کاستی های روشی در دفاع از ملاصدرا

در مجله ی کتاب ماه فلسفه مقاله ای به قلم استاد اکبر ثبوت با عنوان «دفاع از فیلسوف: فیلسوف مخالف تقید و مقلدان مخالف وی» منتشر شد که ادامه مقالات دنباله دار و پیوسته ای ایشان است که انتشار آنها از سال ها پیش در این مجله آغاز شد و هماره موافقان و مخالفان را به بحث و چالش واداشته است. نوشتار حاضر نقدی است بر آن مقاله که به قلم دکتر سیدحسن اسلامی به نگارش درآمده است. امید آنکه در پرتو این گفتمان ها شاید شکوفایی و بالندگی هر چه بیشتر اندیشه های فلسفی در ایران اسلامی باشیم.

20 اردیبهشت 1397

علم همان وجود است

صدرا واپسين فيلسوف مكتب ساز ايراني است و مي توان نشان داد كه هر جهش يا جنبش فلسفي بخواهد سكون انديشه در جامعه كنوني ما را بهم بزند بناچار بايد بر بنياد فلسفه صدرايي يا دست كم با آگاهي عميق نسبت به آن صورت گيرد. زيرا در سير تاريخي انديشه امكان گسست كامل وجود ندارد و هر انديشه جديدي تنها مي تواند بر پايه انديشه هاي پيشين (خواه بصورت توافقي و خواه بصورت نقدي) شكل بگيرد. در اين مقاله نويسنده تلاش مي كند برخي از ظرفيت ها و ظرافت هاي انديشه صدرايي را در زمينه شناخت شناسي در حد گنجايش يك نوشتار روزنامه اي نشان دهد.

15 اردیبهشت 1397

پیوند شناخت شناسی و هستی شناسی افلاطون

مبحث شناسایی و انواع آن در فلسفه افلاطون از آغاز تا کنون مورد توجه بسیاری از اندیشمندان جهان قرار گرفته و آنها را به تأمل در این مهم وادار نموده است. در فلسفه ی افلاطون، مراتب هستی اعم از هستی حقیقی و یگانه و هستی ظاهری و کثیر به عنوان نمود و سایه ی هستی، همچنین، نظریه ی معرفت حقیقی در قالب سه تمثیل خورشید خط و غار بیان شده است. بدین ترتیب که در تشبیه نیک و خورشید افلاطون عالم را به دو قسم معقول و محسوس تقسیم می کند و در تشبیه خط به تبیین مراتب چهارگانه ی هستی و درجات چهارگانه ی معرفت می پردازد. سرانجام، در تمثیل غار است که چگونگی خروج روح و نفس آدمی از زندان عالم محسوس و عروج آن به سمت عالم معقول (یعنی کلیات و ذوات حقیقی و هستی اصیل و ایده و خیر محض) را بیان می نماید. به همین دلایل، در فلسفه ی افلاطون شناخت شناسی و هستی شناسی ارتباطی نزدیکی با یکدیگر دارند و برای تبیین مسئله ی معرفت و شناخت باید مراتب هستی به عنوان موضوعات و متعلقات شناخت تعیین و بررسی گردد زیرا افلاطون نیز همین کار را در تبیین نظریه ی معرفت شناسی خود انجام داده است.

13 فروردین 1397

امکان تأسیس «سیستم فلسفیِ جدید»

دانش و حکمت، خاصیتی متطوّر داشته و همواره در حال تغییر و دگرگونی است؛ از این رو مسلماً حکمت صدرایی نیز نیازمند بازنگری و ایجاد تحولاتی متناسب با روزگار معاصر است. استاد رضایی تهرانی با درک لزوم و اهمیت این مسئله، در این گفتار به بحث از امکان تأسیس نظام نوین فلسفی پرداخته است و تلاش می کند نشان دهد که در دو سطح می توان به این امر مهم دست یازید. از نظر ایشان در سطح نخست باید به نوآوری های درونی حکمتِ صدرایی که توسط خود ملاصدرا ایجاد شده است، تفطن پیدا کرد؛ امری که آنچنان که باید به عنوان پایه و اساس نظامی نوین مورد توجه قرار نگرفته است. ایشان در سطح دوم، نوآوری های بیرونی حکمت صدرایی را که توسط حکمای پس از ملاصدرا ابداع شده اند، به عنوان یکی دیگر از بنیان های نظام فلسفی نوین مورد تأمل قرار داده و درنهایت امکان تأسیس نظام نوین فلسفی را با توجه به این دو جنبه بررسی کرده است

13 فروردین 1397

مفهوم عقل از ديدگاه دو شارح اصول كافي (3)

معناى پنجم عقل مورد بحث در كتاب نفس است و داراى چهار مرتبه مى‏باشد: الف ـ عقل بالقوة؛ ب ـ عقل بالملكة؛ ج ـ عقل بالفعل؛ د ـ عقل مستفاد.

29 اسفند 1396

نقدی بر جايگاه فلسفی مواد ثلاث

فيلسوفان برجسته ما و از آن جمله ملاصدرا مواد ثلاث را برخوردار از جايگاه فلسفی دانسته اند, هر چند ملاصدرا آن را بعينه همان جايگاه منطقی مواد ثلاث تلقی کرده است. او فرق اين دو را تنها از آن حيث می داند که در فلسفه ذهن به محمول خاصی _ يعنی وجود _ متبادر مي شود وگرنه همان است که در فن ميزان مورد استعمال است

29 اسفند 1396

معیار در جوهر و عرض بودن مقوله ها

تقسیم بحث برانگیز موجود به جوهر و عرض از تقسیمهای اولیه در باب موجود ممکن است. با اینکه فلاسفه ای چون ارسطو، ابن سینا، ملاصدرا، دکارت، کانت و... متفقاً جوهر را به «وجود لا فی موضوع» و عرض را به «موجود نیازمند به موضوع» تعریف می کنند، در اقسام و تعداد مصادیق آنها اختلاف نظر وجود دارد. با وجود این برخی فلاسفة حسی و تجربه گرا وجود جوهر را یکسره انکار کرده اند. فلاسفه ملاک تشخیص جوهر و عرض را در شناخت ذاتیات و عرضیات می دانند و تفاوت تشخیص مصادیق این دو را به حوزة معرفت شناسی و نحوة نگرش به هستی واینکه چه چیزی مبدأ شناخت به شمار می آید، باز می گردانند. در این مقاله ضمن بیا ن آرا و دیدگاهها دربارة مقولات به ملاک جوهر و عرض بودن مقولات پرداخته شده است.

28 اسفند 1396

حقیقت انسان تعریف ناپذیر است

مقاله حاضر در جست و جوی این است تا پاسخی هرچند کوتاه بر پرسشهایی که ذهن انسان را به خود معطوف می دارد از راه شناخت روان و از دریچه ی نفس ارائه دهد. هویت و ماهیت انسان چیست؟ آیا گوهر انسان قابل تعریف منطقی است؟ در این نوشتار به انظار و افکار اشاره شده و از میان آنها دیدگاه عرفانی درباره ی شناخت نفس برتر شمرده و این نکته را مفروض دانسته که ما نمی توانیم خود را صرفاً ذهن بنامیم، یعنی نمی توانیم هویت خویش را مجموعه ای از آگاهیهای فردی و خاطرات بدانیم. سرانجام بر این لوازم دست یافته ایم که گوهر و هوّیت انسان یک حقیقت جاوید، غیر قابل تعریف منطقی، غیر قابل تجزیه است و فساد و تباهی در او راه ندارد، زیرا اولاًعاری و فاقد از هرگونه ضد است و ثانیاً زوال علل چهارگانه با توجه به اینکه نفس انسان صورتی زاید بر ذات ندارد و فاعل و غایت او واجب الوجود است، در او مفهوم نیست.

28 اسفند 1396

بررسی و تحلیل ماهیت جسم از دیدگاه مشاء و اشراق

فهم و تعریف حقیقت جوهر جسمانی یکی از مسائل بنیادین فلسفه است که فیلسوفان مسلمان به آن توجه کرده اند. ابن سینا به عنوان یکی از بزرگترین فیلسوفان مشایی تعریف مشهور از جسم را مورد تحلیل و بررسی قرار داده و تعریف جدیدی از آن ارائه می دهد. حکیم شهاب الدین سهروردی با نگرش فلسفی خود دیدگاه فیلسوفان مشاء را نقد کرده و تعریف دیگری عرضه می کند که در اساس با آنچه که ابن سینا و دیگر مشائیان بیان کرده اند متفاوت است. مقاله حاضر مبانی دیدگاه مشائیات را تحلیل و بررسی کرده و داوری ملاصدرا درباره نظریه ی شیخ اشراق را نیز بیان کرده و میزان موفقیت دو نظریه را بررسی می کند.

28 اسفند 1396

مفهوم عقل از ديدگاه دو شارح اصول كافى (2)

بخش اول، درباره تبيين و توضيح معناى عقل است. مباحثى مانند معناى لغوى و اصطلاحى عقل، معناى عقل از ديدگاه ملاصدرا و علامه مجلسى را در اين بخش مى‏توان يافت. در بخش دوم ،«تطبيق ديدگاه ملا صدرا و علامه مجلسى بر روايات» گنجانيده شده است. در اين بخش نظرهاى آنها درباره مفهوم عقل در تك تك روايات اصول كافى آورده شده است. هدف از اين تحقيق كمك به برداشتى صحيح‏تر از مفهوم عقل در روايات معصومان(ع) است.

26 اسفند 1396

مفهوم عقل از ديدگاه دو شارح اصول كافى (1)

در اين نوشتار سعى شده است كه برداشتهاى ملاصدرا و علامه مجلسى درباره مفهوم عقل در روايات «كتاب العقل و الجهل» اصول كافى، مورد تحقيق و كاوش قرار گيرد.

26 اسفند 1396

بررسي و دفاع از نظريه اصالت وجود (2)

صدرالمتالهين در آثار مختلف خود به ويژه در «اسفار اربعه»، «شواهد الربوبيه» و «المشاعر» براهين اصالت وجود را مطرح کرده است و پس او حکيم متاله سبزواري راه و روش وي را بهتر و کامل تر از هر فيسلوف ديگري ادامه داده است.

23 اسفند 1396

بررسي و دفاع از نظريه ي اصالت وجود (1)

از زماني که ملاصدرا نظريه ي «اصالت وجود» را مطرح کرد و مباني و اصول آن را برهاني ساخت؛ همچنين از زماني که در حوزه هاي علمي به عنوان فلسفه ي رسمي، فلسفه هاي «مشائي» و «اشراقي» را تحت الشعاع خود قرار داد، تا کنون جز توسط تني چند نقد و بررسي نشده و به مثابه روش بلامنازع و بي رقيب مورد تعليم و تعلم قرار گرفته است. ليکن مادام که نظريه اي از طرف مخالفان مورد نقد و چالش قرار نگيرد و مدافعان، دفاع اصولي از آن ننمايند، استحکام واقعي نخواهد يافت. اکنون که مدت زماني است در سيستم علمي و دانشگاهي ما فلسفه هاي مشاء و اشراق ـ در کنار حکمت متعاليه ـ به دانشجويان آموزش داده مي شود؛ لازم است اصول و مباني فلسفه ي ملاصدرا ـ به عنوان فلسفه ي رسمي، طي چند قرن گذشته ـ مورد ارزيابي مجدد قرار گيرد. بي ترديد محوريت فلسفه ي ملاصدرا در نظريه ي «اصالت وجود» و اعتباري بودن ماهيت است و اگر اين زيربنا از آن گرفته شود؛ ساختار آن دگرگون خواهد شد. پرسش هاي اساسي و بنيادين در خصوص اين نظريه مطرح است

12 اسفند 1396

نقش تشکیک در وجود در اتحاد عاقل و معقول

تشکیک در وجود از اصولی ترین مبانی حکمت متعالیه است.این مسئله مبنای تبیین و اثبات مسائل متعدد فلسفی قرار گرفته، به گونه ایی که صدرالدین شیرازی بسیاری از ابتکارات خود را در حوزه های مختلف فلسفی وام دار این مسئله است. یکی از مهم ترین ابتکارات وی درحوزه معرفت شناسی که تشکیک در آن نقش اساسی ایفا کرده، مسئله اتحاد عالم و معلوم است. از آنجایی که حکمای پیش از او از مسئله تشکیک در وجود غافل بوده اند مناط انواع ادراک را میزان تجرید مدرک از ماده و لواحق آن می دانستند و تفاوت ادراکات را ناشی از تفاوت مقدار تجرید ماهیت از امور مغایر خود محسوب می کردند، اما وی با رد نظریه تقشیر، تفاوت ادراک را ناشی از تفاوت انحای وجود مجرد می داند. در حکمت متعالیه ملاک معلومیت فقط بر اساس نظام تشکیکی وجود توجیه پذیر است. او با پذیرش وجود جمعی در نظام تشکیکی وجود، قائل به انحای وجود درطول یکدیگر برای یک ماهیت می شود که مستلزم حمل دیگری به نام (حمل حقیقه و رقیقه) است. بر همین مبنا، ملاک معلومیت بر اساس تاکد وجود است. هرچند میزان وجود از نظرتحصل و فعلیت شدیدتر باشد میزان معلومیت آن بیشتر است و هرقدر وجود آن ضعیف تر باشد از میزان معلومیت آن کاسته می شود. نفس برای ادراک هر معلومی در مرتبه همان معلوم با آن متحد می شود.

27 بهمن 1396

عشق به عقل

فلسفه را از دیرباز دوست داشتن دانش یا همان عشق به دانایی گفته‎اند، اما آنچه عملاً در پیکره‎ی فلسفه در شکل تاریخی و رسمیش می‎یابیم بیشتر انحلال اولی (عشق) در دومی (دانایی) است؛ وانگهی، جهت‎گیری کلی در تاریخ فلسفه گویی همین حرکت به سوی دانایی (و در قرن‎های اخیر علم) بوده است. شاید یکی از معنادارترین نمونه‎های این امر را بتوان در اندیشه‎ی هگل ملاحظه کرد، جایی که قرار است فلسفه به مقام دانش برسد، یعنی جایی که فیلوسوفیا (دوست داشتن دانش) قرار است به سوفیا (دانش) بدل شود یعنی به دانش و نه صرفِ دوست داشتنِ آن، چنین چیزی مسئله‎ی کانونی و خط راهنمای هگل است

27 بهمن 1396

پژوهشي تطبيقي در موضوع هستي شناسي (1)

مقاله حاضر پژوهشي تطبيقي در موضوع هستي شناسي است. پژوهشگر، نخست اقسام وجود و موجود را متذکر شده است، سپس ديدگاه هاي وحدت گرايانه را يادآور شده است، در اين بخش، ديدگاه دانشمندان غرب و شرق آمده است و هم چنين به کتاب مقدس برهماييان و عقايد هنديان باستان و يونانيان باستان توجه شده است و به گونه اي علمي ديدگاه محي الدين عربي را تبيين کرده است. نصوص ابن عربي درباره وحدت وجود ادامه بحث مي باشد، بخش سخن، رابطه دانته با ابن عربي و تاثير پذيري ابن عربي از ابن مسره مي باشد. پژوهشگر در اين مقاله سعي بر آن داشته است، تا مجموعه اي از ديدگاههاي وحدت گرايانه را در معرفت هستي عرضه کند.

20 بهمن 1396

عشق در هستی شناختی فلسفی از نگاه فیلسوفان مسلمان

ذره ذره هستی آمیخته با گوهر عشق، یعنی پدیده اسرارآمیز آفرینش است که از مزایای برجسته آن، پیوند میان تمام اجزای عالم هستی است. اجزایی که به مانند وجود عاشق و معشوق و به نماد حلقه های زنجیر علیت، به گونه ای به هم می پیچند که اسطرلاب اسرار آفرینش را در تجلی عاشق به معشوق و به عکس، در نظمی واحد به سوی نقطه ای واحد می نمایانند. حکیمان در حوزه شناخت هستی به وجود اخگری جوشان در نهاد موجودات معتقدند که هستی را ناآرام ساخته و تمام موجودات را در تب شوق و عشق به معشوق حقیقی به حرکت واداشته است. این مقاله با نگاه فلسفی و از منظر برخی فیلسوفان مسلمان، به تحلیل و داوری در آن پدیده شگفت انگیز نشسته و سرانجام منشأ پیدایش موجودات را در عشق به ذات الهی شناخته است. این پژوهش، تفسیر معقول از پیوند موجودات با یکدیگر و سمت و سوی حرکت آنها را نیز در «گوهر عشق و ابتهاج به حضور حضرت حق» قابل معنا دانسته است.

30 دی 1396

عرفان و فلسفه ی صدرایی

صدرالمتألهین با بنیان فلسفه ی وجودی متعالی یک مکتب سازمند و حیرت انگیز فلسفی را تأسیس کرده که فلسفه ی اسلامی را ازهمه ی فلسفه های گذشته و حال مستقل ساخته و نه تنها کل نظام الهیات را بلکه طبیعیات و علم النفس را بر پایه ی قوانین وجودی تفسیر کرده است. سخن گفتن از این حکمت با همه ی شوکت سازوارش و با همه ی مؤلفه های پرژرفش بر عهده ی فلسفه ی حکمت متعالیه است که البته کاری بس ارجمند، اما دشوار است؛ چنان که تبیین سنجش گرانه ی آن نسبت به عرفان نظری را باید در فلسفه ی عرفان نظری جست. آنچه در اینجا در پی آن هستیم، بررسی نسبت فلسفه ی عرفان و حکمت متعالیه است.

29 دی 1396

ماهيت و قلمرو آموزش فلسفه براي کودکان

از زماني که موضوع آموزش فلسفه براي کودکان در ايران مطرح شده است، چالشهايي بر سر ماهيت، پيش فرضها و قلمرو آن پديدار گشته است و بدون روشن سازي بنيادهاي اساسي آن، به موضع گيري درباره ي آن پرداخته، طرفداري يا مخالفت کرده و حتي آن را اجرا نموده اند. در حالي که هنوز سؤالاتي اساسي نظير: منظور فلسفه در اين برنامه آموزشي، نحوه ي پرداختن به فلسفه، مفهوم کودک و فلسفه ي دوران کودکي، پيش فرضها، اهداف، روشها، محتوا و ساير مواردي که نياز به بررسي جدي دارد، وجود دارد؛ هنوز مشخص نيست که قلمرو اين برنامه چيست و تا کجاست و چگونه در برنامه درسي مدارس قرار مي گيرد؟ آيا آن درسي همانند ساير دروس است و يا قصد دارد کليه دروس را متأثر سازد؟ اين مقاله قصد دارد سوالات فوق را مورد بررسي قرار دهد.

27 دی 1396

فلسفه برای کودک در حکمت متعالیه

اتکا به شیوه های غربی در آموزش فلسفه یا روش فلسفی به کودکان هرچند در جای خود سودمند است ولی اطلاق آن در فرهنگ و جامعه اسلامی- ایرانی رسا و بسنده نیست و چه بسا پیامدهایی معکوس و نامأنوس به بار آورد. مسئله اصلی مقاله حاضر این است که آیا می توان چیزی بنام « فلسفه و کودک» را در حکمت متعالیه جستجو کرد و یافت یا این که فلسفه برای کودکان یکی از روش های نوین امروزی است که اطلاق آن بر حکمت و فلسفه قدما و حکمای ما جایز نیست و هدف سودمندی را بر نمی آورد؟ شاید این مقاله نخستین جستاری باشد که تاکنون مسئله را از این چشم انداز می نگرد و می کوشد با اتکا به حکمت متعالیه به کندو کاو و جستجو در آن بپردازد. با این همه، مقاله حاضر تنها درآمدی به مسئله فلسفه و کودک در سنت اسلامی- ایرانی به شمار می رود. بیگمان « فلسفه و کودک» به معنای آموزش اندیشه های فیلسوفانه و متخصصانه به کودکان نیست. بعبارت دیگر، فلسفه و کودک گونه ای شیوه آموزش و پرورش است که به طریقه ها و شیوه های فلسفی همچون گفتگوی سقراطی، شک ورزی، تفکر انتقادی و تجزیه و تحلیل منطقی تکیه می کند. حکمت متعالیه، فلسفه ای است که بر سه پایه عقل، شهود ( عرفان) و نقل ( قرآن) استوار شده است. حقیقت امر این است که برای آموختن و آموزاندن حکمت متعالیه، « پرورش» بر « آموزش» تقدم دارد. حکمت متعالیه مبتنی بر گونه ای شیوه زیست دینی است. شیوه زیست غربی- یونانی به هیچ روی برتریی بر این شیوه زیست ندارد. بعبارت دیگر، شیوه زیست حکمت متعالیه مبتنی بر قواعد، قوانین، معیارها و محک هایی است که تنها در درون همان شیوه زندگانی قابل فهم و درکند و سازگاری درونی دارند و مقایسه آن با دیگر شیوه ها قیاس مع الفارق است. از این رو شیوه های کار، قواعد و دستورالعمل های فلسفه و کودک را نه تنها می توان از حکمت متعالیه ملاصدرا و اساساً از سنت فلسفی اسلامی- ایرانی برآورد بلکه استخوان بندی و پیرنگ این دستورالعمل ها از پیش در سنت فلسفی ایرانی و بویژه فلسفه ملاصدرا و حکمت متعالیه، برجاست. این استخوان بندی تنها نیازمند پیکربندی، گسترش و پرورش است.

6 دی 1396

  • تعداد رکوردها : 293

ورود کاربر

حديث

لينک هاي مفيد