Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 41824
تاریخ انتشار : 15 دی 1392 14:27
تعداد بازدید : 1593

مسيحيت صهيونيستي؛ تبيين يك واژه جديد

نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این نوشتار خلاصه ای از مقاله آقای مرتضي شيرودي است که در ماهنامه اندیشه و تاریخ سیاسی ایران معاصر شماره 39 سال چهارم آذر ماه 1384 به چاپ رسیده است.

چکیده

مسيحيت صهيونيستي؛ تبيين يك واژه جديد
در نام و عنوان مقاله، مسيحيت صهيونيستي را نظريه ناميديم؛ علت آن، اين است كه نظريه يا تئوري، به معناي رأي و انديشه به كار مي رود و نيز، نمايان گر كوششي است كه براي فهم يك پديده يا علل رابطة متقابل ميان چند پديده صورت مي گيرد. در واقع، تئوري در پي تشريح آن است كه چرا پديده مشخصي رخ داده و به عبارت ديگر، آن، مجموعه يك پرچه از روابطي است كه داراي سطح معيني از اعتبارند، هم چنين، نظريه، مجموعه اي از قاعده هاست كه به رفتار يا پديده خاصي مربوط مي شود و البته، نظريه، قابل اثبات نيست؛ اما مي توان به آن معتقد بود و از اين رو، فرضيه اي ثابت نشده است
نظریه مسيحيت صهيونيستي صهيونيسم مسيحيت
نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این نوشتار خلاصه ای از مقاله آقای مرتضي شيرودي است که در ماهنامه اندیشه و تاریخ سیاسی ایران معاصر شماره 39 سال چهارم آذر ماه 1384 به چاپ رسیده است.

چکیده

مسيحيت صهيونيستي؛ تبيين يك واژه جديد
در نام و عنوان مقاله، مسيحيت صهيونيستي را نظريه ناميديم؛ علت آن، اين است كه نظريه يا تئوري، به معناي رأي و انديشه به كار مي رود و نيز، نمايان گر كوششي است كه براي فهم يك پديده يا علل رابطة متقابل ميان چند پديده صورت مي گيرد. در واقع، تئوري در پي تشريح آن است كه چرا پديده مشخصي رخ داده و به عبارت ديگر، آن، مجموعه يك پرچه از روابطي است كه داراي سطح معيني از اعتبارند، هم چنين، نظريه، مجموعه اي از قاعده هاست كه به رفتار يا پديده خاصي مربوط مي شود و البته، نظريه، قابل اثبات نيست؛ اما مي توان به آن معتقد بود و از اين رو، فرضيه اي ثابت نشده است
نظریه مسيحيت صهيونيستي صهيونيسم مسيحيت


نکته ؛ لازم به ذکر است است از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد بدیهی است انتشار این مقالات به منزله تایید همه محتوای آنها نمی باشد این  نوشتار خلاصه ای از مقاله آقای مرتضي شيرودي است که در ماهنامه اندیشه و تاریخ سیاسی ایران معاصر شماره 39 سال چهارم آذر ماه 1384 به چاپ رسیده است.
مسيحيت صهيونيستي؛ تبيين يك واژه جديد

براي پرهیز از اشتراك لفظي، ارائه تعريف سه واژه نظريه، مسيحيت و صهيونيسم، ضرورت دارد؛ علاوه بر اين، گشودن فضاي بحث، نيازمند مقدمه اي است و افزون بر اين ، در بين خوانندگان ايراني، مسيحيت صهيونيستي، واژه جديدي است و از اين رو، تعريفي از آن، در ذهن ها نيست.
  تئوري
در نام و عنوان مقاله، مسيحيت صهيونيستي را نظريه ناميديم؛ علت آن، اين است كه نظريه يا تئوري، به معناي رأي و انديشه به كار مي رود و نيز، نمايان گر كوششي است كه براي فهم يك پديده يا علل رابطة متقابل ميان چند پديده صورت مي گيرد. در واقع، تئوري در پي تشريح آن است كه چرا پديده مشخصي رخ داده و به عبارت ديگر، آن، مجموعه يك پرچه از روابطي است كه داراي سطح معيني از اعتبارند، هم چنين، نظريه، مجموعه اي از قاعده هاست كه به رفتار يا پديده خاصي مربوط مي شود و البته، نظريه، قابل اثبات نيست؛ اما مي توان به آن معتقد بود و از اين رو، فرضيه اي ثابت نشده است. [1]
مسيحيت صهيونيستي را مي توان به دو دليل زير، يك نظريه دانست:
1. تعاريف مربوط به نظريه و تئوري درباره آن، كم و بيش صادق است؛ مثل «مسيحيت صهيونيستي، يك انديشه است». از ديگر سو، تلاشي براي درك موعود گرايي مسيحي و يهودي به شمار مي رود و علاوه بر اين، درستي و نادرستي آن، به روشني قابل اثبات نيست و هنوز تحقق نيافته [2] و سياست هاي جناح حاكمِ دست راستي آمريكا و اسرائيل را توضيح مي دهد.
برخي از نويسندگان، نام نظريه را بر آن نهاده اند، كه به برخي موارد آن اشاره مي شود:
الف) اين نظريه (مسيحيت صهيونيستي) كه تشكيل دولت يهودي مي تواند، نشانه اي بر بازگشت مجدد مسيح باشد، اولين بار در سخنان و نوشته هاي اليور كرامول و پاول فگلن هاور، از رهبران و ايدئولوگ هاي پروتستان قرن هفده مطرح شد. [3]
ب ) با توجه به ظهور مسيحيت بنياد گرا در كشور آمريكا و جنگ آمريكا عليه عراق، نظريه پردازان مسيحي (مسيحيت صهيونيستي)، مانند جري فالول، مورگان استرانگ و گري فريزر نظرات خود را كه غالباً مبتني بر مكاشفات يوحنا (بخش پاياني كتاب مقدس) است، به مخاطبان القا مي كنند. [4]
ج) هزاران مسيحي، مانند كشيشان كه در تمام زندگي خود به بازگشت قريب الوقوع مسيح ... ايمان آورده بودند، از اين پس، كشيش هاي ديگري را تحسين مي كردند كه آن ها نيز، تمام عمر خود، به اين نظريه (مسيحيت صهيونيستي) ... در جهان فاني باور داشتند. [5]
پس مي توان مسيحيت صهيونيستي را يك نظريه يا تئوري شمرد. 

مسيحيت
مسيحيان كساني اند كه از مسيحيت پيروي مي كنند و مسيحيت، ديني است كه به عيسي مسيح (عليه السلام) منسوب است و مانند هر دين ديگري، مشخصه هايي دارد؛ مثل عيسي مسيح، پسر خدايا تجسد واقعي خالق هستي است كه عدالت، آسايش و الگوي خوب زيستن را براي بشريت به ارمغان آورد. او آمد تا فقيران را بشارت، اسيران را رستگاري، كوران را بينايي، سروب شوندگان را آزادي دهد. از اين رو، عيسي مسيح عليه السلام، محوري ترين عنصر مسيحيت به شمار مي آيد؛ اگر چه در اين كه آيا بايد او را پرستيد يا تنها گرامي اش داشت و از او اطاعت نمود يا فقط او را تحسين كرد و ...، اختلافاتي وجود دارد؛ ولي همه مسيحيان متفقند، ايماني كه از آن دم مي زنند، بدون عيسي مسيح، بي معناست و نيز عقيده دارند كه عيسي به دليل مخالفت با دستگاه سياسي روم، دستگير و مصلوب شد؛ اما او زنده است و روزي باز مي آيد. آنان كريسمي (روز تولد مسيح)، جمعه مقدس يا روز به صليب رفتن عيسي، عيد پاك يا هنگامه رستاخيز مسيح و جشن بارداري پاك مريم، را گرامي مي دارند و كتاب عهد قديم (تورات) و جديد (انجيل) و نيز رسالة پولس و چهار انجيل متي، مرقس، لوقا و يوحنا را به عنوان حجت ديني پذيرفته اند. [6]
مسيحيت به سه شاخة كاملا جدا و مخالف يكديگر، يعني كاتوليك (جنوب اروپا و آمريكايي لاتين)، ارتدكس (اروپاي شرقي) و پروتتان (شمال اروپا و آمريكا) تقسيم يافته است. پروتستان، بر پايه انديشه مارتين لوتر آلماني و ژان كالونِ انگليسي شكل گرفته و طي پنج قرن گذشته، در نزاعِ با كاتوليك ها به سر برده و نمونة زنده اين جدال، ايرلند شمالي است. از ديگر ويژگي هاي پروتستان، رابطة بسيار نزديك آن ها با دولت هاست؛ تا حدي كه در انگليس، ملكه اليزابت، در رأس دولت و كليسا قرار دارد. [7]
 

صهيونيسم
صهيون داراي چهار معناي لغوي، جغرافيايي، ديني و سياسي است؛ صهيون در عبري، به معناي پر آفتاب و نيز نام كوهي در جنوب غربي بيت المقدس است كه زادگاه داود نبي و جايگاه سليمان پيامبر بود؛ البته، گاهي اين واژه نزد يهوديان به معناي شهر قدس، شهر برگزيدة خداوند و شهر مقدس آسماني به كار مي رود و به طور اعم، به سرزمين مقدس، صهيون گفته مي شود؛ ولي در متون ديني يهود، صهيون، اشاره به آرمان و آرزوي ملت يهود براي بازگشت به سرزمين داود و سليمان و تجديد دولت يهود دارد. [8] به ديگر سخن، صهيون براي يهود، سمبل رهايي از ظلم، تشكيل حكومت مستقل و فرمانروايي بر جهان است؛ ولي آنان، بازگشت به سرزمين موعود را به زماني وشيوه اي كه خدا مشخص فرموده، موكول ساخته، بر آنند كه اين كار، به دست بشر انجام پذير نيست.
صهيونيسم ديني و فرهنگي؛ پيروان اين انديشه، گروهي يهودي اند (صهيونيست يهودي) و شماري عيسوي اند (صهيونيست مسيحي) و در عوض، صهيونيسم كه منسوب به صهيون و مشتق از آن است، به نهضتي گفته مي شود كه خواهان مهاجرت و بازگشت يهوديان به سرزمين فلسطين (ارض موعود) و تشكيل دولت يهود است. در اين نوع از صهيونيسم كه آن را صهيونيسم لائيك مي نامند، كساني جاي دارند كه با تكيه بر استدلال هاي تاريخي، سياسي و علمي، بر اسكان يهوديان در فلسطين مشروعيت مي بخشند. واژه صهيونيسم، نخستين بار توسط تئودور هرتصل به كار رفت و بعد ناحوم ساكولو، مورخ صهيونيستي آن، آن را در كتاب تاريخ صهيونيسم به كار برد. [9]
 مسيحيت صهيونيستي
مسيحيت صهيونيستي، نه مسيحيت است و نه صهيونيسمِ كامل و از زاويه اي ديگر، هم مسيحيت است و هم صهيونيسم و در واقع، معجوني از مسيحيت و صهيونيسم است؛ به بيان عميق تر، مسيحيان، يهوديان و هر آن چه را كه به ايجاد دولت يهودي منجر شود، طرد مي كنند و حاميان تاسيس دولت يهودي (صهيونيست ها) با اين مسيحيان كه با تاسيس دولت يهودي مخالفند، دشمنند؛ در حالي كه مهم ترين مشخصه مسيحيت صهيونيستي، حمايت از بازگشت يهوديان به ارض موعود (فلسطين) و تاسيس يك دولت يهودي در آن است. مسيحيان صهيونيست، چنين انديشه اي را با اعتقادات مسيحي و يهودي و با متون عهد عتيق (تورات) و عهد جديد (انجيل) گره زده اند؛ يعني مسيحيت صهيونيستي از يك سو با الهيات مسيحي درگير است و از طرف ديگر، چشم به لاهوت توراتي دارد و با مراجعه به منابع توراتي، خواستة تاسيس دولت يهوديِ صهيونيست را تاييد مي كند. [10]
بنابراين، بر پايه شالوده هاي فكري مسيحيت صهيونيستي، تاسيس دولت يهودي، خواست مسيح است و از اين رو، خواست دولت اسرائيل، در حقيقت خواست مسيح خواهد بود و هر عملي كه از سوي دولت اسرائيل انجام پذيرد ، از سوي مسيح طراحي شده است. تاكيد بر تاسيس دولت يهودي اسرائيل، به آن جهت است كه تا اسرائيل نباشد، مسيح ظهور نمي كند؛ البته، اسرائيلي كه متون ديني و عده آن را داده اند، از نيل تا فرات است؛ از اين رو، مسيحيت صهيونيستي با هر گونه مذاكره صلح يا اعطاي هر گونه امتيازي به فلسطين كه به عدم تحقق اسرائيل بزرگ منجر شود، مخالف است؛ پس مسيحيت صهيونيستي، يك جريان فكري سياسي است كه با رويكردي خاص به عالم و آدم، پيرو آموزه هاي توراتي و انجيلي براي آينده بشريت و ظهور مسيح است. مسيحيت صهيونيستي با مسيحيت يهودي و صهيونيسم مسيحي متفاوت است . صهيونيسم مسيحي، به معناي مسيحيتي است كه با حفظ باورهاي مسيحي، تنها خواهان تاسيس يك دولت يهودي است. مسيحيان يهودي، يهودياني هستند كه رنگ و بوي مسيحي به خود گرفته اند و هيچ گاه به دنبال خلق دولتي يهودي نبوده اند. [11]
نتيجه اين كه نظرية مسيحيت صهيونيستي، انديشه اي است كه با حمايت از انتقال يهوديان به فلسطين و تاسيس يك دولت يهودي شكل گرفته است و اينك پس از تاسيس آن، حمايت از اسرائيل را ديني مي داند و مي كوشد تا با گسترش مرزهاي اسرائيل فعلي، به مرزهاي توراتي نيل تا فرات، مقدمات ظهور حضرت مسيح را فراهم آورد؛ صرف نظر از درستي، يا پروژه و پروسه بودن آن، واقعيتي است كه در دهه هاي اخير به اوج بالندگي خود دست يافته است، و اينك پيش روي ما قرار دارد. [12]

پي نوشت ها :
[1] توماس اسپريگمن، فهم نظريه هاي سياسي، ترجمه فرهنگ رجايي، آگاه، تهران، 1365، ص 18.

[2] آلوين استانفورد كوهن، تئوري هاي انقلاب، ترجمه علي رضا طيب، نشر قدس، تهران، 1369، ص 5350.

[3] http://www.mouood.org

[4] همان.

[5] ژيل كپل، اراده خداوند، يهوديان، مسيحيان و مسلمانان در راه تسخير دوباره جهان، ترجمه عباس آگاهي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 1370، ص 194.

[6] حيدررضا ضابط، صهيونيسم مسيحي، ماهنامة معارف، شماره 20 (آبان 1383) 6ـ15.

[7] ديويد هاوري، مسيحيت، ترجمه عبدالرحيم سليماني اردستاني، مركز مطالعات اديان و مذاهب، قم، 1378، ص 38 ـ 57.

[8] مرتضي شيرودي، فلسطين و صهيونيسم، تحسين، قم. 1382 ص 27 28.

[9] عبدالوهاب المسيري، صهيونيسم، ترجمه لواء رودباري، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي، تهران، 1374، ص 7؛ روژه گارودي، پرونده اسرائيل و صهيونيسم سياسي، ترجمه نسرين حكمي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، تهران، 1369، ص 8.

[10] http://www.mouood.org

[11] http://www.icro-euroamerica.com

[12] همان. /home/rasadir/www/farsi/ArticleFish/Articles/777.htm
 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

امام على عليه‏ السلام : إنّي اُحَذِّرُكُمُ الدُّنيا ؛ فَإِنَّها حُلوَةٌ خَضِرَةٌ، حُفَّت بِالشَّهَواتِ ، وتَحَبَّبَت بِالعاجِلَةِ ، وراقَتبِالقَليلِ ، وتَحَلَّت بِالآمالِ ، وتَزَيَّنَت بِالغُرورِ . لا تَدومُ حَبرَتُها، ولا تُؤمَنُ فَجعَتُها ، غَرّارَةٌ ضَرّارَةٌ ، حائِلَةٌ زائِلَةٌ ، نافِدَةٌ بائِدَةٌ ، أكّالَةٌ غَوّالَةٌ

من، شما را از دنيا برحذر مى‏دارم؛ زيرا كه دنيا شيرين و خرّم است و تمايلات نفسانى آن را در ميان گرفته است؛ با لذّت‏هاى زودگذرش دل مى‏بَرَد و با [متاع] اندكِ خود ، جلوه‏ گرى مى‏كند؛ به آرزوها آراسته است و با زيور فريب، خود را مى‏آرايد؛ ناز و نعمتش پايدار نيست و از مصائب آن، ايمنى نيست؛ گول زننده است و آسيب ‏رسان؛ دگرگون شونده است و زوال‏ پذير؛ پايان‏ پذير است و نابود شونده؛ آدمخوار است و مرگبار

تحف العقول ، ص ۱۸۰