1320رکورد در مدت زمان 0.109ثانیه
عبارت مورد جستجو :
عقل عملی را به عنوان مدبر بدن و ناظر به سوی عمل یا موجد شوق در نفس معرفی نمی کند. بلکه گونه ای استنباط را نیز در این قوه ملحوظ می دارد. به گونه ای که با استمداد از عقل نظری، آراء کلی را تبدیل به آراء جزئی می نماید تا در راستای فعل قرار گیرد.
مفهوم رستاخیز نهایی در مکاشفه باروک جالب توجه است. این کتاب را شاید نویسنده ای یهودی بلافاصله پس از سقوط اورشلیم نوشته باشد. براساس کتاب مکاشفه باروک بدن های نیکان در رستاخیز به موجودی روحانی که « دارای جاودانگی و شکوه بی پایان» است، تبدیل، و بدن های بد کاران نحیف و زشت تر از پیش مجازات خواهند شد
عالمان یهود با یادآوری علائم پیش از ظهور برای دلداری افراد و بالا بردن روحیه ی مقاومت تلاش می کردند. آنان از « دردهای زایمان دوره ی ماشیح» سخن می گفتند و به مردم یادآور می شدند که پیش از ظهور ماشیح، آشفتگی و فساد در جهان به نهایت خواهد رسید. برخی از این علائم در اخلاق انسان ها و برخی در طبیعت آشکار خواهد
نام نو 14 تیر 1398 19:2
در ایام دهۀ کرامت شما را به خواندن عاشقانه ای آیینی از کتاب «آنجا که نامی نیست» سرودۀ یوسفعلی میرشکاک در ستایش حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها دعوت می کنیم.
سنت اسباب در تمامی اجزای عالم جریان دارد و خدا بر صراط مستقیم است که همان صراط علیت و سبیت است. پس خداوند علت همه پدیده هاست یعنی همه پدیده ها به او نیازمند است. علت در قرآن و حدیث علت به معنای این که یک پدیده فاعل داشته باشد، نه تنها مورد پذیرش آیات و روایات است، بلکه اساسا توحید افعالی و براهین وجود خدا مبتنی بر همین معنا و اصل علیت است. وقتی می گوییم خدا فاعل حقیقی همه افعال و ایجاد کننده همه پدیده هاست، بدین معناست که خدا را به عنوان فاعل معرفی می کنیم؛ یعنی همان که در اصطلاح خاص فلسفی به آن علت گفته می شود.
در این مطلب به چند مورد از آثار و پیامدهای خودفراموشی اشاره شده است.
در مباحث علت و معلول ثابت شده است که ملاک معلولیت، ضعف وجودی است. پس هرجا بتوان موجود کامل تر و قوی تر را فرض کرد، به گونه ای که موجود ضعیف تر، شعاعی از وجود آن به حساب آید و نسبت به آن استقلالی نداشته باشد، چنین فرضی ضرورت خواهد داشت.
وجود رابطه ی ذهن و عین یا عدم رابطه و مطابقت و یا دو گانگی آن دو، همواره یکی از دغدغه های فکری فیلسوفان در طول تاریخ فلسفه و زیر بنای اندیشه بشر و همه علوم، بوده و هست. اندیشمندان شرق و غرب موضع های متفاوتی در قبال این امر اتخاذ کرده اند. تحقیق حاضر به شکل مقایسه ای و تطبیقی، دیدگاه دو فیلسوف بزرگ شرق و غرب ملاصدرا و هگل را در حل این معمای بزرگ می کاود. این دو فیلسوف، هریک با روشهای خاص خود بر وحدت ذهن و عین صحه گذاشته و معتقدند با روش عقلانی و فرا رفتن از سطح ظاهری پدیده ها، می توان با عین برتر آنها متحد شد و این اتحاد وجودی است که دو گانگی ذهن و عین را از میان بر می دارد.
شناخت خداوند یا همان مبدأ هستی همواره یکی از دغدغه های اصلی بشر بوده است. از این رو بخش عمده ای از آموزه های ادیان آسمانی نیز در پاسخ به این دغدغه، به توصیف او اختصاص یافته است. اما از آن جهت که شناخت ذات او به دلایل عقلی و نقلی امکان پذیر نیست، حکمای الاهی و متکلمان و آموزه های وحیانی شناخت خداوند را در قلمرو صفات دانسته و صفات الاهی را به صفات معرف ذات و صفات مفسر فعل الاهی تقسیم نموده اند. همان طور که صفات معرف ذات و برگرفته از ذات کامل الاهی دارای ویژگی هایی است، صفات فعلی نیز که برگرفته از افعال الاهی است، دارای ویژگی ها و معنای خاصی است در این مقاله، بر آنیم تا به لحاظ نظام معنایی، تفسیری هماهنگ و معنادار از صفات فعل ارائه داده، ویژگی های خاص صفات فعلی را از دیدگاه متکلمان وحکماء مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.
من درنای سیبری را خورده ام
  • تعداد رکوردها : 1320