Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 31958
تاریخ انتشار : 27 مرداد 1392 17:41
تعداد بازدید : 1479

موانع و آفات انتظار

این مقاله با هدف بازشناسی برخی از موانع وآفات انتظار به روش تحلیلی _ توصیفی وبا استفاده از منابع کتاب خانه ای نوشته شده است. موانعی که این مقاله به آن ها پرداخته عبارتند از: استبعاد ذهنی ظهور، خو گرفتن به شرایط موجود، تهدید منافع، شتاب زدگی، عافیت طلبی، نگرش منفی به انتظار، عدم رشد فکری وعدم معرفت به امام زمان (علیه السلام). آفات در کمین امر انتظار که در این مقاله ذکر شده، شامل منجی گرایی، ملاقات گرایی، مدعی پروری، غلو در محبت وباطن گرایی است. نتایج مطالعات وبررسی ها در مورد علل وریشه های موانع وآفات، حاکی از آن است که عوامل بروز موانع وآفات در برخی موارد مربوط به منشأ (روایات مطرح کننده تفکر انتظار مهدی موعود) وگاه در نگرش وعملکرد متولیان امور دینی وفرهنگی وگاه در سوء برداشت نظری وسوء عملکرد پیروان این اعتقاد عظیم وتحول آفرین است. در پایان به منظور پالایش اندیشه رایج در جامعه، پیشنهاداتی ارائه شده است.

موانع وآفات انتظار

نویسنده: رضاعلی نوروزی استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه اصفهان.
نویسنده: محمد نجفی
استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه اصفهان
نویسنده: فاطمه هاشمی
دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ وفلسفه آموزش وپرورش دانشگاه اصفهان

چکیده:
این مقاله با هدف بازشناسی برخی از موانع وآفات انتظار به روش تحلیلی _ توصیفی وبا استفاده از منابع کتاب خانه ای نوشته شده است. موانعی که این مقاله به آن ها پرداخته عبارتند از: استبعاد ذهنی ظهور، خو گرفتن به شرایط موجود، تهدید منافع، شتاب زدگی، عافیت طلبی، نگرش منفی به انتظار، عدم رشد فکری وعدم معرفت به امام زمان (علیه السلام). آفات در کمین امر انتظار که در این مقاله ذکر شده، شامل منجی گرایی، ملاقات گرایی، مدعی پروری، غلو در محبت وباطن گرایی است. نتایج مطالعات وبررسی ها در مورد علل وریشه های موانع وآفات، حاکی از آن است که عوامل بروز موانع وآفات در برخی موارد مربوط به منشأ (روایات مطرح کننده تفکر انتظار مهدی موعود) وگاه در نگرش وعملکرد متولیان امور دینی وفرهنگی وگاه در سوء برداشت نظری وسوء عملکرد پیروان این اعتقاد عظیم وتحول آفرین است. در پایان به منظور پالایش اندیشه رایج در جامعه، پیشنهاداتی ارائه شده است.

مقدمه

اعتقاد به وجود وظهور حضرت حجت (علیه السلام) از جمله اعتقادات اسلامی _ شیعی است که همانند سایر اجزاء اعتقادات دینی، آثار سازنده وتربیتی مثبت متعددی بر آن مترتب است. مهدویت وانتظار، بحث اعتقادی محض نیست، بلکه ارزش تربیتی بسیار دارد. وقتی از طریق براهین عقلی ونقلی، ضرورت اعتقاد به وجود وظهور حضرت ولی عصر (علیه السلام) اثبات می شود، تنها مجموعه ای از علوم ومعارف اسلامی برای افراد فراهم می آید، اما وقتی مهدویت وانتظار به منزله ایدئولوژی طرح می شود به زندگی انسان ها جهت می دهد وتحولات عظیم هیجانی، عاطفی، اجتماعی وعملی در زندگی افراد ایجاد می کند. هنگامی که جریان تربیت دینی، مشتمل بر بعد تربیتی مهدویت شکل می گیرد، امکان ظهور آسیب وبنابراین، آسیب شناسی فراهم می شود؛ زیرا در جریان تربیت دینی، دست آدمی گشوده می شود واکنون اوست که باید با فهمی که از دین کسب می کند، به عمل روی آورد وزمینه تحقق برداشت های خود را هموار کند. در این مسیر، افق کوتاه دید آدمی، بدفهمی ها را در دامن می پرورد، چنان که دامنه محدود همت او، بدکرداری ها را در پی می آورد. از این رو، آسیب شناسی تربیتی مهدویت، تلاشی برای بازشناسی این گونه لغزش های فکری وعملی است. (باقری، ۱۳۸۶: ج۲، ۳۴۶) با توجه به جنبه تربیتی انتظار بازشناسی موانع وآفات انتظار وعوامل پیدایش آن ها ضرورت پیدا می کند؛ چراکه تربیت به خصوص تربیت دینی، امری تدریجی وظریف وحساس است که باریک بینی ودقت فراوان می طلبد. این حساسیت وضرورت دقت در دوران غیبت اهمیت بیش تری دارد. از آن جا که انتظار در طول تاریخ، مؤثرترین عامل مقاومت وپایداری در مبارزه با ظلم وبی عدالتی، مخصوصاً در نزد شیعیان بوده است، دشمنان واستعمارگران در صددند تا با استفاده از امکانات عصر ارتباطات وفن آوری ومقولاتی مانند اینترنت وتعاملات فرهنگی بین جوامع، با ایجاد تحریف ها، شبهات وانحرافاتی در امر ظهور، مانع از تحقق انتظار در میان مسلمانان به خصوص شیعیان شوند یا آن را مسخ کنند وبه امری بی روح وعامل رخوت وانفعال تبدیل نمایند تا به راحتی بتوانند بر جوامع اسلامی غالب آیند ومنافع ومطامع خود را تأمین کنند. تربیت دینی وتربیت منتظر، مبتنی بر اصول ومعیارهای اصیل دینی است. با توجه به این که تربیت دینی وتربیت منتظر از دو بعد علمی وعملی برخوردار است، اگر در حیطه نظری، معیارهای اصیل برگرفته از روایات ائمه اطهار (علیهم السلام) وآیات قرآن، با کج فهمی وسوء تعبیر فهمیده شود، یا افرادی در حیطه عملی به افراط وتفریط بگرایند، زمینه ایجاد آسیب فراهم می شود وامری به این عظمت که موهبت وفرصتی برای رشد وتعالی انسان هاست به عاملی برای انحطاط وسقوط انسان ها در ورطه هلاکت وگمراهی تبدیل می شود.
شناخت موانع وآفات انتظار، از آن جهت مهم وحیاتی است که اندیشه های انحرافی، هرگز خود را با عناوین باطل مطرح نمی کنند وهمیشه در پناه ظواهر دینی وارد میدان می شوند واگر مربیان ومتولیان تعلیم وتربیت وهدایت اجتماع، آسیب ها وخطرات مسیر وتاکتیک های دشمن را نشناسند، راهکارهای مناسب برای جلوگیری از آن ها یا مبارزه با آن ها ارائه نخواهند کرد.
این مقاله ضمن پاسخ گویی به سئوالات زیر وبررسی دلایل انحراف از مسیر انتظار، برای رفع موانع وپیش گیری از بروز آفات پیشنهاداتی ارائه می دهد: چه عواملی مانع تحقق انتظار می شود؟ آفات وآسیب های در کمین امر انتظار چیست؟
موانع تحقق انتظار
انتظار در مفهوم کلی، امری فطری وحالتی نفسانی است که با زندگی انسان عجین شده وبه معنای چشم به راه بودن برای کسی یا حادثه ای است. اما انتظار حضرت امام زمان (علیه السلام) که در این نوشتار منظور است، تنها طریقی برای رسیدن به مقصد نیست، بلکه خود انتظار موضوعیت دارد؛ چراکه حقیقت انتظار، اتصال به مولا ومحبوب است وآثار وبرکات سازنده آن در فکر واندیشه، گرایش ها ورفتارهای فردی واجتماعی نمایان می شود. اما گاه عواملی مانع از بهره مندی برخی افراد از موهبت انتظار وبرکات ناشی از آن می شوند. در این بخش به معرفی برخی از موانع تحقق انتظار فرج حضرت حجت (علیه السلام) در وجود انسان ها پرداخته می شود.
الف) استبعاد ذهنی ظهور
خداوند در آیات شریفه ای _ که در بخش پایانی دعای عهد نیز آمده است _ می فرماید:
﴿إِنَّهُمْ یرَوْنَهُ بَعِیداً ونراه قرِیباً؛ (معارج: ۶-۷)
زیرا آنان آن [عذاب یا به تعبیر وارده در دعای عهد، امر ظهور] را دور می‏بینند، و[ما] نزدیکش می‏بینیم.
اساس استبعادی که مطرح می شود از دو جنبه قابل طرح است: یکی غیرممکن بودن امر ظهور ودیگری وجود مردی از نسل حضرت زهرا (علیها السلام). در مورد ناممکن بودن ظهور، گفته می شود: چگونه با توجه به پیچیدگی ها وتعدد مشکلات ومسائل بشری در زندگی معاصر، بر تمام آن ها می توان فائق آمد؟ از طرفی چگونه ممکن است مردی با یارانی اندک آن هم از قشر مستضعف جامعه بتواند با اَبرقدرت های حاکم بر جوامع انسانی ودر حقیقت حاکم بر جهان به مبارزه بپردازد وبر آنان پیروز شود، در حالی که حاکمان ستمگر، به انواع سلاح های کشتار جمعی مجهز ودارای قدرت تخریبیِ فوق تصور هستند. از طرفی، بشر امروزی بیش از هر زمانی، از انسانیت خود غافل شده وراه سر به هوایی پیش گرفته ودر آشفتگی وتشویش فکری بسر می برد. ارائه نمونه های عینی از تاریخ انبیای پیشین وصدر اسلام پاسخ قانع کننده ای برای ناباوران نیست؛ چراکه آنان قدرت سلاح های امروزی را بیش تر باور دارند. نتیجه چنین طرز فکری عدم پذیرش امکان تحقق ظهور ودر نتیجه محرومیت از لذت انتظار است.
اما آیا انقلاب اسلامی ایران وپیروزی بزرگ مردی بدون سلاح در همین دوره از تاریخ نیز نمی تواند این ناباوری را تغییردهد؟ جامعه ای که بستر انقلاب اسلامی قرار گرفت، تحت تربیت وفرهنگ اسلام ناب نبود، اما در میان افراد آن جامعه افراد بسیاری بودند که فطرتشان به خواب ابدی نرفته بود وبا تلنگری بیدار شدند وندای امام را لبیک گفتند. پس همواره امکان تسلیم افراد در برابر امام ورهبری که انسان ها را به سوی فطرتشان فرا می خواند وجود دارد.
از طرفی تردیدهایی در مورد میزان عمر حضرت مهدی (علیه السلام) وسلامتی وزنده بودن ایشان مطرح شده ووجود ایشان وعمر طولانی آن حضرت از نظر عقلی وعلمی غیرممکن انگاشته می شود.
وقتی کسی نتواند موجود بودن موعود را بپذیرد ناگزیر نمی تواند منتظر او باشد. اما در حقیقت عقل وعلم منکر هیچ کدام از موارد مطرح شده نیست واین برداشت در حقیقت فروکاستن عقل وعلم به نازل ترین سطح علم یعنی علم حسی است. از طرفی باتوجه به این که انسان موجودی محدود است، علم وعقل او نیز محدودیت هایی دارد. اساساً کمال عقل وعلم در این است که محدودیت های خود را بشناسد. (تا بدان جا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم) عقل همیشه کلیات را می فهمد وتوان اثبات یا نفی آن را دارد وبس. اما اظهارنظر درباره مصادیق جزئی را بیرون از حیطه فعالیت خود می داند. (جوادی آملی،
۱۳۸۱: ج۱، ۴۰) از این رو در مورد مسئله ظهور نیز بحث امکان وضرورت تحقق حکومت جهانی عدالت گستر وحیات طیبه این جهانی را می توان از منظر عقل بررسی کرد. اما در مورد مصداق منجی بشریت یعنی حضرت مهدی (علیه السلام)، عقل فقط می تواند به صورت کلی راهنمای انسان باشد. عقل نه تنها منکر امکان تحقق امر مورد انتظار نیست بلکه وجوب آن را اثبات می کند. با توجه به این که خداوند حکیم است ونظام موجود هستی، نظام احسن است که توسط خالق حکیم به وجود آمده وجهان وتاریخ بشری دارای سیر تکاملی است. پس ضرورت دارد که تاریخ بشری به دوران حاکمیت عدالت، پایان بردگی، مساوات در ثروت، امنیت وآزادی، کمال علم وعقل منتهی شود. این که ظهور حضرت حجت (علیه السلام) را از «اشراط الساعة» می شناسند وویژگی قیامت ﴿وَامْتَازُوا الْیوْمَ أَیهَا الْمُجْرِمُونَ (یس: ۵۹) جدایی کامل حق از باطل است، شاید به همین دلیل باشد که کمال زندگی زمینی به جدا شدن جبهه حق از جبهه باطل است، تا دنیا شایستگی قیامتی شدن را پیدا کند. از طرفی چون نظام احسن عالی ترین جواب را به نیازهای انسان می دهد، نظام بشری بدون یک قطب برین انسانی امکان ندارد که بتواند به عالی ترین مراتب خود برسد، پس هیچ ستمی پایدار نخواهد بود. (طاهرزاده، ۱۳۸۶: ۱۵۱ و۱۵۲) به همین دلیل است که بیش تر انسان های آزاده جهان به ظهور منجی در آخرالزمان اعتقاد دارند وانتظار، امری فراگیر در میان امت هاست، هرچند که در مورد مصداق منجی با هم تفاوت دارند. پیروزی حزب الله بر اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه نشان دهنده امکان غلبه حق بر باطل است. اما در مورد طول عمر حضرت مهدی (علیه السلام) ونوع زندگی ایشان نیز دلیل علمی قاطعی برای نفی امکان حیات چندصدساله برای انسان وجود ندارد وموارد تاریخی مثل حضرت نوح (علیه السلام) نیز شاهدی بر این مدعاست. البته طرح مباحث ساده زیست شناختی وتاریخی در شأن امری بدین عظمت نیست وشاید نوعی تنزیل برای امر الهی ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) محسوب شود اما جهت تقریب به ذهن، چاره ای جز اشاره نبود.
ب) خو گرفتن به شرایط موجود
از موانع تحقق امر انتظار فرج حضرت مهدی (علیه السلام) مأنوس شدن افراطی با زندگی عادی وغرق شدن در روزمرگی هاست که باعث می شود انسان، جدا از نداشتن درک درست از کاستی ها ونواقص اوضاع موجود، خود را در شرایط مطلوب احساس کند ودنبال این باشد که مطابق برنامه ریزی هایش زندگی خود را پیش برد وبه آرمان های محدود خود دست یابد. نتیجه این تلقی از زندگی، علاقه به حفظ شرایط موجود است وچنین فردی تلاش می کند تا وضع موجود دست نخورد وسر وسامانی که به زندگی اش داده دست خوش هیچ تغییری نشود. در چنین شرایطی مهدویت وانتظار ظهور، اموری حاشیه ای، واژگانی بی روح وهم ردیف با واژه های دیگری باشد وهیچ گونه تأثیر تربیتی وسازنده در زندگی انسان نمی گذارد. در برخی از روایات به موضوع غفلت وتغافل گروهی از مردم از امر عظیم ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) اشاره شده است. در روایتی آمده است که در محضر امام صادق (علیه السلام) از حضرت قائم (علیه السلام) یاد شد، آن حضرت فرمود: إِنَّ الْقَائِمَ إِذَا قَامَ یقُولُ النَّاسُ أَنَّی ذَلِک وقَدْ بَلِیتْ عِظَامُهُ؛ (نعمانی،
۱۳۶۳: ۲۲۲)
بدانید که هرگاه او قیام کند، حتماً مردم می گویند: این چگونه ممکن است؟ درحالی که (چندین وچند سال است) استخوان های او نیز پوسیده شده است.
انتظار، ایمان به آینده است ولازمه اش انکار حال وتلاش برای تغییر شرایط موجود یا حد اقل آرزوی تغییر وضع موجود است. کسی که از شرایط فعلی خشنود وراضی است، چگونه می تواند منتظر باشد بلکه او بیش تر یک محافظه کار است (شریعتی،
۱۳۸۵: ۳۶) واز هر حادثه ای که وضع موجود را متحول کند بیمناک است وچگونه می تواند منتظر حادثه ای به عظمت ظهور باشد؛ چراکه با ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) وجهت برقراری حکومت جهانی آن حضرت، تمام سامان های امروزی دچار آشفتگی واز هم گسستگی می شود. پس غفلت وتغافل موجب عدم شناخت کاستی ها ونابسامانی ها ودر نهایت محرومیت از مواهب انتظار خواهد شد.
ج) تهدید منافع
تحقق ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)، امری است که منافع دو گروه را تهدید می کند. لذا تحقق انتظار برای آن ها غیرممکن است.
گروه اول، حاکمان واشراف وستمگرانی هستند که رونق زندگی آن ها در گرو بی بند وباری، فساد وظلم وبیداد است واز بردگی انسان های دیگر روز به روز به نان ونوای بیش تری می رسند وروشن است که ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) وقیام ایشان در برابر کج روی ها وبیدادگری هاست که مساوی با خواری وبه ذلت کشیده شدن متکبران ظالم وپیروزی صلح، عدالت وآزادی بر استکبار، استعباد، ظلم واختناق، برقراری مساوات کامل میان انسان ها در امر ثروت، منتفی شدن کامل مفاسد اخلاقی وجنگ ونفاق است. (طبسی،
۱۳۸۱: ۳۸۴) چگونه می توان توقع داشت جماعتی که رفاه وعیش ونوش زندگی آن ها در جهل واستثمار انسان هاست منتظر ظهور مردی باشند که عقول وخردهای انسانی را به کمال می رساند ودر نتیجه مانع پذیرش ظلم وستم می شود واز طرفی خود، تمام ستم کاران را به خاک مذلت می نشاند. پس ستمگران وزورگویان اساساً نمی خواهند ظهوری در کار باشد ونمی توانند منتظر ظهور حضرت حجت (علیه السلام) ونابودی خود باشند.
گروه دیگری که امر ظهور، منافع آنان را به خطر می اندازد روحانی نمایانی هستند که در حقیقت علوم دینی در رشد عقل وایمان آن ها تأثیری نگذاشته بلکه ابزاری در دست آنان جهت نیل به مطامع دنیوی بوده است. این گروه که امام راحل (علیه السلام) به حق، آنان را «آخوند درباری» نام نهادند در لباس دین ودین داری بزرگ ترین ضربه ها را به دین وارد نموده اند. آن ها اموال مردم را با عناوین دینی از قبیل خمس وزکات وخیرات دریافت می کنند وبه جای مصرف شرعی، به مصارف شخصی می رسانند یا برای حفظ موقعیت خود، از آن اموال برای تقویت حاکمان زر وزور استفاده می کنند وبا تفسیرهای غلط از انتظار، آن را به عامل انفعال ورخوت وسکوت وتسلیم تبدیل می کنند وبدین وسیله بهترین فرصت را برای حاکمان ستمگر فراهم می آورند وخود در کنار آن ها زندگی مسالمت آمیزی را اختیار می کنند. (شریعتی،
۱۳۸۵: ۲۰ - ۳۰) حتی در شرایط امروزی نیز روحانیان وعالمانی هستند که از پرداختن به موضوع مهدویت وتبیین اندیشه ها ومفاهیم مهدویت وانتظار خودداری می کنند؛ کسانی که سربازان امام زمان (علیه السلام) محسوب می شوند اما در جهت تبلیغ ایشان کاری نمی کنند وایشان را نمی خواهند. (عزیزی، ۱۳۸۳: ۹ - ۱۱) روشن است که چنین کسانی نمی توانند منتظران ظهور باشند؛ چراکه طولانی شدن دوران غیبت، تأمین کننده منافع مادی وآوازه وشهرت آنان است. مطلوب اینان غایب آل محمد (علیهم السلام) است، نه قائم آل محمد (علیهم السلام) (جوادی آملی، ۱۳۸۷: ۱۸۱) قرآن کریم در آیاتی، این گونه افراد را چنین انتقاد می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، بسیاری از دانشمندان یهود وراهبان، اموال مردم را به ناروا می خورند واز راه خدا بازمی دارند وکسانی که زر وسیم را گنجینه می کنند وآن را در راه خدا هزینه نمی کنند، ایشان را از عذابی دردناک خبر ده.» (توبه: ۳۴) این آیه خطاب به پیروان رسول خداست وبه راه ورسم ادیان پیشین اشاره دارد، اما در دوران غیبت نیز این چنین قصه هایی بسیار تکرار شده است.
د) شتاب زدگی
استعجال وشتاب زدگی برای ظهور، یکی دیگر از آسیب های انتظار است، در حالی که هیچ تأثیری در تعجیل امر ظهور ندارد. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
إِنَّمَا هَلَک النَّاسُ مِنِ اسْتِعْجَالِهِمْ لِهَذَا الْأَمْرِ إِنَّ اللهَ لَا یعْجَلُ لِعَجَلَةِ الْعِبَادِ إِنَّ لِهَذَا الْأَمْرِ غَایةً ینْتَهِی إِلَیهَا فَلَوْ قَدْ بَلَغُوهَا لَمْ یسْتَقْدِمُوا سَاعَةً ولَمْ یسْتَأْخِرُوا؛ (کلینی،
۱۳۶۵: ج۱، ۳۶۹)
شتاب مردم برای این کار، آن ها را هلاک ساخت. خداوند به جهت شتاب مردم، شتاب نمی کند. برای این امر مدتی است که باید پایان پذیرد. اگر پایانش فرا رسد، آن را ساعتی پیش وپس نیفکند.
بنابر فرمایش قرآن کریم عجول بودن از ویژگی های وجودی انسان است.
﴿خلِقَ الْإِنسَانُ منْ عَجَلٍ؛ (انبیاء: ۳۷)
انسان، عجول آفریده شده است.
البته واضح است که ویژگی های وجودی انسان با توجه به نوع استفاده از آن ها می تواند ممدوح یا مذموم باشد. از جمله شتاب های ممدوح، عبارات «حی علی الصلاة» و«حی علی الفلاح» و«حی علی خیرالعمل» است که مؤمنان، هر روز چندین بار به شتاب فرا خوانده می شوند واما شتاب وعجله مذموم، شتابی است که عمل پیش از موعد وموقع را به بار آورد.
گاه پیش می آید که انسان به دلیل عجله، شر وزیان خود را می طلبد، مثل اصراری که منکران قیامت ومخالفان انبیا در فرا رسیدن قیامت وعذاب الهی داشتند. قرآن در این باره می فرماید:
﴿وَیدْعُ الْإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَیرِ وکانَ الْإِنسَانُ عَجُولاً؛ (اسراء: ۱۱)
وانسان [همان گونه که] خیر را فرا می‏خواند، [پیشامد] بد را می‏خواند وانسان همواره شتابزده است.
حضرت علی (علیه السلام) نیز در باره پرهیز از شتاب زدگی هشدار می فرمایند:
مبادا هرگز در کاری که وقت آن فرا نرسیده، شتاب کنید یا در کاری که وقت آن رسیده، سستی ورزید! (شریف رضی،
۱۳۷۹: ۵۹۱)
در مورد امر ظهور حضرت حجت (علیه السلام) نیز عجله وشتاب زدگی، مذموم وناپسند شمرده شده است. شتاب زدگی در روایتی از امام صادق (علیه السلام)، عامل هلاک انسان معرفی شده است. عبد الرحمن بن کثیر گوید:
در محضر امام صادق (علیه السلام) بودم که مهزّم بر آن حضرت وارد شد وعرضه داشت: فدایت شوم خبر ده مرا از این امری که منتظرش هستیم، چه وقت خواهد بود؟ حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: «ای مهزم وقت گذاران دروغ گویند وعجله کنندگان هلاک گردند وتسلیم شدگان نجات یابند. (کلینی،
۱۳۶۵: ج۱، ۳۶۸)
شتاب در امر ظهور می تواند آسیب های متعددی به دنبال داشته باشد که به برخی از آن ها در زیر اشاره می شود:
پیروی از مدعیان دروغین ورفتن در دام خرافات وانحرافات؛
یأس از تحقق امر ظهور وتکذیب روایات مربوط به این امر؛
انکار وجود حضرت ولی عصر (علیه السلام)؛
اعتراض به تقدیر الهی وقرار گرفتن در زمره یاران ابلیس؛
تردید در عدل خدا ونفی حکمت طولانی شدن غیبت؛
تمسخر واستهزاء منتظران؛
تردید درباره تمام روایات اهل بیت (علیهم السلام).
با توجه به موارد فوق روشن می شود که چرا امام صادق (علیه السلام) عجله وشتاب را عامل هلاک انسان معرفی نموده اند وباید دقت شود که تسلیم مذکور در روایت، تسلیم در برابر امر واراده الهی است، نه پذیرش شرایط موجود وتسلیم در برابر حکومت های جائر. عبد الرحمن بن کثیر از حضرت امام صادق (علیه السلام) آورده که درباره آیه
﴿أَتَی‏ أَمْرُ اللهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ؛ (نحل: ۱) «امر خداوند آمد در آن شتاب نکنید» فرمود: «آن امر ماست. خدای امر فرموده که در آن عجله نشود تا این که سه لشکر، آن را تأیید کنند: فرشتگان ومؤمنان ورعب.» خروج او (حضرت قائم) همانند خروج حضرت رسول خدا خواهد بود. (موسوی اصفهانی، ۱۳۸۳: ج۲، ۲۴۰)
روشن است که اگر کسی راه را به درستی شناخته باشد می کوشد وظایف خود را در دوران غیبت بازشناسد وبه آن ها عمل کند ودر مسیر رضایت امام زمان (علیه السلام) وقرب الهی حرکت کند. در چنین شرایطی تقدم وتأخر ظهور، ضرری به فرد نمی رساند، هرچند هر مؤمن منتظری همواره باید آرزومند ظهور باشد اما تسلیم در برابر فرمان حق ضرورت دارد. در این صورت مطابق روایات، از فضایلی چون اجر جهاد در کنار رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وقرار گرفتن در زمره اهل بیت (علیهم السلام) برخوردار خواهد شد:
أَمَا إِنَّ الصَّابِرَ فِی غَیبَتِهِ عَلَی الْأَذَی والتَّکذِیبِ بمَنْزِلَةِ الْمجَاهِدِ بالسَّیفِ بَینَ یدَی رَسُولِ اللهِ؛ (صدوق،
۱۳۸۶: ج۱، ۳۱۷)
آن ها که در زمان غیبت او بر آزار وطعنه وتکذیب دشمنان صبر کردند، مانند کسانی هستند که در حضور رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) شمشیر زده اند.
أَنَّ مَنِ انْتَظَرَ أَمْرَنَا وصبَرَ علَی ما یرَی مِنَ الْأَذَی والْخَوْفِ هُوَ غَداً فِی زُمْرَتِنَا؛ (کلینی،
۱۳۶۵: ج۸، ۳۶)
کسی که منتظر امر ما باشد ودر این راه، بر آزار وترس ووحشت صبر کند، او فردا در جرگه ما خواهد بود.
ه) عافیت طلبی
در قرآن کریم، ضعف ویژگی نهفته در خلقت انسان معرفی شده است.
﴿یرِیدُ اللهُ أَن یخَفِّفَ عَنکمْ وخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِیفاً؛ (نساء: ۲۸)
خدا می‏خواهد تا بارتان را سَبُک گرداند؛ و[می‏داند که] انسان، ناتوان آفریده شده است.
ضعف انسان، ابعاد گوناگونی دارد، از جمله ضعف جسمی، ضعف عقلی وضعف اراده که نتیجه این ضعف ها به خصوص ضعف اراده، فرار از مسئولیت ها وتکالیف سنگین است. یکی از مواردی که برای تربیت باید در نظر داشت ضعف انسان است. در عصر غیبت تنها کسانی منتظر حقیقی آن حضرت هستند که در کنار زهد وپارسایی، در عرصه های علمی وعملی، اهل میدان جهاد وشهادتند وخویش را برای یاری وحمایت امامشان آماده کرده اند وآماده دفاع از مرز دین وحریم قرآن وعترتند. (جوادی آملی،
۱۳۸۷: ۱۸۱) پس انتظار در عین حال که امری لذت بخش وحیات آفرین است، رنج افزا وتعهدآور ومسئولیت آفرین نیز هست. بنابراین اگر کسی منتظر واقعی باشد باید بر ضعف های وجودی خود غلبه کند تا انتظار او واجد ویژگی های علمی وعملی انتظار باشد. چنین کسی نمی تواند در برابر شرایط حاکم بر زندگی انسان، سکوت اختیار کند ولذا به وضع موجود اعتراض می کند وبا کاستی ها ونابسامانی های آن به مبارزه برمی خیزد وچون منتظر قیام مصلحی است که تمام جهان را از پلیدی ها، شرک وظلم وستم می پیراید لازم است برای مهیا کردن زمینه ظهور، به اصلاح فردی واجتماعی اقدام کند. این امر صرف نظر از بسیاری از خوشی ها، راحتی ها ودلبستگی ها، نیازمند صرف زمان وتوان بسیار است. کسی که در پی چنین امر عظیمی است باید متحمل سختی ها وشداید بسیاری باشد. لذا بسیاری از افراد که چنین وسعت وقدرتی را در خود سراغ ندارند ترجیح می دهند در جریان زندگی عادی خود حرکت کنند وبه وادی انتظار پا ننهند. بنابراین، عافیت طلبی از موانع تحقق انتظار به شمار می آید. البته ضعف وجودی انسان امری ثابت وتغییرناپذیر نیست بلکه در سایه ایمان به خدا واتصال به مبدأ وجود ومعرفت ومودت به شخص امام زمان (علیه السلام)، تبدیل به قوت وقدرت می گردد وانسان به جایی می رسد که در جهت اطاعت از مولای خود فراتر از وسع وجودی خود عمل می کند. جابر جعفی به امام باقر (علیه السلام) عرض کرد؛ کی گشایش در کار شما خواهد بود؟ امام فرمود:
هیهات هیهات، گشایش در کارها رخ نمی دهد تا آن که شما غربال شوید، بار دیگر غربال شوید (واین جمله را سه بار فرمود) تا آن که خدای تعالی تیرگی را از شما زایل کند وشفافیت در شما به جای ماند. (صافی گلپایگانی،
۱۴۲۱: ۳۸۹)
کسانی که دنبال آسایش وعدم مواجهه با دشواری ها هستند در قلمرو انتظار پای نمی گذارند یا پای پس می کشند.
و) نگرش منفی به انتظار
شاید از موانع اساسی تحقق انتظار در وجود برخی افراد، نوع نگرش آنان به امر انتظار باشد. ذیلاً به برخی از این دیدگاه های منفی اشاره می شود:
یکم. دیدگاه دیالکتیکی: برخی تحولات تکامل تاریخی را از زاویه انقلاب اضداد به یکدیگر توجیه می کنند، یعنی تاریخ، جریانی دائم وارتباطی متقابل میان انسان وطبیعت، انسان واجتماع وصف آرایی وجدالی دایم میان گروه های در حال رشد انسانی وگروه های در حال زوال انسانی است که در نهایت امر، در جریانی تند وانقلابی به سود نیروهای در حال رشد پایان می یابد وسرانجام تکاپوی اضداد است که همواره هر حادثه به ضد خودش واو به ضدِّ ضد تبدیل می گردد وتکامل رخ می دهد. (مطهری،
۱۳۷۸: ۱۸ و۱۹) با چنین بینشی، فرد خود را محاط در طبیعت وتاریخ می داند وجبر تاریخ را بر زندگی خود محیط وحاکم قلمداد می کند ونقشی برای اراده انسانی قائل نمی شود ودر نتیجه انتظار در مفهوم واقعی آن برای چنین فردی نامأنوس وبی معنا خواهد بود.
در مقابل این دیدگاه، قرآن مجید همواره به نبردی پی گیر میان اهل حق واهل باطل اشاره می کند که از آغاز جهان برپا بوده که در این نبردها وستیزها گاهی اهل حق وگاهی اهل باطل پیروز بوده اند واین پیروزی ها وشکست ها بستگی به سلسله عوامل اجتماعی، اقتصادی واخلاقی داشته است. همواره سنت الهی جاری بوده وتعیین کننده ترین عامل حرکت تاریخ از دیدگاه قرآن، اراده انسان وجامعه انسانی در تعیین مسیر زندگی بوده است.
دوم. انتظار، بازتاب شکست ها: گروهی انتظار را مسئله ای روانی ناشی از محرومیت قشرهای محروم جامعه وتاریخ تفسیر می کنند؛ نوعی خیال بافی یا نوعی گریز از دامن واقعیت به آغوش تخیل. (آصفی،
۱۳۸۱: ۹۶) این دسته انتظار را ویژه افرادی می دانند که همواره مظلوم واقع شده اند وبه دنبال حق خود هستند اما چون مغلوب مانده اند وخود را سر خورده احساس می کنند برای تسکین دل خویش وبرای فرار از واقعیت موجود، خود را با توهم وجود منجی وظهور او در آینده ای نزدیک سرگرم وامیدوار می نمایند. کسانی که انتظار را بازتاب محرومیت های طبقه شکست خورده می دانند ومحرومیت های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی یا سیاسی وعقده های روانی را تنها خاستگاه انتظار می دانند همان کسانی هستند که دین را افیون ملت ها وعامل تخدیر انسان ها می دانند.
با توجه به این که انتظار، امری فطری وفراگیر است وهمه انسان ها دوست دار عدالت وآزادی وکمال وپیشرفت هستند، با دلایل عقلی ونقلی، ضرورت حکومت صالحان وکمال زندگی زمینی اثبات می شود. لذا می توان گفت انتظار نه تنها ناشی از شکست وسرخوردگی افراد ونوعی تخدیر نیست، بلکه انتظار حقیقی، آثار روانی مثبت متعددی نیز دارد.
سوم. وارداتی بودن انتظار: گروه دیگری معتقدند که انتظار در دین اسلام جایگاهی ندارد وامری وارداتی است که از ادیان ومکاتب دیگر از جمله دین یهود که پیروان آن، سالیان دراز منتظر مسیح ومنجی موعود بوده اند، وارد دین اسلام ومذهب تشیع شده است.
با ملاحظه روایات فراوانی که از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) وائمه اطهار (علیهم السلام) در باره فضیلت وضرورت انتظار وارد شده وآیاتی از قرآن مبین که حاکمیت صالحان را نوید داده اند، روشن می شود که انتظار، از فرهنگ اصیل اسلامی وبه خصوص تشیع سرچشمه گرفته ومنجی، مصداق معینی دارد وهیچ توجیهی برای وارداتی بودن آن نمی توان یافت.
ز) عدم رشد فکری
شناخت وآگاهی، اساسی ترین رکن انتظار است؛ چراکه تنها کسانی که به بلوغ فکری رسیده باشند قدرت درک کاستی های شرایط موجود را دارند ومتوجه ضرورت وجود زندگی شایسته برای انسان وجامعه انسانی هستند. از طرفی برای باور به وجود منجی ومصداق روشن آن، حضرت مهدی (علیه السلام)، لازم است که انسان از سطح ادراکات حسی فراتر برود تا قابلیت درک امور معنوی را در خود ایجاد کند. ضعف معرفتی به امام را می توان معلول امور ذیل دانست:
_ نداشتن تصوری روشن از موضوع مهدویت واستدلال روشن برای عقیده خود؛
_ انتظار یافتن دلایل حسی برای همه مطالب عقلی؛
_ سستی برخی از استدلالات یا عدم تناسب آن با شرایط سنی مخاطب؛
_ شبهه پراکنی های پیاپی وضعف پاسخ های ارائه شده. (حکیم،
۱۳۸۱: ۳۲۰)


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

امام كاظم عليه ‏السلام : إنَّ لِلّهِ عِبادا فِي الأرضِ يَسعَونَ في حَوائجِ النّاسِ هُمُ الآمِنونَ يَومَ القِيامَةِ

خداوند در زمين بندگانى دارد كه براى برآوردن نيازهاى مردم مى‏كوشند؛ اينان ايمنى يافتگان روز قيامت‏ اند .

کافى : جلد ۲ ، صفحه ۱۹۷