و توسط نهادهاي فرهنگي اين كشور پشتيباني مي شوند، سرگرم ترويج باورهاي افراطي و خشن وهابي و حشمله به مذاهب و شخصيت هاي اسلامي هستند واژگان کلیدی وهابیت سلفی گری ابن تیمیه تکفیری

    29 تیر 1393

    فرقه وهابيت

    چکیده نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از منابع دیگر نیز مقلاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله تهیه شده در دفتر پژوهش موسسه ي فرهنگي هنري خراسان درج شده در نرم افزار مسیحیت صهیونیسم نقل می گردد. فرقه وهابيت هر چند ظهور جريان هاي فكري انحرافي، پديده ي تازه اي نيست و تاريخ اسلامي از دهه ي آغازين خود و به دنبال فقدان رسول خدا (ص) تاكنون با آن دست به گريبان بوده است، اما احتمالاً مي توان دو سده ي اخير را دوران اوج گيري ظهور جريان هاي فكري انحرافي دانست؛ چرا كه بروز تحولات بنيادين در ساختار حاكميتي جهان اسلام پس از قدرت يافتن تركان عثماني و باز شدن پاي استعمار غرب به كشورهاي اسلامي از سده ي هجدهم ميلادي با هدف سلطه بر منطقه و پاره اي عوامل سياسي و اجتماعي ديگر، زمينه را براي اوج گيري اين قبيل جريان ها در اين برهه ي تاريخي، كاملاً فراهم ساخت. يكي از اين جريان هاي فكري انحرافي كه در اين دوران به راه افتاده و هزينه هاي سنگين و بعضاً جبران ناپذيري را به جهان اسلام تحميل كرده، جريان افراطي وهابيت بوده است؛ جرياني كه متاسفانه توانسته است در سايه ي قرائتي خشن و تنگ نظرانه از دين همراه با نوعي عملگرايي خطرناك، از يك سو با گسترش خشونت و ناامني، بذر بدگماني به اسلام و مسلمانان را در جهان بيفشاند و بهانه ها و دست مايه هاي لازم براي تبليغات استكبار جهاني بر ضدّ امّت اسلامي را فراهم آورد و از سوي ديگر، با تكفير و توهين مسلمانان، اختلاف ميان مذاهب را تشديد نمايد و كژانديشانه در آتش تفرقه بدمد. به علاوه، هنوز خاطره ي تلخ تخريب اماكن متبركه و مشاهد مشرّفه ي مكه و مدينه توسط آنان، در ذهن امت اسلامي باقي است. ترورهاي كور و بي رحمانه در قالب عمليات انتحاري نيز كه هر از چند گاهي به كشته و زخمي شدن مسلمانان مظلوم و زنان و كودكان بي گناه در گوشه و كنار جهان اسلام مي انجامد، جلوه ي ديگري از جريان وهابيت است كه از ميزان جهالت و خباثت آن حكايت دارد. اگر چه پايگاه و مركز اين جريان نامبارك، درون عربستان سعودي است، اما تبليغات گسترده ي آن در سراسر جهان با تكيه بر دلارهاي نفتي، آن را افزون بر برخي كشورهاي منطقه، تا عمق سرزمين هاي دوردست اسلامي در شرق آسيا و حتي آفريقا گسترانيده است. هر چند خوشبختانه ويژگي هاي فرهنگي كشور و پيوند عميق مردم ما با مكتب اهل بيت (ع) به گونه اي است كه زمينه ي چنداني براي نفوذ اين جريان در ايران وجود ندارد، اما اين واقعيت خوشحال كننده نبايد به يك غفلت و كوتاهي بيانجامد . چه، امروزه ده ها كتاب، مجله و سايت اينترنتي كه عمدتاً توسّط فارغ التحصيلان دانشگاه هاي مكه و مدينه توليد مي شوند و از مفتيان تندرو عربستان سعودي خط مي گيرند و توسط نهادهاي فرهنگي اين كشور پشتيباني مي شوند، سرگرم ترويج باورهاي افراطي و خشن وهابي و حمله به مذاهب و شخصيت هاي اسلامي هستند واژگان کلیدی وهابیت سلفی گری ابن تیمیه تکفیری

    29 تیر 1393

    مسيح يهودى و فرجام جهان-1

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد سلسله مقالات پیش رو از سایت موعود نقل می شود. چکیده: آنچه در پى خواهد آمد مقدمه كتاب المسيح اليهودى و نهايةالعالم اثر نويسنده و محقق ارجمند مصرى آقاى رضا هلال است كه به دليل مطالب ارزشمند و محققانه‏اى كه در اين كتاب در زمينه مسيحيت صهيونيستى مطرح شده، ترجمه و براى نخستين بار براى استفاده خوانندگان عزيز عرضه مى‏گردد. مقدمه: »هيچ كس نمى‏تواند آمريكا و آزاديهايش را بفهمد، مگر اين‏كه آگاه باشد و تأثيرى را كه دين به طور مستقيم بر روى ساخت و ايجاد اين كشور گذاشته و مى‏گذارد، درك كند...«. جيمز ون - آمريكاى امروز بذر اين كتاب هنگامى كه در دهه نود قرن گذشته در ايالات متحده زندگى مى‏كردم، در وجودم كاشته شد. يكى از روزها وقتى كانالهاى تلويزيونى را مى‏گرفتم، نگاهم بر روى آگهى كانال سى.بى.ان متوقف شد، »پات رابرتسون« واعظ تلويزيونى را مى‏ديدم كه از فرارسيدن پايان تاريخ و دومين ظهورمسيح سخن مى‏گفت و مردم را پند و اندرز مى‏داد. مدتى برنامه‏هاى ايستگاههاى تلويزيون مذهبى كه »كليساى تلويزيونى« ناميده مى‏شوند، مرا به خود مشغول داشتند. اين ايستگاهها براى بينندگان آمريكايى موعظه و پند ارائه مى‏دهند و زمينه رفتن به كليسا جهت خواندن نماز را فراهم مى‏نمايند، همچنين اخبار و ميزگردهاى مذهبى(1 ) پيرامون نظر شريعت و دين درباره ازدواج، طلاق، تربيت، كودكان، سقط جنين وكانديداهاى انتخابات را پخش مى‏كنند. وازگان کلیدی: مسيح بنیادگرایی ایوانجلیستها

    25 خرداد 1393

    بررسی نقش تفکر انتقادی در زندگی اجتماعی

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد چکیده شاخصترین پایة شخصیت فرد, میل به اندیشیدن و توانایی فکر به صورت انتقادی است. تفکر انتقادی به افراد در حل مسائل, تصمیم گیری در موقعیتهای زندگی و شکل گیری هویت و عادتی با ثبات در شخص کمک میکند. جامعه هر چقدر پویاتر باشد, نیاز به اندیشمندان انتقادی بیشتر احساس میشود. جامعه همواره نیازمند متفکرانی است که از قضاوت خوب درباره مسائل جامعه خویش برخوردارند و میدانند که چه زمانی و چگونه مهارتهای تفکر را در جامعه خویش بکار گیرند, برخورداری از تفکر انتقادی در جامعه سیاسی به افراد یاری میرساند تا شهروندانی آگاه و مطلع باشند و آزادی حقیقی را تجربه کنند. بنابراین, تفکر انتقادی بعنوان مهارتهای فرد در تعبیر و تفسیر, تجزیه و تحلیل, ارزیابی و نیز شناسایی پدیده های اجتماعی, منبعی نیرومند در زندگی مدنی و سیاسی محسوب میشود. با توجه به نقش اساسی تفکر انتقادی در زندگی, هدف اصلی آموزش و پرورش میبایست فراتر از کسب آسان دانش, تربیت متفکران انتقادی باشد. وازگان کلیدی تفکر انتقادی زندگی مدنی سبک زندگی

    25 خرداد 1393

    ساخت اجتماعی دین ورزیدن

    چکیده ساخت اجتماعی دین ورزیدن دکتر مقصود فراستخواه در گروه جامعه شناسی دین مورد بررسی قرار گرفت گروه علمی- تخصصی جامعه شناسی دین انجمن جامعه شناسی ایران روز بیستم اردیبهشت ماه ۸۹ نشستی را برگزار کرد که در آن دکتر مقصود فراستخواه در قالب بحثی با عنوان «ساخت اجتماعی دین ورزی» به سخنرانی پرداخت. متن تحریر یافته و ویراسته این سخنرانی را در ادامه می خوانید. بحث حاضر بنده شاید حاوی کوششی باشد برای اینکه در باب دین ورزی به مثابه واقعیت اجتماعی تأملی صورت بگیرد. آفاق فکری جدید بشر سبب شده است که تأملات بی سابقه ای در باب دین به میان بیاید. چگونه می شود در دنیای کنونی زیست ولی از آفاق فکری آن طفره رفت. حداقل چیزی که از دینداران و نهادهای دینی انتظار می رود این است که بدانند در این آفاق نوپدید فکری، دین ورزیدن محل چه نوع پرسش هایی قرار می گیرد و چگونه توضیح داده می شود. کسی که در این آفاق به سر می برد، حتی اگر هم بخواهد دین ورزی بکند، صور دین باوری و دینداری او با دنیای پیشین متفاوت خواهد بود. پس فهمیدنی است که در باب دین ورزی از این افق های جدید باید بحث بشود. عرایض بنده سه قسمت خواهد داشت. ابتدا طیفی از آفاق فکری جدید را مرور می کنم. این طیف، دربرگیرنده پدیدار شناسی، برساخت گرایی، پساساخت گرایی و نیز نوشتار شناسی است. در قسمت دوم خواهم کوشید در محدوده وقت عرض بکنم که دین ورزی از این آفاق چگونه قابل توضیح است و سرانجام در قسمت سوم، قدری بیشتر بیان خواهم کرد که چطور با تحول ساخت اجتماعی ذهن و زبان و زندگی مردم، دین ورزی آن ها نیز از حالی به حالی می شود. ساخت اجتماعی دین ورزیدن

    31 اردیبهشت 1393

    گفتگو با حسن بلخاری؛ پیرامون هویت در معماری ایرانی/اسلامی

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این متن گفتگوی آقای بهرام هوشیار یوسفی با دکتر حسن بلخاری پیرامون هویت در معماری ایرانی/اسلامی می باشد. گفتگو با حسن بلخاری؛ پیرامون هویت در معماری ایرانی/اسلامی ..... به طور مثال سردر دانشگاه تربیت مدرس، در این سردر سنت حرف اول را می زند، آجر نیز حرف اول را در مصالح می زند. یعنی به جای استفاده از بتن سنگین و سرد، آجری را داریم که اگر بخواهم مبانی معنوی آجرکاری و فتوت نامه آجر کاران را بگویم خودش یک بحث مفصل و جدایی است. یعنی آجر به دلیل این که از خاک به وجود آمده است و ما عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد، .....

    31 اردیبهشت 1393

    بررسی روشهای مطالعه جامعه شناسانه دین

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای امان الله فصيحی به چاپ رسیده است بررسی روشهای مطالعه جامعه شناسانه دین چکیده: درنوشتار حاضر تلاش شده است که روش های مختلف جامعه شناسی دین مورد بررسی قرار گیرد تا از این طریق آسیبهای را که مطالعه جامعه شناسانه از دین در پی دارد شناسایی و در نتیجه الگوئی از جامعه شناسی دین مطرح نماید تا از حیث روش فاقد مشکلاتی باشد که جامعه شناسی دین در وضعیت موجود با آن درگیر است؛ به همین منظور پس از طرح مسأله و بررسی ابعاد و سطوح مختلف دین، سه روش «اثباتی»، «تفسیری» و «انتقادی» مورد بحث قرار گرفته و پیش فرضهای اساسی آنها مشخص شده است. پس از آن ارتباط این روشها با جامعه شناسی دین و اینکه هرکدام چه سطح و یا بعد از دین را به عنوان موضوع جامعه شناسی دین بر می گزینند موشکافی شده که روش اثباتی بعد عینی، روش تفسیری بعد ذهنی و روش انتقادی هر دو بعد را به عنوان موضوع جامعه شناسی دین انتخاب مینماید. البته بررسی پیامدهای هریک و نقد شان نیز مغفول نمانده است. کلید واژها: روش، جامعه شناسی، دین، اثباتی، تفسیری، پارادایم، انتقادی، جامعه شناسی دین، عرفی شدن.

    31 اردیبهشت 1393

    روش تأویلی تمثیلی فهم قرآن در عرفان و مذهب باطنیه

    لازم به ذکر است این مقاله در مجله الهیات تطبیقی سال اول شماره دوم تابستان 1389 ص103-116 به چاپ رسیده است. چکیده روش تأویلی تمثیلی فهم قرآن در عرفان و مذهب باطنیه درمکتب عرفان و مذهب باطنیه از این جهت که برای آیات قران وکلمات آن معانی باطنی قائل اند اعتقاد یکسانی وجو دارد از این رو هردو طریق برای کشف حقایق معانی قرآن کریم روش خاص را پاسخگو می داند اما از الحاظ روش شناختی تمایز واشتراک هایی در شیوه هرمونوتیکی دو نحله فوق وجود دارد که با مطالعه دقیق در متون و منابع آنان این تمایز و اشتراک روشن می گردد با این بیان که در تأویل عرفانی سه ویژگی وجود دارد الف) کشف مفهوم در بطن آیات ب) تهذیب نفس برای دست یابی به کشف ج) گذر ازمعانی حسی و راه یابی به معانی باطنی و روحانی اما در نزد باطنیه مشخصه های اصل تأویل عبارت است از الف) تعیین مصداقی مفاهیم کلمات قرآن ب)تعلیم ج)آزاد بودن و تردد معانی از حسی به روحانی و یا بالعکس از روحانی به معانی حسی مقاله حاضر عهده دار تبیین این ویژگی ها و فرآیندهای روش شناختی این دو بینش است که با سیری در تبیین مفاهیم اصطلاحی نظیر مَثَل و تأویل در آرای آنان شروع و در پایان به وجوه اشتراک و تمایز در روش آن دو در تبیین قرآن کریم پرداخته شده است و سرانجام به داوری صحیح فهم متن اشاره گردیده است مَثَل ممثول تأویل عرفان باطنیه کشف تعلیم

    27 فروردین 1393

    فضای مقدس

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای جوئل پی بررتون و ترجمه مجید محمدی در مجله نامه فرهنگ شماره 29 به چاپ رسیده است فضای مقدس یک مکان مقدس در وهله نخست یک مکان تعریف شده و مشخص است که از فضاهای دیگر قابل تشخیص و تمیز است بدین ترتیب مراسمی که مردم در یک مکان در آنجا شرکت میکنند یا بدان توجه مینماید مقدس تلقی شده و از مکانهای تعریف شده دیگر متمایز می شود ....مکان مقدس توجه ما را بر صور اشیا و اعمال موجود در خود متمرکز میکند و آنهارا به صورتی عرضه میکند که متحمل معنای دینی باشند این نمادها توصیف کننده مولفه های بنیادی واقعیت مزبور زندگی را منطبق با آن دیدگاه تعریف میکند و طرق اتصال میان جهان انسانی و واقعیت های الهی را به دست میدهد....... مکان مقدس فضای مقدس شمایل های جهان

    25 اسفند 1392

    • تعداد رکوردها : 236
    • تعداد رکوردها : 0

    حواريون مسيحي و اهداف يهودي

    به مبلغان انجيل، ايوانجليست گويند. قبل از جنگ جهاني دوم و انتشار دوره دوازده جلدي اصول مسيحيت با عنوان بنياد ها ، آنان به بنياد گرا معروف بودند. در سال 1951 با ايجاد بنيادي به نام اعضاي جهاني ايوانجيلي خود را به عنوان محافظه كاران مسيحي معرفي كردند و تا كنون ارتباط نزديكي ميان ديدگاه هاي محافظه كاران ايوانجليست با ايدئولوژي محافظه كاران سياسي آمريكا مشهود است. آنان با جديت تمام درباره عملي نمودن خواسته هاي مسيح و تحقق پيش گويي هاي انجيل تبليغ مي كنند و اعلام مي دارند، ظهور دوباره مسيح بسيار نزديك است و مسيحيان براي ظهور دوباره مسيح وظيفه دارند انجيل را در سراسر جهان تبليغ نمايند. ايوانجليست ها اعلام مي دارند كه آنان مي خواهند آمريكا را از سكولار اومانيسم نجات دهند و مي كوشند با كنار گذاشتن افراد سكولار از مسئوليت هاي حساس در جامعه، مسيحيان طرفدار اعتقادات افراطي ديني را جايگزين كنند

    7 آذر 1392

    تجربة دینی و تشرفات

    اين مقاله درصدد بررسي بحث نوظهور و مهم فلسفة دين و کلام جديد یعنی «تجربة ديني» در جهان غرب با موضوع پررونق در جهان اسلام و تشيع یعنی «تشرفات» بر آمده است و بعد از تطبيق ديدگاه هاي گوناگون تجربة ديني بر تشرفات به اين نتيجه مي رسد كه تشرفات به ساحت مقدس امام زمان عج، گونه ای از تجربة ديني است.

    28 آبان 1392

    نقش معناشناسی «دجال» در رسالت رسانۀ زمینه ساز

    نکته از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد تاريخ دريافت: 10/9/1389 فصل نامه علمي ـ پژوهشي مشرق موعود تاريخ پذيرش: 15/11/1389 سال چهارم، شماره 16، زمستان 1389 نقش معناشناسی «دجال» در رسالت رسانۀ زمینه ساز حامد پوررستمی* چکیده آخرالزمان عصری است که جولان جریانات شیطانی به اوج خود می رسد. برحسب منابع روایی، موضوع دجال یکی از آن تحرکات شیطانی مرموز و مزور است. نوع رسالت رسانۀ زمینه ساز در رويارويي با آن منوط به تصویری است که از آن ترسیم می شود. در صورت رویکرد فردشناسانه به دجال، رسالت رسانۀ زمینه ساز، تنها رسالتی تنذیری و هشداری خواهد بود که جامعه را نسبت به فردی خطرناک به نام دجال هشدار می دهد. چنین رسانه ای، «امروز» دیگر خود را درگیر با دجال نمی بیند، بلکه در انتظار حوادث «فردا» است. اما در صورت رویکرد جریان شناسانه به دجال، دیگر رسالت رسانۀ زمینه ساز در برابر شخص دجال نیست، بلکه در برابر پدیده ای به نام دجالیسم است که سازمان یافته و سیستماتیک اهداف و نقشه های شوم خود را برنامه ریزی می کند. در این صورت، رسالت رسانۀ زمینه ساز، رسالتی منفعلانه و تنذیری نسبت به «فردا» نیست، بلکه فعالانه و درگیرانه نسبت به «امروز» ارزیابی می شود. البته رویکرد جعلی نگریستن به روایات دجال نیز هست که رسالت رسانۀ زمینه ساز را به سوی رسالتی خاموش و مسکوت سوق خواهد داد. به نظر می رسد رویکرد جریان شناسانه به دجال، رسالت سنگین تری را بر دوش رسانۀ زمینه ساز می نهد که تبیین بیش تری را می طلبد. در هژمونی و جریان دجالیسم، دست کم دو گروه وجود دارد که رسالت رسانۀ زمینه ساز در رويارويي با آن ها یکسان نیست: 1. گروه رهبران و سران جریان دجالیسم؛ 2. گروه پیروان و فریب خوردگان جریان دجالیسم. در یک تقسیم بندی می توان این رسالت را در مقابل سران دجالیسم، سیاستی جهادی و سلبی (با دو راهکار «نقد و به چالش کشاندن تفکرات» و «افشای نقش ها و نقشه ها») و در مقابل پیروان فریب خورده پدیده دجالیسم، سیاستی ارشادی و ایجابی (با دو راهکار «تبیین مبانی و مواد معرفتی» و «نمایاندن کارکردهای دکترین مهدویت») ارزیابی نمود تا در نهایت، رسانه اي کارآمد و قویم بتواند با معرفت بخشی و بیداری عمومی در جهان، زمینه ها را برای اقامه حکومت ولایی به رهبری امام عصر عج فراهم نماید. واژگان كليدي دجال، دجاليسم، رسانه، زمينه سازي، دكترين مهدويت، امام عصر عج

    14 آبان 1392

    ضرورت قيام جهاني حضرت مهدي عج

    ضرورت قيام جهاني حضرت مهدي عج سيد محمد مرتضوي* چكيده يكي از پرسش هايي كه همواره ذهن بشر را به خود مشغول كرده، آيندۀ بشر يا به تعبير ديگر، پايان تاريخ است. انديشمندان با هر ديدگاه و گرايشي كوشيده اند به اين سؤال پاسخ دهند. آنان آيندۀ بشر را روشن و همراه با صلح، صفا، آرامش، امنيت و گسترش عدالت مي دانند. عده اي تحقق آن را خارج از اختيار بشر و نتيجة جبر تاريخي مي شمارند و برخی آن را اختياري دانسته، معتقد به راه اندازي جنگ تمدن ها براي تحقق آن هستند. اديان الهي يهود، مسيحيت و اسلام نيز آيندۀ زندگي بشر را روشن و تحقق آن را در گرو ظهور منجي مي دانند. در انديشۀ مسلمانان این تحول جهاني به دست يكي از فرزندان رسول خداص به نام حضرت مهدي عج رقم خواهد خورد. اكنون پرسش اساسي اين است كه در انديشۀ ديني، چه ضرورتي براي پيدايش اين قيام جهاني وجود دارد؟ نوشتار حاضر با بررسی متون دینی در پی پاسخ گويي به اين پرسش است. با بررسي آيات قرآن و روايات اسلامي در می یابیم كه بعضي وعده هاي خداوند به مؤمنان، مانند تداوم ثقلين تا پايان تاريخ، حاكميت جهاني دين خدا، حاكميت مؤمنان و مستضعفان و صالحان، پيروزي حق بر باطل و... و نیز برخی وعده هاي رسول خدا ص به امت اسلامي، همچون به قدرت رسيدن دوازدهمين جانشين او و قيام جهاني حضرت مهدي عج و فراگير شدن عدالت در همة جهان هنوز تحقق نيافته است. از این رو باید به ضرورت قيام جهاني توسط انساني الهي و معصوم قائل شويم.

    23 مهر 1392

    بازشناسی سیمای محبوب حافظ با تکیه بر غزل: «آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست»

    نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این مقاله به قلم آقای ابراهيم خدايار وخانم خدیجه حاجیان در فصل نامه علمي ـ پژوهشي مشرق موعود سال چهارم، شماره 14، تابستان 1389به چاپ رسیده است. بازشناسی سیمای محبوب حافظ با تکیه بر غزل: «آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست» چكيده سابقۀ تحقیق دربارۀ بازشناسی ممدوحان حافظ در غزل های مدحی این شاعر و تلاش برای تطابق آن بر شخصیت‎های تاریخی، به روزگار شرح و تفسیر غزل های وی در قرن دهم بازمی گردد. این مقاله می کوشد سیمای محبوب حافظ را در غزلی از دیوان وی با مطلع زیر بازشناسی کند: آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست چشم می گون، لب خندان، دل خرم با اوست مسئلۀ اصلی این پژوهش، این است که آیا می توان از طریق نشانه های برشمرده شدۀ محبوب حافظ در این غزل، آن را منطبق بر ویژگی های مهدی موعود عج دانست. نتایج این تحقیق که بر دست آوردهای اصول و روش های علم تفسیر و تأویل متن با رویکرد هرمنوتیک ادبی مفسر محور استوار است، نشان می دهد هرچند به دلیل ماهیت تأویل‎پذیری و ابهام و ایهام ذاتی بسیاری از غزل های حافظ، انطباق ممدوحان مورد اشارۀ وی بر شخصیت های تاریخی در بسیاری از موارد غیر ممکن است. از آن جا که نشانه ها و اشارات انکارناپذیر در این غزل از یک سو و همسویی و همسانی اندیشۀ مرکزی طرح شده در آن با اندیشۀ محوری حافظ در دیوان وی در بارۀ مهدویت از سوی دیگر مطابقت دارد، ترسیم سیمای واقعی محبوب حافظ و انطباق آن با یک شخصیت تاریخی، دور از دسترس نمی نماید.

    8 مهر 1392

    نقش مبانی كلامي و قاعدة لطف در فهم فقیهانة مسائل مربوط به زمينه سازي برای ظهور

    نکته از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد چكيده به موازات طرح جدّي مسئلة زمينه سازي براي ظهور امام زمان عج در سال هاي اخير، پرسش ها و شبهه هایی دربارة ضرورت و گسترة آن به وجود آمده كه باورمندان به لزوم زمينه سازي و گسترة مورد ادعاي ايشان را به واكنش واداشته است. در اين ميان، آن چه مایة شگفتي شده، آن است كه اين شبهه ها را بيش تر باورمندان به مهدويت مطرح کرده اند، به گونه ای كه هر كدام از آن ها براي اثبات نظر خويش و ردّ ديدگاه ديگري، به دسته ای از دلايل نقلي تمسك جسته اند. همين امر سبب شده است واقعيت مطلب، براي جويندگان حقيقت و وظيفه، مشتبه شود. آثار مهمي كه التزام به هر يك از ديدگاه هاي مطرح شده مي تواند بر بينش هاي اصلاحي فردي و به ویژه سياست ها و برنامه ريزي هاي كلان اجتماعي بگذارد، نويسندة این مقاله را وادار کرده است براي اين معضل، چاره اي بينديشد. نويسندة اين سطور، بی توجهی به جايگاه مباني كلامي مربوط به مسئلة زمينه سازي برای ظهور و التزام به آن را در مسير پژوهش، علت اصلي چنين چالشي می داند و بر این عقيده است كه براي فهم فقيهانة اين مسئله و قبل از پرداختن به دلايل نقلي، ابتدا بايد به سراغ مباني كلامي مسئلة زمينه سازي ظهور رفت و با تبيين درست و التزام به آن، آيات و روايات مرتبط با موضوع را مبتني بر آن تفسير و تحليل کرد.

    25 شهریور 1392

    پديدة صهيونيسم در انديشه و آثار امام خميني

    از ديدگاه سياسي امام خميني (ره)، اگر تأسيس حكومت اسلامي، اولويت اول براي ايشان در ايران بود، در خارج از كشور، آزادي بيت المقدس و سرزمين فلسطين، مهم ترين دغدغة فكري و عمل سياسي ايشان را تشكيل مي داد. يكي از اختلافات اساسي امام با رژيم پهلوي، دربارة نفوذ صهيونيزم در ايران و حضور عناصر اسرائيلي در مناصب دولت پهلوي بود. به عبارت ديگر، مي توان در انديشه انقلابي و آزادي بخش امام، آزادي ملت ايران و فلسطين را دو ضرورت عيني و اساسي دانست كه بسياري از آثار كتبي و شفاهي و مبارزات سياسي ايشان، مبين اين امر است كه در اينجا اشاراتي به اين موضوع مي شود.

    12 شهریور 1392

    موانع و آفات انتظار

    این مقاله با هدف بازشناسی برخی از موانع وآفات انتظار به روش تحلیلی _ توصیفی وبا استفاده از منابع کتاب خانه ای نوشته شده است. موانعی که این مقاله به آن ها پرداخته عبارتند از: استبعاد ذهنی ظهور، خو گرفتن به شرایط موجود، تهدید منافع، شتاب زدگی، عافیت طلبی، نگرش منفی به انتظار، عدم رشد فکری وعدم معرفت به امام زمان (علیه السلام). آفات در کمین امر انتظار که در این مقاله ذکر شده، شامل منجی گرایی، ملاقات گرایی، مدعی پروری، غلو در محبت وباطن گرایی است. نتایج مطالعات وبررسی ها در مورد علل وریشه های موانع وآفات، حاکی از آن است که عوامل بروز موانع وآفات در برخی موارد مربوط به منشأ (روایات مطرح کننده تفکر انتظار مهدی موعود) وگاه در نگرش وعملکرد متولیان امور دینی وفرهنگی وگاه در سوء برداشت نظری وسوء عملکرد پیروان این اعتقاد عظیم وتحول آفرین است. در پایان به منظور پالایش اندیشه رایج در جامعه، پیشنهاداتی ارائه شده است.

    27 مرداد 1392

    خسف بيدا

    «خسف بيداء» که تعدد روایات و تنوع منابع دربارة آن نشان دهندة اهمیت و اهتمام نویسندگان متقدم به آن است، از نشانه های حتمی ظهور امام مهدی عج به شمار مي رود که هم جوامع معتبر شیعی، احادیث مربوط به آن را گزارش کرده اند و هم منابع معتبر اهل سنت بدان پرداخته اند و دامنة آن به بحث های فقهی نیز کشیده شده است. مقصود از «خسف بيداء» این است که چون لشکر سفیانی که به قصد کشتن امام مهدی عج از مدینه به سمت مکه راه افتاد، در میانة راه و در سرزمین بيداء به شکلی معجزه آسا در زمین فرو مي رود. تحقق اعجازآمیز این رخداد نشان می دهد ارادة الهی بر این تعلق گرفته است که حتی با مداخلة عوامل فوق طبیعی، از آخرین ذخیرة خود محافظت نماید.

    20 مرداد 1392

    انديشه مهدويت در ميان سربداران

    نکته ؛ لازم به ذکر است است این مقاله در شماره سوم مجله علمی- پژوهشی مشرق موعود به چاپ رسیده است و ونویسنده محترم آن آقاي رسول رضوي ميباشد از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد. سربداران، مردمانی صوفی مسلک و اثناعشری بودند که در غرب خراسان بزرگ و در سال 736 قمری به پیروی از تعالیم شیخ خلیفه و شیخ حسن جوری علیه ظلم و جور حاکمان محلی و بازماندگان دولت ایل خانی برخاستند و نزدیک به نیم قرن بر غرب خراسان حکم راندند. سربداران، نخستین دولت مردمی بود که با اندیشه شیعی، گرایش های صوفیانه و انگیزه زمینه سازی برای ظهور امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تشکیل شد و سرمشقی برای قیام های بعد از خود گردید.

    27 تیر 1392

    صهيونيسم مسيحي چيست؟

    صهيونيسم مسيحي واژه اي است كه براي شاخه افراطي پروتستان هاي آمريكايي به كار مي رود. اين گروه به خاطر حمايت از اسرائيل به اين نام مشهور شده اند. مطابق اعتقادات اين مكتب بايد به وسيله پروتستان ها حوادثي واقع شود تا مسيح دوباره ظهور نمايد و پيروان اين مكتب وظيفه ديني دارند تا براي تسريع در عملي شدن اين حوادث كوشش نمايند.

    27 تیر 1392

    نبرد انتظارها

    بشريت سال ها است كه در آرزويي بس بزرگ بي قرار است. توده هاي مواج و عظيم انساني هر كدام به فراخور حال و مجال دين خويش در انتظار تشكيل آرمان شهري دنيايي مي باشند: جهان شهري كه عدالت، رهيدگي از بند اسارت ها و دل بستگي شيرين معنوي چاشني آن باشد. از اين رو اعتقاد به آخر الزمان و ظهور منجي و اصلاح گر توانمند و بزرگ جهاني از آرمان هاي مشترك تمام اديان و مذاهب زنده دنيا به شمار مي رود. اما اين مسئله در مذهب شيعه به گونه اي متمايز مطرح است. چرا كه هويت اساسي شيعه و رمز ماندگاري، پويش و جوشش آن در طول تاريخ در پيوند با انديشه سرخ حسيني و اميد سبز مهدوي معنا مي شود. شيعيان همواره با تني زجر ديده و محنت كشيده ولي با چشماني پر از انتظار، دل هايي مالامال از نور اميد و دستاني توانمند و شورآفرين، دل در گرو آمدن آن يار غائب از نظر داشته اند. در هم تنيدگي شور سرخ و انتظار سبز براي شيعه هويتي پيچيده پديد آورده است و همين ويژگي است كه سبب به خطا رفتن بسياري از تحليل ها گشته، آنان را در دام عينيت گرايي مي اندازد.

    12 خرداد 1392

    • تعداد رکوردها : 212
  • پربيننده ترين مطالب

  • آخرین مطالب

حدیث

قال رسول الله صلی الله و علیه وآله : اَمّا عَلامَةُ التّائِبِ فَاَربَعَةٌ: اَلنَّصيحَةُ لِلّهِ فى عَمَلِهِ وَ تَركُ الباطِلِ وَ لُزومُ الحَقِّ وَ الحِرصُ عَلَى الخَيرِ ؛

نشانه توبه كننده چهار است: عمل خالصانه براى خدا، رها كردن باطل، پايبندى به حق و حريص بودن بر كار خير.

(تحف العقول، ص 20)