برخی ملاحظات دربارۀ صورت منطقی

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. برخی ملاحظات دربارۀ صورت منطقی مولف : لودویگ ویتگنشتاین مترجم : مینا قاجارگر این مقالۀ ویتگنشتاین در سال ۱۹۲۹ در جلد نهم سالنامۀ آریستوتلیَن سوسایتی ساپلیمنتری، که وابسته به جامعۀ ارسطوییان است، منتشر شد. ویتگنشتاین در این مقاله بر اهمیت توجه به جهان به جای تحلیل پیشینی زبان تاکید می کند. در نظر او، منطقی که ثمرۀ تحلیل پیشینی زبان است با واقعیت سازگار نیست و اجازۀ ساخت فرم هایی را می دهد که تنوع منطقی بیشتری نسبت به ساختار جهان واقعی دارند.

18 دی 1395

پروندۀ فرافلسفه متااُنتولوژی

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. پروندۀ فرافلسفه متااُنتولوژی آیا رویکردهای فرگه ای و کواینی به انتولوژی به عنوان محور مرکزی فلسفۀ تحلیلی کارآمد است؟ مولف : مَتی اِکلاند مترجم : مهدی رعنایی متاانتولوژی (مطالعۀ ماهیتِ مسائل انتولوژیک) در سال های اخیر رشد کرده است. تمرکز این مقاله بر برخی دیدگاه ها و استدلال ها خواهد بود که در مباحث امروزی نقشی محوری دارند. یک موضوع این خواهد بود که انتولوژی را چقدر باید جدی بگیریم: آیا دلیلی وجود دارد تا رویکردی شکاکانه یا انقباضی نسبت به مدعیات انتولوژیک داشته باشیم؟ این موضعی است که رودلف کارنپ، هیلاری پاتنم و الی هِرش به طرق مختلف از آن دفاع کرده اند. موضوعِ دیگرْ کارآمدیِ رویکردهای فرگه ای و کواینی به انتولوژی است که، هم در گذشته و هم در حال حاضر، در فلسفۀ تحلیلی اهمیتی اساسی داشته اند.

18 دی 1395

هنر، قصد و گفت وگو گزارش تفصیلی کتاب ورای زیبایی شناسی: جستارهای فلسفی، فصل سوم، مقالۀ اول

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. هنر، قصد و گفت وگو گزارش تفصیلی کتاب ورای زیبایی شناسی: جستارهای فلسفی، فصل سوم، مقالۀ اول مولف : نوئل کرول مترجم : مهدی شمس در این مقاله تلاش می کنم تا پاره ای از بنیان های تمایزگذاری بین هنر و زندگی را از جانب ضد-قصدگرایان بررسی کنم و در مقابل آن، می کوشم تا آن دسته از پیوستگی هایی را میان هنر و زندگی مطرح کنم که تاکنون به آنها توجه کافی نشده است؛ پیوستگی هایی که ممکن است علایقی را نسبت به قصد مؤلف در تفسیر هنر و ادبیات، برانگیزد.

18 دی 1395

در دفاع از فلسفه؛ هیلاری پاتنم

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. در دفاع از فلسفه؛ هیلاری پاتنم هیلاری پاتنم، فیلسوف آمریکایی، ۱۳ مارس ۲۰۱۶ در ۸۹ سالگی از سرطان مرد. مولف : مارتا نوسباوم مترجم : مهدی رعنایی پاتنم فیلسوفی با گسترۀ علائقی خیره کننده بود و در دوران کاریِ پربار خود مباحثِ خلاق و جامعی از مسائل مهم در حوزه های بسیار متنوعی از فلسفه پدید آورد. در واقع هیچ فیلسوفی از زمان ارسطو نبوده است که بتواند مساهمت های خلاق و بنیادی ای در همۀ این حوزه ها داشته باشد: منطق، فلسفۀ ریاضیات، فلسفۀ علم، متافیزیک، فلسفۀ ذهن، اخلاق، اندیشۀ سیاسی، فلسفۀ اقتصاد و فلسفۀ ادبیات. و پاتنم حداقل دو حوزه به این فهرست افزوده است که ارسطو در آن ها کار نکرده است، یعنی فلسفۀ زبان و فلسفۀ دین. امروزه در امریکا، فلسفه کاملاً مورد بی مهری است. مارکو روبیو با زمختیِ خاص خود می گوید «ما به جوشکارهای بیشتر و فیلسوف های کمتر نیاز داریم». فرماندار پَت مک کروری از کارولینای شمالی نیز فلسفه را رشته ای معرفی می کند که «کلاس های بی فایده ای» ارائه می کند که «هیچ شانسی برای پیداکردنِ کار ایجاد نمی کنند». در تمام کشور مجیزگویی بی حدوحصری برای رشته های فنی و تجربی وجود دارد که از قرار معلوم، بسیار مفید هستند. هرچند همۀ رشته های علوم انسانی تحقیر می شوند، فلسفه توجه منفی بسیاری به خود جلب می کند – شاید به این خاطر که علاوه بر این که به نظر بی فایده می رسد، گویا به طور مبهمی خرابکارانه هم هست، یعنی تهدیدی است علیه ارزش های سنتیِ مقبول.

17 دی 1395

محاکمۀ سقراط سقراط چگونه شهروندی بود؟

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. محاکمۀ سقراط سقراط چگونه شهروندی بود؟ در فهم متعارف، سقراط را شهید آزادی بیان می دانند، اما او حکم مرگ خویش را به دلیلی دیگر پذیرفت مولف : جوزایا اوبر مترجم : علی برزگر حدود ۲۴۰۰ سال پیش سقراط در آتن محاکمه شد. هیچ مناقشه ای بر سر وقایع اصلی در محاکمۀ سقراط وجود ندارد، اما به خوبی روشن نیست که چرا آتنی ها سقراط را گناهکار تشخیص دادند. در دیدگاه متعارف، سقراط را قربانیِ دادستانی فرصت طلب و شهروندانی جاهل می دانند. اما جوزایا اوبر، استاد دانشگاه استنفورد، می گوید این برداشتی نادرست از محاکمۀ سقراط است. درعوض، محاکمۀ سقراط به پرسش هایی دربارۀ تعهد و وظیفۀ شهروندی برمی گردد. برای فهم محاکمۀ سقراط به ناگزیر باید به سیاست نگاه کرد، اما به شیوه ای سنجیده تر. حدود ۲۴۰۰ سال پیش، در ۳۹۹ ق.م، سقراط در آتن محاکمه شد. اتهام او بی دینی بود و محاکمه در «دادگاه مردم» برگزار شد. سقراطِ هفتادساله، سالیان دراز، فیلسوفی سرشناس و متفکری مشهور در میان مردم بود. ملتوس، به عنوان شاکی، سقراط را متهم کرد که قوانین آتن را زیر پا گذاشته است، زیرا به خدایانِ رسمی احترام نمی گذارد، خدایان جدیدی معرفی می کند و ذهن جوانان را منحرف می سازد. ملتوس، به عنوان مدعی، و سقراط، به عنوان متهم، در برابر هیئت منصفه ای شامل ۵۰۱ نفر از همشهری های خود، در مدت زمانی مشخص سخنان خود را ایراد کردند. سخنرانیِ کیفرخواست ملتوس بر جای نمانده است، اما دو نسخه از سخنرانی سقراط در دفاع از خود به دست ما رسیده است: نسخه ای در آثار افلاطون و دیگری در آثار فردی همه چیزدان و زیرک به نام گزنفون موجود است. اکثر اعضای هیئت منصفه، حدود ۲۸۰ نفر، سقراط را گناهکار دانستند و او با زهرِ شوکران اعدام شد. هیچ مناقشه ای بر سر وقایع اصلی در محاکمۀ سقراط وجود ندارد، اما به خوبی روشن نیست که چرا آتنی ها سقراط را گناهکار تشخیص دادند و ما امروز چه برداشتی می توانیم از این کار داشته باشیم. کسانی که به دموکراسی و حاکمیت قانون باور دارند لابد بسیار به این محاکمه علاقه مند هستند. اگر نتیجه گیریْ آن باشد که دموکراسی، به عنوان حکومت مستقیم مردم بر خود، به طورِ مرگباری مستعدِ سرکوب عقاید مخالف است یا اینکه مخالفانِ دموکراسی باید خیانت کارانِ صاحب نفوذ شمرده شوند، در این صورت، ما با انتخابی ناخوشایند بین دموکراسی و آزادی اندیشه روبه رو هستیم.

17 دی 1395

آیا فلسفه می تواند ما را از گرداب خشم نجات دهد؟ هیچ احساسی به اندازۀ خشم نیازمند بازاندیشی نیست

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. آیا فلسفه می تواند ما را از گرداب خشم نجات دهد؟ هیچ احساسی به اندازۀ خشم نیازمند بازاندیشی نیست تنبیه به عنوان کیفری بازدارنده به کار می رود و نه به عنوان عملی انتقام جویانه و از روی خشم مولف : مارتا نوسباوم مترجم : سید علی تقوی نسب ماندلا واقع بین بود. او مانند گاندی تصور نمی کرد که می توان با خنده هیتلر را به آدم دیگری بدل کرد و می دانست که در شرایط استراتژیک اگر سیاستِ عدم خشونت شکست بخورد، می توان از خشونت استفاده کرد. «نه» به خشم لزوماً به معنیِ «نه» به خشونت نیست، گرچه گاندی تصور می کرد این دو به یک معنایند. البته گاندی می دانست معنای ملتِ واحد چیست و باید چه روحی را در کالبد یک ملتِ نوخاسته دمید. در میان تمامی احساساتمان، هیچ احساسی به اندازۀ خشم نیازمند بازاندیشیِ جدی و روشن ما نیست. خشم هر روز اکثر ما را در چنگالش اسیر می کند: در روابط شخصی مان، در محل کار، در بزرگراه، در سفرهای هوایی و اغلب نیز در زندگی سیاسی مان. خشم هم فراگیر است و هم زهرآگین. حتی وقتی سویۀ ویرانگرش را تصدیق می کنیم، باز هم اسیر افسونش می شویم. مردم خشم را احساس قدرتمندی می دانند که با عزت نفس و مردانگی یا درمورد زنان، به رخ کشیدن برابری شان با مردان، در پیوند است. اگر در برابر توهین ها و خطاهای دیگران با خشم واکنش نشان ندهید، دیگران تصور می کنند بزدل و ستم پذیرید. بنا به حکمت عامه، وقتی مردم درباره تان بی انصافی می کنند، مجازید خشمگین شوید تا آن ها را سر جایشان بنشانید. درواقع خشمِ شما کیفر۱ رفتار ظالمانۀ آن هاست. می توان این نحوۀ رفتار را «سیاست فوتبالی» نامید؛ اما باید بی بروبرگرد اذعان کنیم که ورزشکاران، فارغ از لفاظی هایشان، باید بر رفتارشان کنترل داشته باشند تا بتوانند از خشم برای پیشبرد اهداف تیمشان بهره ببرند.

16 دی 1395

ده داستان فلسفی برتر وقتی فیلسوف ها هوس رمان نویسی می کنند

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. ده داستان فلسفی برتر وقتی فیلسوف ها هوس رمان نویسی می کنند بعضی از متفکران، برای بیان اندیشه های خود، از تکنیک های تخیل و خلاقیت در رمان و داستان بهره گرفته اند مولف : استر لسلی مترجم : مینا قاجارگر فلسفه معمولاً خشک و بی روح است و بیش از آنکه با هنر سروکار داشته باشد با ریاضیات دمخور است. اما برخی از فلسفه ها، در رابطه با زبان، شیطنت یا حساسیت شاعرانه نشان می دهند. اثر بزرگ هگل، «پدیدارشناسی روح»، را می توان به عنوان رمانی مطالعه کرد که در آن شخصیت ها، یعنی ارواح تجسدیافته، در جهان و تاریخ گام به گام به پیش می روند. مترجم فرانسویِ این کتاب، ژان هیپولیت، آن را «رمانی فلسفی» نامیده است. نیچه نویسنده ای صاحب سبک بود و «چنین گفت زرتشتِ» او اغلب در فهرست برترین رمان های فیلسوفان قرار می گیرد. این رمان یک قهرمان و یک پی رنگ دارد و چیزی شبیه به رمان های تربیتی است که در آن ها معلم، قهرمان تراژدی، از طریق شکست هایش در زندگی درس هایی به شاگردانش می آموزد. فلسفه معمولاً خشک و بی روح است و بیش از آنکه با هنر سروکار داشته باشد با ریاضیات و دادگاه دمخور است، اما برخی از فلسفه ها، در رابطه با زبان یا صور روایی، شیطنت یا حساسیت شاعرانه نشان می دهند و حتی برخی، به معنای ادبی یا خیالیِ کلمه، نظرورزی می کنند. برای نمونه، ژان بودریار اصطلاح «داستان نظریه ای»۱ را وضع کرد و درباب سناریوهایی برای جهان های واقعی در آینده به تأمل پرداخت که از داستان های علمی تخیلی نیز عجیب تر و هیجان انگیزتر بودند. درمورد او، این بخشی از خواست طغیان علیه بی معنایی نشانه ها و معانی بود.

16 دی 1395

شناخت استدلال های غلط مغز انسان به مغالطه اعتیاد دارد

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. شناخت استدلال های غلط مغز انسان به مغالطه اعتیاد دارد شناختی اجمالی از مغالطه های مشهور ما را در شناخت استدلال های نادرست کمک می کند مولف : هنریک شوئنبرگ مترجم : احسان یزدانی در صد سال گذشته، علوم شناختی به شکل روزافزونی آشکار ساخته اند که ما جهان را بر مبنای سوگیری ها می بینیم و چنانچه تصمیم گیری به سیستم شناختی ما واگذار شود، آن قدر عینی یا عقلانی فکر نمی کنیم که بشود به آن اعتماد کرد. این مسئله شامل انتخاب های اقتصادیِ ما نیز می شود. برای مقابله با این تمایلات روان شناختی، باید از ابزارهای تفکر، که از زمان ابداع منطق توسط ارسطو به وجود آمده اند، بهتر استفاده کنیم. آیا تابه حال دربارۀ مغالطۀ پهلوان پنبه یا مغالطۀ شاه ماهی قرمز چیزی شنیده اید؟ اگر شنیده اید، شاید برایتان جالب باشد که بدانید این ها بخشی از مجموعۀ مفاهیمی هستند که می توانند قدرت تفکر شما را افزایش دهند. در پایان مطالعۀ این مقاله، درحقیقت هوشمندتر خواهید شد، زیرا خطاهای موجود در استدلال های خود و دیگران را با وضوح بیشتری خواهید دید. فکر کنید مغزتان یک جور جعبه ابزار است. همان طور که ابزارهایی برای ساختن وجود دارد، چیزهایی هم وجود دارد که دنیل دنتِ فیلسوفْ آن ها را «ابزار های تفکر» می نامد. برای مثال، زبانْ یکی از ابزارهای تفکر است، زیرا ما را قادر می سازد که از طریق گفت وگوی درونی و همچنین با درمیان گذاشتنِ ایده های خود با دیگران بتوانیم بهتر فکر کنیم. هر زمان که کلمۀ مفیدِ جدیدی ساخته می شود، ابزار تفکرِ تازه ای در دسترس قرار می گیرد.

15 دی 1395

فلسفۀ تکنولوژی فلسفۀ تحلیلی تکنولوژی

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. فلسفۀ تکنولوژی فلسفۀ تحلیلی تکنولوژی مولف : مارتن فرانسن مترجم : پریسا صادقیه اگر چه در فلسفه زیر شاخه ای واحد به نام فلسفۀ تحلیلی تکنولوژی وجود ندارد اما فلاسفۀ تحلیلی در چهار دهۀ اخیر به مباحث تکنولوژی علاقه نشان داده اند. فلسفۀ تحلیلی تکنولوژی در بهترین حالت رشته ای نوظهور و در حال تکامل است. فلسفۀ تحلیلی برای مدت های طولانی از فلسفۀ تکنولوزی چشم پوشی کرده بود. شاید این چشم پوشی به دلیل عدم تامل بر ارتباط میان علم و تکنولوژی بود. به همین دلیل پرسش از ارتباط میان تکنولوژی و علم موضوع محوری و اولیۀ فلاسفۀ تحلیلی تکنولوژی بوده است. مارتن فرانسن، استاد فلسفۀ دانشگاه دِلفت هلند، «فلسفۀ تحلیلی تکنولوژی» را بررسی می کند.

15 دی 1395

روايت هگل از تاريخ فلسفه

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. روايت هگل از تاريخ فلسفه دكتر علي مرادخاني استاديار ـ گروه فلسفه ـ دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال چكيده : گفتار حاضر بر آن است كه توجه به تاريخ فلسفه فرع بر ظهور تفكر تاريخي در دوره مدرن است . در سايه پرسش از ماهيت طبيعت در دوره مدرن و بسط اصول و قوانين آن در حوزه حيات انساني ، پرسش از ماهيت تاريخ نيز پيش آمد ، لذا تاريخ در شمار يكي از منابع شناخت درآمد . هگل با پرسش از ماهيت تاريخ فلسفه ، آن را نهاد تاريخ جهان تلقي كرد . در درس – گفتارهاي خود در اين باب ابتدا از چيستي تاريخ فلسفه سخن راند ، سپس ادوار تاريخ فلسفه را در سير جغرافيايي آن از شرق به غرب مطابق اصول تفكر تاريخي خود روايت كرد . مقاله حاضر شرحي از اين ماجرا را با ابتناء بر متون درس – گفتارها بر عهده گرفته است .

27 آذر 1395

پرسش از خاستگاه هگلی پایان تاریخ فوکویاما

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. پرسش از خاستگاه هگلی پایان تاریخ فوکویاما علی مرادخانی چکیده پرسش مقاله حاضر این است که تا چه اندازه بحث فوکویاما درخصوص «پایان تاریخ»، علیرغم، ادعای خویش می تواند خاستگاهی در منظومه فکری هگل داشته باشد. مقاله قبل از توجه بدین پرسش، ابتداء کلیاتی از باب تمهید درخصوص بحث «پایان» و از جمله «پایان تاریخ» را پیش می کشد، سپس به تقریر رأی فوکویاما براساس کتاب «پایان تاریخ و آخرین انسان» او می پردازد. آنگاه به اقتضای گفتار در تفسیر کو ژو از هگل درنگ می کند و سرانجام به پرسش اصلی مقاله برگشته و دعوی فوکویاما را مبنی بر خاستگاه هگلی بحث مورد چون و چرا قرار می دهد و وجوه افتراق او را از هگل متذکر می شود.

27 آذر 1395

ملاصدرا و سیاست نظری

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد .کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. ملاصدرا و سیاست نظری نویسنده: دکتر رضا داوری اردکانی می دانیم که فلسفه ی سیاست ما با فارابی شروع می شود و به یک معنا با فارابی ختم می شود؛ یعنی بعد از فارابی، فلاسفه ی ما چنانکه باید، به مباحث حکمت عمل یو به ویژه به سیاست توجه و اعتنا نکردند. این نظر، نظر شخصی نگارنده نیست و گمان نمی کنم کسی نظری برخلاف آن داشته باشد؛ یعنی اگر حجم همه ی مطالبی که فلاسفه از زمان فارابی تا زمان حاضر گفته اند، قیاس شود، کفه ی آثار فارابی سنگین تر است. مهم تر اینکه مطالبی که بعد از فارابی در آثار فلاسفه آمده است، خلاصه ی آرای فارابی و گاهی تکرار آنهاست. در اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی، مختصری از سیاست مُدُن آمده که به قول خود او عیناً اقتباس از کتب فارابی است. از این گفته نباید نتیجه گرفت که فلسفه ی سیاست بعد از فارابی در عالم اسلامی تعطیل شده است. این فلسفه باید در طی تاریخ اسلامی و در نظر ملاصدرا با روح فلسفه صدرایی هماهنگ شود. فلاسفه ی ما همه کم و بیش به سیاست اعتنا داشته اند. غزالی که در جهت گیری فلسفه ی اسلامی تأثیر مسلم داشته، بیشتر در تدوین سیاست دینی سعی کرده، اما فیلسوفی که در عالم اسلامی بیشتر به سیاست توجه کرده، فارابی است. فارابی اصول فلسفه ی سیاسی و سیاست نظری را از استادان یونانی خود آموخت و به ویژه مانند افلاطون به سیاست ایده آل و به طرح مدینه ی فاضله و رییس آن مدینه، نظر داشت. بعد از فارابی تحقیق مهمی در سیاست نظری صورت نگرفت و هرچه گفته می شد، کم و بیش تلخیص یا شرح و تفسیر آرای فارابی بود. وقتی به ملاصدرا می رسیم وضع قدری متفاوت می شود و می بینیم که او، هم به سیاست فاضله نظر کرده و هم به سیاست واقعی و تدبیر امور هر روزی. اگر گاهی احساس می شود که مطالب سیاست او به طور کامل با هم نمی خواند، ظن تناقض گویی نباید در حق او روا داشت؛ زیرا در حقیقت این فیلسوف، هر بار که چیزی گفته مقتضای موقع و کلام ایجاب کرده است و مطالب هم به صورت متفاوت درآمده است. ملاصدرا دو سیاست را از هم تشخیص داده است: او هم به سیاست برآمده از عقل مصلحت اندیش بشری نظر دارد و هم به سیاستی که مبدعش عقل فعال است. شاید تعبیر اومانیسم اینجا بد نباشد. اومانیسم در سیاست، به نحو اجمال، در آرای ملاصدرا مطرح شده است.

29 آبان 1395

در اشارات و دفاعیه ی نصیرالدین طوسی ردیه ی فخر الدین رازی بر برهان ابن سینا در خصوص وحدت خداوند

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. در اشارات و دفاعیه ی نصیرالدین طوسی ردیه ی فخر الدین رازی بر برهان ابن سینا در خصوص وحدت خداوند نویسنده: توبی مِیِر ترجمه ی: شهرام خداوردیان مقدمه به نظر می رسد که یکی از اغراض اصلی ابن سینا در ضمن ضبط و ربط بخشیدن به حوزه ی مابعدالطبیعه، تطهیر ما بعدالطبیعه از عناصر و ارکان غیر ما بعدالطبیعی بوده است. او بالاخص در صدد حذف مقدمات مبتنی بر طبیعیات از براهین منتهی به نتایج ما بعدالطبیعی است. این نکته ای است که ابن سینا خود در فصل بیست و نهم از نمط چهارم اشارات، که مشتمل بر یک جمع بندی و نتیجه گیری کلّی از نمط چهارم است، بدان اشاره می کند. ابن سینا در فصل مذکور ضمن بحث از وجود و وحدت الوهیت و تنزیه او از صفاتش، به اینکه برای اثبات مبدأ اول و وحدانیتش، به ملاحظه ی فعل و خلق او محتاج نبوده و بر هیچ چیز جز «نفس الوجود» اتکا نداشته است، مباهات می کند. البته او یقیناً می پذیرد که خلق و فعل مبدأ اول هم بر وجود او دلیل است (و إن کان ذلک دلیلاً علیه)، اما روش شریف تر و وثیق تر برای او، شهادت به وجود مبدأ اول با ملاحظه ی حال وجود مِن حیث هو وجود است. در واقع شایسته است تا نتایج ما بعدالطبیعی بالضروره و به تناسب بر مقدّمات مابعدالطبیعی مبتنی باشند، نه بر طبیعیات. او در همین راستا طرق دیگر نیل به این نتایج را به تندی نقد کرده است. ابن سینا در شرح حرف اللام که شرح بخشی از کتاب ما بعدالطبیعه ی ارسطو است، قول به مبدأ و حقیقت اول بر مبنای حرکت و بر این اساس که او محرک اول و منشأ حرکت است، را قبیح دانسته است. او همچنین در کتاب المباحثات چنین گفته که گواه گرفتن وحدت عالم متحرک به قصد اثبات حقیقت مبدأ اول و حقیقت وحدت آن مبدأ، برای وی محنت آور است. تقریرات مذکور مؤید این مطلب است که هسته ی اصلی برهان ابن سینا بر وجود خداوند، نه کیهان شناختی، بلکه وجود شناختی است

20 شهریور 1395

معاد در حکمت متعالیه از دیدگاه امام خمینی (ره)

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. معاد در حکمت متعالیه از دیدگاه امام خمینی (ره) نویسنده: حوریه عظیمی تفکر و تدبر در مرگ و زندگی پس از مرگ، بقا یا فنا، تداوم و عدم تداوم زندگی بشر، از مسائلی است که ذهن بشر را از ابتدا به خود مشغول ساخته است. ( این مقاله در صدد است تا معادی را که در حکمت متعالیه مطرح شده است از منظر امام خمینی (ره) مطرح و تبیین کند )

20 شهریور 1395

بحث از صادر اول در حکمت متعالیه از دیدگاه امام خمینی (ره)

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. بحث از صادر اول در حکمت متعالیه از دیدگاه امام خمینی (ره) نویسنده: حوریه عظیمی بحث از نخستین موجودی که پا به عرصه وجود نهاد، و یا صادر نخستین، از مباحث بسیار مهم فلسفی است که ریشه در روایات اسلامی دارد. نخستین مخلوق نه تنها در روایات تعابیر گوناگونی دارد، در مذاهب مختلف فلسفی نیز از آن با عناوین مختلفی فلسفه مشاء و حکمت متعالیه نخستین صادر را «عقل اول»، در فلسفه اشراق «نور اول» و در عرفان «وجود منبسط» نامیده اند

20 شهریور 1395

خدا در فلسفه ملاصدرا

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. خدا در فلسفه ملاصدرا رضا اكبريان[*] چكيده يكي از مسائلي كه بشدّت از نظريّه وجود ملاصدرا متأثّر است و در نظام فلسفي وي، صبغه كاملاً جديدي پيدا مي كند، سلوك فكري وي در اثبات وجود حق و بحث از اسماء و صفات اوست. خدا، محور اصلي تعاليم دين است. اساس دين را اعتقاد به وجود خدا تشكيل مي دهد. اصليترين مسئله اي كه براي جوينده حقيقت، مطرح مي شود و بايد پيش از هر چيز پاسخ صحيح آن را بدست آورد، اينستكه آيا خدايي وجود دارد يا نه؟ پاسخ مثبت يا منفي به اين سؤال نه فقط نگرش انسان را نسبت به جهان بيرون متفاوت مي سازد، بلكه خود انسان هم در پرتو پاسخي كه به اين پرسش مي دهد، جلوه و معناي ديگري مي يابد. از نظر ملاصدرا علم الهي شريفترين و ارزشمندترين علوم فلسفي است كه تكامل حقيقي انسان بدون آن ممكن نيست. او كمال حقيقي انسان را تنها در سايه قرب الهي محقق مي داند و معتقد است كه تقرب به خداي متعال بدون معرفت او، امكان پذير نخواهد بود. ملاصدرا در تمام كتب فلسفي خود، معرفت وجود حق را حكمت مي داند و سعادت حقيقي انسان را متوقّف بر آن معرفي مي كند. از نظر ملاصدرا شناخت خدا هدف هر فلسفه اي محسوب مي شود، لذا انسان، مكلف است كه خدا را به قدر توان و طاقت بشري بشناسد و به او تشبّه جويد. او كه شناخت عقلاني در مورد خدا را ممكن مي داند و براي اثبات او، براهين متعددي اقامه مي كند، به نوعي كشف و شهود عرفاني نيز اذعان دارد. تبيين و تحليل چنين نظريه اي، بررسي پيشينه تاريخي و سرچشمه هاي ديني ـ فلسفي آن و بيان اينكه ملاصدرا بعنوان بنيانگذار حكمت متعاليه در اين باب رويكردي ويژه دارد هدف اصلي اين مقاله است.

17 شهریور 1395

ضرورت ترویج تفکر انتقادی و خلاق در جامعه امروز

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. ضرورت ترویج تفکر انتقادی و خلاق در جامعه امروز راضیه ندافی چکیده: در گذشته به ندرت فکـر می شد که ممکـن است بتوان افـراد را متفکر و خلاق بارآورد. اعتقاد همگانـی دربـارة ماهیت تفکراین بود که این مشخصات کیفیاتی ذاتی و موروثی هستند که به هیچ وجه امکان کنترل و دخـل و تصرف درآنها وجود ندارد ؛ اما نتایج تحقیقات نشان داد که تفکر، حل مشکل و خلاقیت پدیده های متـافیـزیکی نیستند، بلکه تفکر یک واقعیت و پدیـده ای طبیعی است که تمام قـوانیـن و نظامها و اصول حاکم بر رفتار انسان در آن نیز صادق است .تفکررفتـاری یادگرفتنی است و بنابراین می توان افراد را با فراهم کردن شرایط قابل کنترل ، متفکر و خلاق بارآورد. تفکرانتقادی و خلاق برپایة اطلاعات به تقسیم بندی ، تجزیه و تحلیـل و کاربرد اطلاعات می پردازد و برهمین اساس با کشف قوانین علمی و ارائة نظریه های جدید به روند تولید علم شـدت می بخشد؛بنـابراین هدف اصلی تعلیم و تربیت امروزه باید تربیـت انسـان های متفـکر وخلاق باشـد و امروزه کارشنـاسان و پژوهشگران اتفـاق نظردارند که تفکرانتقـادی و خلاق نه تنـها باید یکی از اهـداف تعلیم و تربیت باشد بلکه باید بخش لاینفک آموزش در هر مقطعی باشد. بنابراین آنچه اکنون ضرورت دارد،ترویج و آموزش تفکر انتقادی و خلاق در جامعه است؛ اما در توسعه هر نوع آموزشی موانع و مشکلاتی نیز وجود دارد که باید شناخته شوند و در حل آنها اقدام موثری صورت گیرد. نگارنده بر آن است تا ضرورت ترویج تفکر انتقادی و خلاق را در آموزش و تعلیم و تربیت جامعه‎‏‏‏‏‏‏‏به سرعت در حال پیشرفت امروز بررسی کرد وبااستفاده از دیدگاه ها و نظرات پژوهشگران و صاحبنظران در این زمینه به ارائه نکاتی در باب ضرورت ترویج تفکر انتقادی و خلاق بپردازد.

18 مرداد 1395

هنر؛ تنها راه نجات (نگاهی به فلسفه هنر هایدگر و نسبت آن با اندیشه متفکران مسلمان)

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. هنر؛ تنها راه نجات (نگاهی به فلسفه هنر هایدگر و نسبت آن با اندیشه متفکران مسلمان) فرح رامین چکیده در این «زمانه تنگدستی» که انسان با بهره گیری از تکنولوژی مدرن، انسانیتش در حد سیطره بر طبیعت تنزل یافته، مارتین هایدگر، هنر را تنها راه رهایی برای خروج از بحران مدرنیته معرفی می کند. هنر _ به معنایی کاملاً متفاوت و نامتعارف_ نقش و جایگاه ویژه ای در تفکر این فیلسوف آلمانی دارد. هنر در معنایی وجودشناختی عبارت است از انکشاف حقیقت و حقیقت، ظهور و انکشاف وجود است. از نظر هایدگر، هر هنری در ذات خود شعر است و شعر وسعتی به بلندای زبان دارد. زبان نیز در این فلسفه، تفسیری انتولوژیک دارد و محل ظهور وجود و حقیقت است. این مقاله، با تلاشی برای فهم و روایتی ساختاری از رساله «سرآغاز اثر هنری» هایدگر آغاز می گردد و در پایان با پرداختن به ماهیت هنر و زیبایی و بررسی منشأ آن از دیدگاه برخی متفکران مسلمان، بر آن است که نشان دهد افق اندیشه هایدگر در باب هنر برای شرق اسلامی، چندان غریب و دور آشنا نیست

12 مرداد 1395

هنر؛ تنها راه نجات (نگاهی به فلسفه هنر هایدگر و نسبت آن با اندیشه متفکران مسلمان)

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. هنر؛ تنها راه نجات (نگاهی به فلسفه هنر هایدگر و نسبت آن با اندیشه متفکران مسلمان) فرح رامین چکیده در این «زمانه تنگدستی» که انسان با بهره گیری از تکنولوژی مدرن، انسانیتش در حد سیطره بر طبیعت تنزل یافته، مارتین هایدگر، هنر را تنها راه رهایی برای خروج از بحران مدرنیته معرفی می کند. هنر _ به معنایی کاملاً متفاوت و نامتعارف_ نقش و جایگاه ویژه ای در تفکر این فیلسوف آلمانی دارد. هنر در معنایی وجودشناختی عبارت است از انکشاف حقیقت و حقیقت، ظهور و انکشاف وجود است. از نظر هایدگر، هر هنری در ذات خود شعر است و شعر وسعتی به بلندای زبان دارد. زبان نیز در این فلسفه، تفسیری انتولوژیک دارد و محل ظهور وجود و حقیقت است. این مقاله، با تلاشی برای فهم و روایتی ساختاری از رساله «سرآغاز اثر هنری» هایدگر آغاز می گردد و در پایان با پرداختن به ماهیت هنر و زیبایی و بررسی منشأ آن از دیدگاه برخی متفکران مسلمان، بر آن است که نشان دهد افق اندیشه هایدگر در باب هنر برای شرق اسلامی، چندان غریب و دور آشنا نیست

12 مرداد 1395

ابن سينا و وارثان او مابعدالطبيعه و رياضيات در فرهنگ كهن اسلام

مبنای فعالیت این وب سایت اطلاع رسانی علمی گسترده و متنوع می باشد بر این اساس از تمامی مقالات محققین ، پژوهشگران و سایتهایی که محتوای قلم و موضوعات پژوهش شان متناسب با فعالیت این پایگاه اطلاع رسانی است با ذکر نام محترمشان مقالات مناسب باز نشر می گردد. بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای مقالات به عهده نویسنده محترم می باشد . کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد. ابن سينا و وارثان او مابعدالطبيعه و رياضيات در فرهنگ كهن اسلام مترجم: جواد قاسمي نويسنده: رشدي راشد ابن سينا و وارثان او تحقيقات پيشرفته رياضي مدت هفت قرن در مراكز شهري اسلام به زبان عربي صورت مي گرفت. ما در اينجا حقّ اين پرسش را داريم كه آيا فيلسوفان موضوعاتي را كه در اين زمينه يافته بودند تا در آن تأمّل كنند، و آيا در جستجوي الگوهايي در رياضيات براي تبيين نظام خود برآمدند؟ و يا اينكه برعكس، به آنچه مورخان فلسفه مي خوانند، يعني اصل وجود و نفس كه رشته هاي ديگر علوم به آن توجهي نداشتند و از هرگونه دغدغه اي جز دغدغه دين فارغ بود، توسل جستند؟ ( به اختصار ميراثي از اواخر دوره باستان با عنوان اسلام (1)). چنين پرسشي هم براي مورّخ فلسفه و هم مورّخ علم مي تواند حائز اهميت باشد. واقعاً چگونه مي توان تصور كرد كه فيلسوفان در برابر درخشش بي سابقه علوم رياضي و دستاوردهايش- جبر، هندسه جبري، آناليز ديوفانتي، نظريه موازي ها و روش هاي تصويري- بي تفاوت مانده باشند؟ حتي باور آن دشوارتر است كه، در حالي كه رياضيات جديد به وضوح مسائل معرفت شناختي كاملاً جديدي را مطرح مي كند، نتوانسته باشند هيچ واكنشي از خود نشان دهند. از آن جمله است مسئله كاربردي كردن رياضيات: پيش تر رشته هاي رياضي هرگز پيوندي كاربردي با يكديگر نداشتند؛ هيچ گاه اين نياز احساس نشده بود كه رياضيات در فيزيك كاربرد داشته باشد و شرطي است در يقيني بودن فيزيك؛ و هيچ گاه به فكر كسي خطور نكرده بود كه كسي رشته اي را ابداع كند كه بتواند نتايج را با هندسه مكاني ( positional geometry) و هندسه متريك بيان دارد. به عبارت ديگر، پيش از هر چيز نوعي توپولوژي (2) (topology) بود. اين رويدادهاي معرفت شناختي تنها رويدادهاي ممكن نبودند؛ و جاي شگفتي است اگر همه آنها از ديد فيلسوفان دور مانده باشد، فيلسوفاني كه بعضي از آنها خود رياضي دان بودند و بيشتر آنها با نظريه هاي جديد آشنايي داشتند. البته لازم نيست كه رشته يا فعاليتي علمي ضرورتاً واجد فلسفه اي مناسب خود نيز باشد؛ نيز لزومي ندارد كه فيلسوف در گسترش رياضيات و علم نقشي ايفا كند. به تعبير ديگر، در روابط ميان رياضيات و فلسفه نظري پيش نيازي وجود ندارد؛ اما اين نيز دليل ديگري است بر طرح اين پرسش و بازگشت به نوشته هاي فيلسوفان و رياضي دانان به منظور تلاش در تبيين اين روابط. يكي از نتايج هم اكنون مسلّم مي نمايد: با انتقاد از اين عمل در مواردي چند، گمان مي كنم كه بخش عمده اي از فلسفه رياضي را كه تاكنون در گذشته اسلام ناشناخته مانده است، در ميان رياضي داناني چون سجزي، ابن سنان، ابن هيثم و امثال آنها و نيز فيلسوفاني چون كندي، فارابي و ابن سينا نشان داده ام.

12 مرداد 1395

  • تعداد رکوردها : 285

ورود کاربر

حديث

لينک هاي مفيد