Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 31359
تاریخ انتشار : 20 مرداد 1392 18:10
تعداد بازدید : 2046

نیت اخـلاقی (از دیدگاه کانت و اسلام)

یکی از مسائلی که مکاتب اخلاقی به ندرت به آن پرداخته اند مسأله ی «نیت» است. از جمله مکاتبی که این مسأله را مورد توجه قرار داده اند مکتب اخلاقی کانت و مکتب اسلام است.
هریک از این مکاتب با دیدگاهي خاصی به این موضوع توجه کرده اند و تعریفي ویژه از نیت ارائه داده اند، که این امر تأثیري شگرف درگستره ی فعل اخلاقی دارد.
«کانت» نیت فعل اخلاقی را به نیت انجام تکلیف و ادای وظیفه منحصر کرده است. این نگاه دایره ی فعل اخلاقی را بسیار محدود می کند؛ و از آنجا که مکتب او انگیزه ای جز ادای تکلیف را اخلاقی نمی داند، نمی تواند در افراد محرکي فعال و مؤثر برای انجام کار اخلاقی ایجاد کند.
در مقابل، اسلام با در نظر گرفتن قصد تقرب به خدا که عنوانی جامع و فراگیر برای فعل اخلاقی است سایر انگیزه های خیر از جمله: کمک به دیگران، رسیدن به کمال، ترس از عقاب و ... را هم در بر مي گيرد. زمینه ای گسترده برای انجام فعل اخلاقی فراهم کرده است که افراد مختلف با کنش ها و انگیزه های متفاوت را در بر مي گيرد؛ لذا می توان گفت اسلام به موضوع نيت نگاه فراگیر و جامع تری دارد. این تفاوت ناشی از مبانی و اصولی است که این مکاتب برای اخلاق قائل هستند

نکته ؛ از آنجا که یکی از رسالتهای این سایت اطلاع رسانی و تنوع محتوایی برای کاربران محترم است لذا از نویسندگان محترم دیگر با ذکر نام و مشخصات مقالاتی درج می گردد. لذا نویسنده محترم مقاله ذیل خانم سیده زهرا موسوی کارشناسی ارشد تفسیر و علوم قرآنی از جامعة الزهرامیباشند و این مقاله در فصلنامه­ی علمی ـ ترويجي اخلاق سال اول شماره 4 زمستان 1390 به چاپ رسیده است.                                    

نیت اخـلاقی (از دیدگاه کانت و اسلام)

چکیده

یکی از مسائلی که مکاتب اخلاقی به ندرت به آن پرداخته­اند مسأله­ی «نیت» است. از جمله مکاتبی که این مسأله را مورد توجه قرار داده‌اند مکتب اخلاقی کانت و مکتب اسلام است.

هریک از این مکاتب با دیدگاهي خاصی به این موضوع توجه کرده‌اند و تعریفي ویژه­ از نیت ارائه داده‌اند، که این امر تأثیري شگرف درگستره­ی فعل اخلاقی دارد.

«کانت» نیت فعل اخلاقی را به نیت انجام تکلیف و ادای وظیفه منحصر کرده است. این نگاه دایره­ی فعل اخلاقی را بسیار محدود می‌کند؛ و از آنجا که مکتب او انگیزه‌ای جز ادای تکلیف را اخلاقی نمی‌داند، نمی‌تواند در افراد محرکي فعال و مؤثر برای انجام کار اخلاقی ایجاد کند.

در مقابل، اسلام با در نظر گرفتن قصد تقرب به خدا  که عنوانی جامع و فراگیر برای فعل اخلاقی است سایر انگیزه‌های خیر از جمله: کمک به دیگران، رسیدن به کمال، ‌ترس از عقاب و ... را هم در بر مي‌گيرد. زمینه‌ای گسترده برای انجام فعل اخلاقی فراهم کرده است که افراد مختلف با  کنش­ها و انگیزه­های متفاوت را در بر مي‌گيرد؛ لذا می‌توان گفت اسلام به موضوع نيت نگاه فراگیر و جامع­تری دارد. این تفاوت ناشی از مبانی و اصولی است که این مکاتب برای اخلاق قائل هستند.

واژه‌هاي كليدي

نیت، نیت اخلاقی، اراده، انگیزه، کانت، اسلام.

 

مقدّمه

نیت به معنای کشش و توجه نفس به هدف نهایی در انجام یک فعل، از جمله مسائلی است که در دو مکتب اخلاقی کانت و اسلام مورد توجه قرار گرفته است.

موضوع نیت در متون مربوط به فلسفه‌ی اخلاق و مکتب اخلاقی کانت از جمله موضوعاتی است که همواره جایگاهي ویژه­ را به خود اختصاص داده است. از منظر اسلامی نیز در اکثر کتاب­های اخلاقی، عرفانی و حتی فقهی، موضوع نیت و مراتب و انواع آن بحث و بررسی شده است.

البته باید به این نکته‌ي اساسی توجه داشت که نیت در هر دو دیدگاه به یک معني نیامده، بلکه در هرکدام از این مکاتب، نیت با نگاهي ویژه مورد توجه بوده و از نظر معني‌شناسي بررسي شده‌است.

صاحب‌نظران تاکنون این دو مکتب را از ابعاد مختلف بررسی كرده‌اند، كه گاه موضوعاتي هم به صورت تطبيقي بررسي شده است، اما تا آنجا که نگارنده در این مجال کاویده است، «نیت اخلاقی» از دیدگاه کانت و اسلام به صورت اختصاصی بررسی نشده است؛ لذا این نوشتار به دنبال كاوش در که این موضوع را مورد کاوش قرار دهد. برای این مهم ابتدا معنای نیت و مفاهیم مرتبط با آن بررسی مي‌شود و سپس دیدگاه کانت درباره­ی نیت بیان خواهد شد و پس از آن دیدگاه اسلام در مورد نیت ارائه می­شود. در ادامه نقاط تشابه و تمایز در این دو مکتب برجسته خواهدشد. در پایان نیز به قضاوت و نتیجه­گیری در این باره خواهیم نشست.

 

الف) مفهوم‌شناسی

قبل از ورود به بحث نیت اخلاقی، لازم است درباره‌ي برخی واژه‌های مرتبط با موضوع این نوشتار توضيح داده شود.

1. نیت

در زبان فارسی نیت را به اراده، عزم و قصد وآنچه از قصد که به دل گیرند معني کرده‌اند؛[1] و در اصطلاح نیز چنین آورده‌اند: نیت عبارت است از قصد و اراده‌ای که انسان را به کاری تحریک کند. از محقق طوسی 1 نقل شده است که نیت، قصد انجام دادن فعل و واسطه‌ی بین علم و عمل است؛ زیرا تا چیزی دانسته نشود، ممکن نیست قصد شود.[2]

در تعریف دیگر، نیت را به دو معني آورده‌اند و آنها را مکمل یکدیگر و در امتداد هم می‌دانند. آن دو معني چنین‌اند: الف: نیت به معنای قصد تحقق بخش عنوان عمل؛ ب: به معنی انگیزه و داعی بر عمل.

در توضیح معنای اول می‌توان گفت: اگر فردی حرکاتی را انجام دهد؛ مانند: ادای احترام یا انجام عمل عبادی، ولی قصد او از انجام این حرکات صرفاً نمایش باشد و نه ادای احترام و عبادت، در این صورت عمل او به معنای واقعیِ ادای احترام یا عبادت شکل نگرفته است. 

در معنای دوم، آنچه مورد توجه قرار گرفته عاملی است که فرد را وادار به انجام کار کرده است. مثلاً برای دستگیری از یک نیازمند ممکن است انگیزه‌های مختلفی مانند جلب توجه دیگران ارضای عواطف انسانی و ... وجود داشته باشد. دراین باره، آنچه موجب حرکت و عمل فرد برای کمک شده است نیت فعل محسوب می‌شود. در واقع این دو معنا در کنار هم نیت فعل را شکل می‌دهند.[3]

برای روشن شدن معنای نیت، تقسیم دیگری را نيز مطرح مي‌كنيم:

در این تقسیم نیت به نیت متزلزل و ثابت تقسیم می­شود نیت متزلزل نیتی است که در اثر طغیان غرایز و هوس­های آنی پدید می‌آید، در نتیجه پایگاهي محکم و استوار ندارد و در برابر سایر انگیزه‌ها و عوامل مؤثرتر رنگ می‌بازد. در مقابل، نیت ثابت است که منشأ آن اعتقادات و روحیات انسانی است این نوع نیت نشانه‌هایی از درون انسان را به نمایش می‌گذارد و سبب بروز و ظهور شخصیت پنهانی انسان و منشأ حرکت و عمل است.[4]

براساس تعاریف و تقسیم‌هایی که از نیت بیان شد، می‌توان چنین تعریفی از نیت ارایه کرد: «نیت به معنای انگیزه‌ی عمل و تحقق بخش عنوان عمل است كه نشانه‌هایی از شخصیت پنهانی انسان را آشکار می‌سازد».

2. انگیزه و انگیزش

انگیزه در زبان فارسی به معنای «سبب و باعث چیزها»، «موجب و علت» است. انگیزش نیز به معنای «تحریک و ترغیب» آمده است.[5]

انگیزش چرایی رفتار را تبیین می‌کند و انگیزه چیزی است که به رفتار نیرو می‌بخشد و به آن جهت می‌دهد.[6] انگیزه در زبان انگلیسی با لغت Motive و انگیزش با لغت Motivation مشخص شده است. انگیزش در زبان انگلیسی از Metion مشتق شده است که به معنای تحریک است.

روان‌شناسان نیز در این زمینه به نکاتی اشاره کرده­اند. از جمله این‌که معتقدند انگیزه و انگیزش غالباً به صورت مترادف به کار می‌روند، با این حال می‌توان انگیزه را دقیق­تر از انگیزش دانست، به این معني که انگیزش را عامل کلی مولد رفتار و انگیزه را علت اختصاصی یک رفتار خاص به حساب آورد.[7]

همچنین انگیزش را فرایندی درونی می‌دانند که رفتار را بر می‌انگیزد، راهنمایی می‌کند و حالت برانگیختگی را تا رسیدن به هدف استمرار می‌بخشد. این فرایند شامل دو عنصر اساسی است:

الف. عنصر درونی که شخص را به سوی عمل می‌کشاند.

ب. عنصر هدف که به عنوان پایان حالت انگیزش است.[8]

درباره‌ي علت انگیزش نیز می‌توان گفت: علت انگیزش و برانگیختگی یا امري درونی است؛ مثل: اعتقادات و گرایش­های فرد، و یا منشأ بیرونی دارد و توسط پیامدهای بیرونی و مصنوعی کنترل می‌شود؛ مانند: جایزه و تنبیه.[9]

به‌طورکلی انگیزه­ها نیروهای محرکی هستند که عامل حرکت انسان به سوی اهداف مورد نظر مي‌شوند، در او شادابی و نشاط و جنبش ایجاد می‌کنند و سبب بروز و ظهور رفتار می‌شوند. از این‌رو وظایفی مهم را در وجود انسان بر عهده دارند. او را برای برآورده کردن نیازهای اصلی زندگی و پویایی به تلاش و تکاپو وادار می‌کنند و اسباب هماهنگی و سازگاریش را با محیط فراهم می‌آورند. همچنین انگیزش رفتار انسان را به سویی هدایت می‌کند که به کسب لذت یا دفع حالت نامطلوب - چه مادی و چه معنوی - منتهي شود.

3. اراده

معنای لغوی «اراده» خواستن، میل، قصد، آهنگ است.[10] برای معنای اصطلاحی آن نیز دو معني بیان شده است:

الف. به معنای خواستن و دوست داشتن چیزی؛

ب) به معنای تصمیم گرفتن برای انجام کاری.

معنای اول یکی از خصوصیات روان و قلب است که مقابل آن دوست نداشتن و نخواستن است. اراده به معنای تصمیم گرفتن بر انجام کار نیز از افعال قلبی انسان است که در پی خواست درونی به وجود می‌آید (در واقع این دو معنا در کنار هم عمل می‌کنند) و نقطه‌ی مقابل آن را با اندکی تسامح، تردید و دودلی را می‌توان برشمرد. در نتیجه، اراده در مواردی به کار می‌رود که انسان براساس آگاهی، کاری را انجام دهد؛ زیرا بدون آگاهی و توجه به چیزی ممکن نیست به آن علاقه­مند شد و به دنبال تحقق آن بود.[11]

در حقیقت انسان همیشه تحت تأثیر نیروهای مختلفی از جمله غرایز، عواطف، نیازها و خواسته‌ها قرار دارد، اما مي‌تواند خواسته‌ای را بر سایر خواسته‌ها ترجيح دهد این توانایی همان اراده است که به واسطه­ی آن انسان خواسته‌های خود را تعیین می‌کند و از این‌که مقهور نیروها و قوایی بشود که او را احاطه کرده‌اند مصون می‌ماند. با کمک این توانایی، انسان کاری را از روی اختیار انتخاب مي‌كند و انجام می دهد و از کار دیگری چشم‌پوشی کرده، آن را انجام نمی­دهد.

تفاوت میل و اراده

مطلبی که لازم است به آن اشاره شود مسأله‌ي میل و تفاوت آن با اراده است. میل و اراده به یک معني نیستند، ولی اراده را بدون در نظر گرفتن میل نمی‌توان تصور کرد.

«میل در انسان یک نوع کشش به سوی یک شیء خارجی است. وقتی انسان نیازی در درون خود احساس کند و در خارج نیز پاسخ آن را ببیند، در وجود خود نیرویی احساس می‌کند که او را به سوی آن پاسخ می‌کشاند. در واقع، میل رابطه‌ی میان انسان و عامل خارجی است، ولی اراده – همان‌طور که اشاره شد- یک امر درونی و رابطه‌ای بین انسان و عالم درون است. اراده زمانی است که انسان اندیشه و محاسبه می‌کند و از میان میل­ها یک میل را انتخاب می‌کند.»[12]

با توجه به مطالبی که گذشت می‌توان دریافت که هرگاه پای اراده در میان است نمی‌شود از عقل سخن نگفت؛ زیرا برای ظهور و بروز اراده، میل‌ها مورد بازشناسی و نقد و بررسی قرار می­گیرند (که این امور از وظایف عقل است) و در نهایت منجر به تصویب و ترجیح یکی از میان همه می‌شود.

4. رابطه­ی نیت و انگیزه

بعد از بررسی معنای نیت و انگیزه، لازم است به رابطه‌ي ميان اين دو پرداخته شود.

با توجه به مباحثی که ذیل عناوین نیت و انگیزه گذشت، می‌توان به این نتیجه دست یافت که نیت همان انگیزه است، با اين تفاوت كه هریک از این دو مفهوم در حوزه‌ای از علوم بیشتر مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ مثلاً نیت در مباحث اخلاقی بیشتر مطرح شده است و از آن به عنوان «کشش و توجه شدید نسبت به غایت و هدف نهایی در انجام یک فعل» نام برده شده است؛ و البته برداشتی که از نیت می‌شود، همان بُعد درونی و معنوی آن است، اما انگیزه بیشتر در مباحث روان‌شناسی مطرح شده و از تأثير آن در کلیه­ی رفتارهای آدمی- چه رفتارهای زیستی مثل خوردن و خوابیدن ... و چه سایر رفتارها که بیشتر جنبه­ی عاطفی و معنوی دارند – سخن رفته است. به عنوان نمونه، انگیزش را به نیروی ایجاد کننده، نگهدارنده و هدایت کننده­ی رفتار اطلاق می‌کنند؛ و انگیزه به نیاز یا خواست ویژه‌ای که انگیزش را موجب می‌شود تعریف شده است.

در این نوشتار نقطه­ی تلاقی این دو مفهوم مورد نظر ماست که با صرف‌نظر از بعضی دقت نظر‌های تخصصی، روان‌شناختي و فقهی، می‌توان انگیزه و نیت را به یک معني گرفت (نیت همان انگیزه و داعی انجام فعل است).

5. رابطه­ی نیت با اراده و عمل

برخی نیت را چنین تعریف کرده‌اند: نیت اراده­ی ایجاد فعل است.[13] و بر این اساس رابطه­ی نیت و اراده را می‌توان چنین تفسیر کرد: نیت همان میل و خواسته‌ای است که انسان از میان میل­ها و خواسته‌های درونی برگزیده است و با عنصر اراده این انتخاب را نهایی کرده و به آن فعلیت بخشیده است. نیت مقدّمه و علت اصلی حرکت اراده است.

در خصوص رابطه­ی نیت و عمل نیز می‌توان گفت که نیت مولد عمل است و بدون نیت عملی از انسان سر نمی‌‌زند. در واقع، نیت جانِ عمل است. نتیجه­ی شکل گرفتن نیت و اراده عملی است که در خارج صورت می‌پذیرد.

نیت را می‌توان بعد درونی یک فعل دانست؛ به این صورت که انگیزه­ی انجام فعل سبب می­شود فرد تمام توان خود را به کار نبرد؛ در نتیجه امری تحقق می­یابد که کیفیت و کمیت و شکل و خصوصیات مکانی و زمانی آن تابع انگیزه باشد.

ب) بررسی نیت اخلاقی از دیدگاه کانت و اسلام

انسان­ها در زندگی خود برخی کارها را انجام می‌دهند، ولی به دنبال جلب سود و یا دفع ضرر نیستند، بلکه فقط به خاطر اخلاق و ارزش­های اخلاقی به انجام آن اقدام می‌کنند. این امر از جمله امور معنوی مختص انسان است، البته برخی از این افعال از نظر ظاهر هیچ تفاوتی با ديگر افعال ندارند و تنها وجه تمایز آنها، نیت این افعال است. آنچه در اینجا به آن پرداخته می‌شود بررسی این مطلب است که از دیدگاه کانت و اسلام چه نیتی سبب می‌شود که کار ارزش اخلاقی پیدا کرده، فعل اخلاقی محسوب شود؟ یا به دیگر عبارت، نقش نیت در توصیف فعل به اخلاقی بودن، از منظر کانت و اسلام چیست؟

ابتدا دیدگاه کانت و در ادامه دیدگاه اسلام بررسی مي‌شود.

1.  دیدگاه کانت

برای روشن شدن دیدگاه کانت، ابتدا معنای نیت و اراده‌ي خیر بررسی مي‌شود؛ و در پایان معنای تکلیف و رابطه­ی آن با نیت، قوانین و اصول اخلاقی را بيان مي‌نماييم.

نیت

«نیت فعل اخلاقی» در نظریه­ی کانت جایگاهي ویژه‌ دارد. می‌توان گفت کانت از جمله معدود صاحبان مکاتب اخلاقی است که به لایه‌ا­ی دیگر از فعل اخلاقی پرداخته؛ و آن «نیت فعل اخلاقی» است.

از نظر کانت نیت نقشی بنیادین در مطابقت فعل با فعل اخلاقی و توصیف آن به اخلاقی بودن دارد و هیچ فعلی را به صرف این‌که آن فعل در شمار افعال اخلاقی قرار می­گیرد نمی­توان اخلاقی دانست، بلکه شرط اصلی و مطلب مهم، نیت است. او معتقد است کاری دارای ارزش اخلاقی است که علاوه بر ظاهر اخلاقی، از جهت نیت هم شرایطي خاص داشته و به این صورت باشد که فقط به نیت ادای تکلیف عقلانی و قانون وجدان انجام شود.

اگر کاری مطابق با وظیفه باشد، ولی فاعل آن نیتی غیر از ادای تکلیف داشته باشد، از حیطه­ی کار اخلاقی خارج شده و فاقد ارزش اخلاقی است.

از دیدگاه این مکتب هیچ‌گونه نیتی غیر از نیت ادای تکلیف برای فعل اخلاقی قابل قبول نیست و انگیزه‌های دیگر هرچه باشد ­- عواطف انسانی، خدمات اجتماعی، رسيدن به پاداش، ترس از مجازات و حتی بهره‌مندی از کمال - مانع می‌شود که کار وجهه­ی اخلاقی داشته باشد.کانت در خصوص این‌که پاداش و مجازات نباید انگیزه­ی کار اخلاقی باشد چنین می‌گوید:

«نه مجازات و نه پاداش هیچ‌کدام نباید به عنوان زمینه­ی تحریک عملكردهای ما تلقی شوند. در این صورت (اگر مجازات و پاداش انگیزه‌ی فعل شود) موجب بروز صفت نوکری و بردگی در انسان می‌شود. محرک رفتار ما فقط باید محرک اخلاقی باشد. پاداش دادن نباید علت اقدام به عمل خیر باشد. ذهن باید ابتدا به خصلت اخلاقی بودن عادت کند، پیش از آن‌که توسط پاداش و مجازات تحریک شده باشد. پاداش و مجازات فقط می‌تواند به طور غیر مستقیم در تربیت اخلاقی به کار رود.»[14]

کتاب­هایی که درباره­ی دیدگاه کانت بحث کرده‌اند، از نیتی که مد نظر اوست با تعابیری همچون: وجدان، حکم عقل، تکلیف و وظیفه­ی عقلانی یاد کرده‌اند که همه از یک چیز حکایت می‌کند: فاعلْ فعل را فقط به عنوان این‌که وظیفه و تکلیف اوست و وجداناً آن را به عنوان وظیفه می‌داند و عقل نیز به آن حکم می‌کند، انجام دهد.

با توجه به این مطالب، نیتْ بخش اعظم کار اخلاقی را شامل می‌شود؛ یعنی: آنچه موجب انجام کار و انگیزه­ و اراده­ی فرد می‌شود باید اخلاقی و مطابق با ادای تکلیف باشد؛ در این صورت است که آن فعل به صفت اخلاقی بودن توصیف می­شود، ولی اگر همان فعل به انگیزه­‌ای دیگر انجام شود، نمی­توان بر آن نام  فعل اخلاقی نهاد.

اراده­ی خیر

در بحث اراده گفته شد که منظور از اراده تصمیم بر انجام کار است. کانت نیز منظور از اراده­ی خیر را چنین بیان می‌کند: منظور از اراده­ی خیر اراده­ی انجام وظیفه و تکلیف است؛ و تصریح می‌کند که اراده‌ای که برای انجام تکلیف عمل می‌کند اراده­ی خیر است.[15]

کانت برای این‌که ماهیت اراده­ی خیر را روشن کند، انگیزه­ی اعمال را مورد بحث قرار می‌دهد و سه انگیزه را برمی‌شمارد:

الف) افعالی که به جهت نفع و مصلحت شخص صادر می‌شوند؛

ب) افعالی که از سر تمایل بی‌واسطه انجام می‌شوند (منظور کارهایی است که میل و لذت فاعل، سبب انجام آن می‌شود)؛

ج) افعالی که به خاطر تکلیف انجام می‌شوند.

همچنین کانت سه معني برای خیر بیان می‌کند:

الف) خیر به عنوان وسیله؛

ب) خیر برای من یا خیر من؛

ج) خیر اخلاقی.

با توجه به تعاریف‌هاي کانت ازخیر و اراده­ی خیر می‌توان نتیجه ‌گرفت: اراده­ی خیر که انگیزه­ی کار اخلاقی است و از نظر او سبب اخلاقی شدن فعل می‌شود، اراده‌ای است که با انگیزه­ی انجام تکلیف شکل می­گیرد (در هر دو تقسیم، قسم سوم مورد توجه است؛ یعنی افعالی که به خاطر تکلیف و خیر اخلاقی انجام می‌شوند).

در توضیح خیر بودن و اراده­ی خیر از دیدگاه کانت چنین آمده است: «اراده­ی نیک و خیر، بدون قید و شرط، خیر است و تنها این اراده در جهان، بدون قید و شرط خیر است و سایر خیرها مشروط هستند؛ یعنی: اگر اراده­ی خیر آنها را همراهی ‌کند خیر می‌شوند، و اگر اراده­ی خیر در کنار آنها نباشد خیر تلقی نخواهند ‌شد، ولی اراده­ی نیک همه جا و همه وقت نیک است، همچنین خیریّت اراده­ی خیر به خاطر نتیجه‌ی آن نیست بلکه فی‌نفسه است»؛[16] زیرا ممکن است فردی با انگیزه‌ای بد کاری را انجام دهد و ناخواسته کار خوبی باشد. این نتیجه­ی ناخواسته سبب نمی‌شود انگیزه­ی آن فرد هم خوب شود. در نتیجه، کار خوب کاری است که با اراده­ی خیر انجام شود، اگرچه نتیجه­ی آن خوب نباشد؛ و کار بد کاری است که با نیت خیر انجام نشود، هرچند نتیجه‌‌ای خوب داشته باشد.

کانت معتقد بود خیر و شر با عقلْ درک و مشخص می‌شود، نه با احساس لذت و الم که امري شخصی است. اگر تشخیص خیر و شر امري شخصی و تجربه­ی فردی باشد، نمی‌توان از آن ملاکي کلی برای همه­ی آدمیان به دست آورد؛ زیرا خیر باید به گونه‌ای باشد که هر انسان عاقلی آن را قبول داشته و شر نیز برای او ناپسند باشد. [17]

در ابتدای بحث اشاره شد که کانت برای روشن شدن معنای اراده­ی خیر از مفهوم تکلیف و وظیفه کمک می‌گیرد؛ لذا لازم است تکلیف از دیدگاه کانت و رابطه­ی آن با نیت بازشناسی شود.

 

تکلیف و رابطه­ی آن با نیت، قوانین و اصول اخلاقی

کانت معانی متفاوت ولی به هم مرتبطی از تکلیف ارایه می‌دهد که عبارتند از:

الف. تکلیف چیزی غیر از محدودیت اراده و ایجاب و الزام قانونیِ کلی نیست؛

ب: کانت همه­ی اعمال و غایاتی را که امر مطلق[18] فرمان می‌دهد تکلیف می‌نامد؛

ج: تکلیف، تنها محرک عمل اخلاقی است؛ و عبارت است از ضرورت عمل کردن از سر احترام به قانون، بدون توجه به چیز دیگر.

با توجه به ارتباط عمیق این سه معنی می­توان گفت: تکلیف (به معنای اول) یعنی فرمان اخلاقی کلی این است که تکلیف را (به معنای دوم) از سر انگیزه­ی تکلیف (به معنای سوم) انجام دهد.[19] آن‌چنان­­که از تعریف فوق برمی‌آید، اگر کاری بخواهد اخلاقی باشد، باید نیت آن، عمل کردن به تکلیف باشد؛ از این‌رو این دو در کنار هم مکمل فعل اخلاقی هستند؛ یعنی یک طرفْ نیت است، و چنان‌چه نیت فرد مطابق با نیت فعل اخلاقی نباشد، کارْ ارزشمندی خود را از دست می‌دهد. طرف دیگر تکلیف است؛ یعنی: باید بداند چه تکلیفی بر عهده­ی اوست تا نیت خود را مطابق با آن تنظیم کند. در نتیجه، کار اخلاقی نیاز به زیربنایی دارد كه آن نیت ادای تکلیف است. در واقع می‌توان گفت: ماهیت احکام اخلاقی از دیدگاه کانت این‌گونه است که «او به دنبال کشف ضابطه‌ای است تا به واسطه­ی آن حکم اخلاقی را از احکام دیگر جدا سازد. از این رو مسأله­ی حسن نیت و اراده­ی خیر را مطرح می‌کند که منشأ عقلانی دارد. او می‌گوید که این مهم به کمک عقل به دست می‌آید. به این صورت که شخص، به واسطه­ی عقل، خود را مکلف می‌یابد و سپس به دنبال ادای تکلیف می‌رود؛ و اراده­ی خیر همان عزم و اهتمام نسبت به ادای تکلیف است؛ و معنای تکلیف با عنصر اطاعت روشن می‌شود؛ به این شکل که ماهیت واقعی تکلیف زمانی محقق می‌شود که شخص به واسطه­ی اطاعت محض از عقل، خود را از قید تمایل، که همیشه با تکلیف در تعارض است، آزاد کند. اطاعت از عقل نیز اطاعت از قانونی است که عقل به صورت مطلق، به آن حکم می‌کند. در نهایت، تکلیفْ مطیع قانون بودن و احترام به قانون گذاشتن است.»[20]

کانت معتقد است عملی که با انگیزه­ی ادای تکلیف صورت می‌گیرد، عملی است که از احترام به قانون ناشی می‌شود. از نظر او رابطه­ی نیت و قوانین اخلاقی رابطه‌ا­ی تنگاتنگ و ناگسستنی است که اگر عملی بخواهد اخلاقی باشد؛ باید نیت آن ادای تکلیف باشد؛ و تکلیف نیز احترام به قانون است. در نتیجه، رفتارهایی که از سر احترام به قانون و با نیت و انگیزه­ی احترام به قانون انجام شود اخلاقی و دارای ارزش اخلاقی است. از این‌رو می­توان گفت: نیت، تکلیف و احترام به قانون در دیدگاه کانت حلقه‌های زنجیری هستند که انسان را به عمل اخلاقی می‌رسانند.

احترام به قانون از نکته‌های اساسی است که کانت بر آن تأکید دارد. در توضیح این نکته می‌توان گفت: «احساس احترام نسبت به چیزی ناشی از تمایل و عدم تمایل به آن نیست، بلکه ناشی از حس بسیطی است که منشأ تجربی ندارد و مفهوم محض است و به صورت ما تَقَدم شناخته می‌شود و به واسطه­ی آن، حس تعالی و تفوق به انسان دست می‌دهد. این حس نیز منحصر به انسان است»؛[21] بنابراین، دیدگاه کانت درباره­ی نیت اخلاقی چنین خلاصه می­شود که فعل اخلاقی باید به همراه نیت اخلاقی باشد. نیت اخلاقی ناشی از اراده­ی خیر است و اراده‌ی خیر، انگیزه­ی انجام فعلِ مطابق با تکلیف و از سر احترام به قانون است. در نتیجه، کاری که با نیت ادای تکلیف و از سر احترام به قانون انجام شود یک کار اخلاقی است.

2. بررسی دیدگاه اسلام

در این بررسی، ابتدا معنای نیت در این مکتب بیان می­شود؛ و در ادامه، درجات نیت و مراتب آن تبیین می­شود. سپس بحثی درباره­ی حسن فعلی و حسن فاعلی که به بحث نیت مربوط بوده و در کتاب­های اخلاق اسلامی بر آن­ تأکید شده، ارائه می­شود؛ و در پایان نیز نیت در قرآن واکاوی می‌گردد.

نیت

در اسلام اخلاقی بودن کار و ارزشمندی هر فعلی به نیت آن بستگی دارد. البته نیت نه تنها در کار اخلاقی بلکه در جای جای زندگی انسان و در هر فعلی از انسان به صورت برجسته مورد توجه است. از امور شخصی تا امور اجتماعی و از اعمال عبادی تا کارکردهای اخلاقی همه و همه تحت تأثیر نیت است.

نکته­ی قابل توجه در این بحث این است که نیت به معنای محرک و انگیزه برای همه­ی افعال اهمیت دارد، ولی آنچه در این نوشتار مورد توجه است نیتی است که وجهه­ی اخلاقی به کار می‌بخشد و آن را دارای ارزش اخلاقی می‌کند.

در اسلام این امر با اضافه کردن انگیزه­ی الهی و قصد قربت و نیتِ امتثال اوامر الهی تحقق می‌یابد.

عبادات و امور اخلاقی از جهت نیت مانند سایر افعال اختیاری انسان هستند و فرق آنها با سایر اعمال و افعال اختیاری همان قصد قربت و اطاعت است. در نتیجه، مقوّم عبادات و امور اخلاقی، نیت اخلاقی است که برای آنها در نظر گرفته می‌شود.

طبق تعریفی که در بحث نیت آمد، دو معنای مکمل برای نیت در نظر گرفته شد (نیت به معنای تحقق بخش عنوان عمل و به معنی انگیزه و داعی بر عمل)؛ از این‌رو نیت باید هم انگیزه و محرک برای عمل باشد و هم حرکات و رفتار انسان را به عنوان عمل عبادی و اخلاقی تحقق بخشد. مثلاً برای ادای نماز، هم باید حرکاتی را که انجام می‌دهد به قصد نماز باشد و هم قصد قربت و امتثال امر الهی را داشته باشد؛ آن‌چنان­که در عروة الوثقی در تعریف نیت آمده است: «نیت، قصد برای انجام فعل با عنوان امتثال و قربت است».[22] کلمه‌ی قرب به معنای نزدیک شدن است و در اصطلاح این معني مد نظر است:

«انسان با انجام اعمال و افعال شایسته که ناشی از ایمان و همراه با تقوا و پرهیزکاری است، درون و روح خود را به درجات بالاتری از مراتب وجود برساند و استعداد روحی خود را بالا ببرد، به گونه‌ای که وجود خود را با علم حضوری درک کند و در ضمن آن وابستگی کامل خود را به خداوند با علم حضوری دریابد. آنچه موجب قرب به خداوند می‌شود اعمالی است که ناشی از ایمان به خدا و معاد و نبوت، همراه با تقوا صورت بگیرد.»[23]

درجات نیت

همان‌طور که گذشت، در اسلام کاری اخلاقی و ارزشمند است که برای جلب رضای خداوند صورت بگیرد. البته انسان­ها با توجه به معرفت و شناختشان از خداوند نیات‌هايشان نیز متفاوت است.

علّامه‌ي مجلسی در این خصوص می‌گوید: نیت‌ها و مقاصدی که موجب کمال عمل می‌شود و از اغراض دنیوی خالی است، به تناسب اشخاص و احوال ایشان مختلف است و نیت هرکس تابع حالت باطنی اوست؛ از جمله:

1  . نیت کسانی که عبادت خود را برای ترس از عذاب انجام می‌دهند و دنیا در نظرشان کوچک و حقیر است؛

2. کسانی که محرک آنها نعمت­های بهشت و حور و قصور است؛

3. کسانی که نعمت‌هاي خداوند را مشاهده می‌کنند و به دنبال آن برای سپاسگزاری او را عبادت می‌کنند؛ چون شکر منعم را واجب می‌دانند؛

4. کسانی که خداوند را مطّلع بر آشکار و نهان خود می‌د‌انند و به واسطه­ی حیا و شرمساری خداوند را عبادت می‌کنند؛

5. کسانی که خدا را به قصد تقرب عبادت می‌کنند. منظور از قرب معنوی، کسب مراتب والایی از کمال است که از نقائص خود کاسته، به کمال مطلق نزدیک­تر شوند؛

6. کسانی­که خداوند را اهل و شایسته­ی عبادت و بندگی می‌دانند؛ لذا او را عبادت می‌کنند؛

7. کسانی که برای محبت و از سر عشق و علاقه به خداوند او را عبادت می‌کنند؛ که این قسم از بالاترین درجات مقرّبان است.[24]

در توضیح اقسامی که بیان شد می‌توان گفت: مورد اول و دوم در خصوص اکثر مردمْ صادق است. معمولاً عموم مردم بیشتر از این مقدار را درک نمی‌کنند و نمي‌توانند شناختی بالاتر از این را نسبت به خداوند داشته باشند؛ زیرا کسب مراتب بالاتر نیازمند طی مراحل کمال است که انسان­ها اغلب از آن غافل هستند. البته این نوع از نیت‌ها نیز با اخلاص منافات ندارد؛ زیرا آیاتی وجود دارد که بدان تصریح می‌کند و توضیح آن در ادامه خواهد آمد. مورد ششم – یعنی: افرادی که خدا را شایسته‌ی عبادت می‌دانند و در پی آن خدا را پرستش می‌کنند - مقامي والاست که هرکسی نمی‌تواند آن را ادعا کند و شایسته­ی افرادی همچون امیرالمؤمنین است که اگر خداوند هیچ تهدید و ترغیبی در خصوص عقاب و پاداش هم نداشت، باز به عبادت و اطاعت او می‌پرداختند؛ لذا از برترین درجات نیت محسوب می‌شود.

حسن فعلی و حسن فاعلی

کارهای اختیاری که از انسان صادر می‌شود دارای دو جزء است:

1. ظاهر عمل و نمود خارجی آن؛

2. پشتوانه‌ی معنوی فعل که همان نیت است.

 از این‌رو کاری نیکو و مقبول است که هم از جهت ظاهر و باطن و هم از جهت نیت مقبول و نيكو باشد کار اخلاقی کاری است که هم نیت آن در جهت جلب رضای خداوند بوده، هم نوع فعل از جمله کارهای پسندیده باشد؛ از این‌رو اگر کاري ناپسند با نیت خیر و یا کاري پسندیده­ با نیت سوء انجام گیرد، کار ارزشمند و اخلاقی محسوب نمی‌شود؛ زیرا حسن فعلی و فاعلی دو ستونی هستند که هر دو با هم کار اخلاقی را شکل می‌دهند و در صورت نبودن یکی از آن دو کار اخلاقی تحقق نمی‌یابد و نتیجه­ی مطلوب که همان کار اخلاقی است حاصل نمی‌شود.

البته نکته­ی قابل توجه این است که مسلماً حسن فاعلی برتری ویژه‌ای نسبت به حسن فعلی دارد؛ همان‌طور که در روایت آمده است:«النیة أساس العمل»؛[25]نیت پایه­ی عمل است. تا کاری زیر بنای محکمی نداشته باشد، نتیجه‌ا­ی مطلوب و مقبول نمی‌تواند داشته باشد. مانند ساختمانی که تا  پایه و بنیاني مستحکم نداشته باشد، هرچند ظاهري زیبا داشته باشد، بنایي قابل اعتماد نخواهد بود؛ زیرا ممکن است فرو بريزد و نابود شود. کار نیکی هم که با نیت صحیح صورت نگرفته باشد قابل اعتماد و مورد قبول نخواهد بود؛ زیرا ممکن است در بین راه به علت نداشتن نیت درست از انجام آن صرف‌نظر شود، یا این‌که به شکل‌های مختلف ارزش و اعتبار کار از بین برود؛ مخصوصاً که در کار اخلاقی، اخلاص در نیت مورد توجه است.

«اخلاص» خالص کردن نیت از هر چیزی است که رنگ و بوی غیر خدایی دارد و این مهم­ترین عاملی است که در همه­ی مراحل کار، از نیت و قصد تا پایان آن باید در نظر گرفته شود. همچنین منت نگذاشتن پس از انجام کار اهمیت بسيار دارد: )لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى[26] بخشش‌های خود را با منت و آزار باطل نسازید.

پس در اسلام یک عمل با داشتن دو ویژگی ارزشمند است: هم باید از ابتدا دارای نیت خیر و درستی باشد؛ و هم پس از عمل باید از آسیب­های مختلف همچون: منت نهادن و آزار رساندن محافظت شود تا ارزش اخلاقی آن پایدار بماند.

شاید بتوان گفت، این‌که در اسلام برای موضوع نیت اهمیتي ویژه­ قائل شده‌اند، به این دلیل است که نیتْ پشتوانه­ی علمی و فکری کار است؛ زیرا برای انجام کار اختیاری از اراده کمک گرفته می‌شود و هر جا که اراده باشد از عقل نیز سخن به میان خواهد آمد. عقل و علم ملازم یکدیگرند؛ یعنی: اگر کاری ارادی و اختیاری انجام شود، لازمه­ی آن علم و آگاهی است. انسان برای انتخاب یک شیء یا گرایش به یک میل نيازمند نقد و بررسی دلایل و عوامل موجود است. در نتیجه برای انتخاب مقدمه­‌ای علمی لازم دارد. هرچه علم و آگاهی فرد عمیق­تر و سالم­تر باشد، نیت­هایی که برای افعال خود در نظر می‌گیرد قوی­تر و پرمایه­تر خواهد بود. پشتوانه­ی قوی نیت انسان را برای عمل مصمم­تر می‌گرداند تا همه‌ي تلاش خود را برای رسیدن به هدف به كار گيرد. هرچه نیت با ارزش­تر و مقبول­تر باشد، عمل نیز از اعتباري بالاتر برخوردار است. از امام علی 7نیز روایت شده است که فرموده‌اند: «صلاح العمل بصلاح النیة»؛[27] شایستگی عمل به شایستگی نیت وابسته است. اگر نیت در هرکاری نیکو و پسندیده باشد، عمل را در مسیر صلاح و نیکی پیش می‌برد.

در روایتي دیگر حضرت علی 7می‌فرماید: «لایَکمُلُ صالحُ العملِ إلّا بصالح النیة»؛[28] شایستگی عمل جز به شایستگی نیت کامل نمي‌شود. این روایت به اهمیت بیشتر حسن فاعلی اشاره دارد. از آنجا که محرک واقعی فرد برای حرکتْ نیت است، کامل بودن نیت به کامل شدن فعل منجر می‌شود. همچنین حضرت علی 7می‌فرماید: «رُبَّ عملٍ أفسدَتْه النیة»؛[29] بسا عملی که نیت آن را فاسد و تباه می‌کند. ممکن است کاری پسندیده باشد، ولی نیت صحیحی آن را همراهی نکند؛ لذا ارزش آن را از بین ببرد. پس می‌توان نیت را، همچنان‌که در روایات نیز به آن اشاره شد، منبع فعل و پشتوانه و اساس عمل دانست.

نیت در قرآن

برخی مفسران ذیل آیه‌ي)كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِه([30] (هرکس بر طبق نیت خود عمل می‌کند) گفته‌اند كه آیه مي‌گويد: نیت فعل نوع فعل را مشخص می‌کند و هرکس بنا بر نیتی که از ضمیر او ناشی می‌شود عمل مي‌كند.

در تفسیر آیه­ی شریفه فوق آمده است: «این آیه اشاره به اتحاد نیت و عمل دارد».[31]

همچنین در یک روایت از امام صادق7 آمده است: «نیت از عمل بهتر است؛ و اصلاً نیتْ عمل است»؛ و در ادامه این آیه را قرائت فرمودند.[32]

در تفسیر نمونه نیز به این نکته اشاره شده است که «نیت از اعتقادات برمی خیزد و به عمل شکل می‌دهد؛ و اصولاً خود نیت یک نوع شاکله (یعنی امر مقید کننده) است. از این‌رو گاهی نیت را به خود عمل تفسیر کرده و گاه آن را برتر از عمل شناخته‌اند؛ چراکه به هر حال، خط عمل از خط نیت منشعب می‌شود»؛[33] لذا می‌توان گفت: نیت به هر سمت و سویی که باشد عمل نیز در همان مسیر خواهد بود.

نیت مانند پایه‌ای است که عمل بر آن استوار می‌شود و صلابت عمل به استحکام و سلامت نیت بستگی دارد؛ البته با توجه به انگیزه‌ها و انواع نیت‌هايي که مردم به تناسب شناخت خود از خداوند دارند، می‌توان آیاتی را که بر تشویق و ترغیب و همچنین تهدید و انذار دلالت دارد مربوط به نیت دانست؛ زیرا برخی از این آیات به روشنی اشاره دارد که خدا را از روی ترس و امید بخوانید)اُدْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً[34] یعنی: خداوند را با بیم (از عذابش) و امید (به بخشش) بخوانید. این مطلب صراحت دارد که اگر کسی خدا را به نیت دوری از سخط و خشم او و یا به نیت عفو و بخشش یا امید بهشت و پاداش پرستش کند، به هدف خود خواهد رسید و عمل او مورد قبول است.

همچنین برخی از آیات رسیدن به پاداش و دست یافتن به بهشت را به عنوان محرک و انگیزه معرفی کرده­اند؛ مانند آیه­ی )إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة[35] خداوند از مؤمنان جان و اموالشان را به بهای بهشت خریداری کرده است.

خداوند در این آیه مسلمانان را با وعده­ی بهشت تشویق می‌کند تا در راه خدا با جان و مالشان پیکار کنند. این مطلب تأییدی است بر این‌که ضمیمه کردن این‌گونه نیت‌ها به قصد تقرب به خداوند، فعل را از اخلاقی بودن تهی نمي‌كند و چنين فعلي همچنان مقبول درگاه خداوند است.

خداوند در آیات زیادی به تشریح نعمت­های بهشتی پرداخته، انسان­ها را برای رسیدن به آنها برمی‌انگیزد و به کار خیر و عمل اخلاقی رهنمون می‌شود.

در آیه­‌ای می­فرماید: )وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ‏الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقِيراً[36] و هرکه از مرد و زن کاری شایسته کند در حالی که با ایمان باشد، به بهشت درآید و به قدر نقیری (پرده­ی هسته­ی خرما) به وی ستم نکنند.

در آیات دیگری با استفاده از واژه­ی بشارت می­فرماید:

(وَ يُبَشِّرَ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً[37] و (خداوند) مؤمنانی را که کارهای شایسته انجام می‌دهند به پاداشي نیکو بشارت می‌دهد.

(وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً[38] (ای پیامبر) کسانی را که ایمان آوردند و نیکوکاری پیشه کردند به باغ­هایی که از زیر (درختان) آن‌ها نهرها جاریست، بشارت ده!

این آیات نمونه‌ای از آیات بشارت در قرآن است که خداوند در آنها به نیکوکاران پاداش را وعده داده است تا انگیزه‌بخش مردم براي انجام کارِ خیر و پسندیده باشد.

در مقابل، آیات متعددی در بردارنده­ی تحذیر از عذاب الهی و بازگو کننده­ی عذاب­های جهنم هستند تا افرادی را که با وعده­ی بهشت به سوی کار خیر مایل نشده‌اند با ترساندن از عذابْ هشیار کرده، به سوی هدایت و خیر راهنمایی کند.

زان حدیث تلخ می‌گویم تو را          تا ز تلخی‌ها فرو شویَم تو را

 در پایان این بخش به این نکته اشاره می­شود که علت این شیوه از تحریک و انگیزه‌بخشی که در قرآن بیشتر به چشم می‌خورد آن است كه اکثریت مردم در این مرحله از درک و شناخت به سر مي‌برند.

ج: شباهت‌‌ها، تفاوت­ها و قضاوت

پس از بیان دیدگاه­های هر دو مکتب درباره­ی نیت اخلاقی، لازم است نقاط اشتراک و تمایز بین دو مکتب بیان شود. در پایان هم نتیجه‌ای که از این مقایسه حاصل می­شود ارائه مي‌گردد.

1.شباهت

مسأله­ی نیت از جمله مسایل مهم در دو مکتب است. در مکتب اسلام و در دیدگاه کانت، نیت از ارکان اساسی فعل اخلاقی است و نبود آن را خدشه به اخلاقی بودن فعل می‌شمارند.

حسن فعلی در کنار حسن فاعلی دو جزء تشکیل­دهنده­ی فعل اخلاقی‌اند؛ و البته آنچه در هر دو مکتب مورد توجه است اهمیت و اولویت حسن فاعلی است.

کار خوب بدون داشتن نیت خوبْ فعل‌اخلاقی محسوب نمی‌شود و از جهت اخلاقی ارزشمند نخواهد بود.

  1. 1.    تفاوت

در این دو مکتب نیت بر اساس فلسفه و اعتقاد هریک از دو دیدگاه معناشناسی شده­ و هدف آن  مطابق با اعتقادات هر مکتبی تبیین شده­است.

«اخلاقی که مورد نظر کانت است دارای ویژگی­هایی است و نیت نیز بر همین نگرش خاص مبتنی است. در این دیدگاه اخلاقی مورد توجه است که نه بر مابعد­الطبیعه (اعم از فلسفی و دینی) مبتني است نه بر علم و نه برگرفته از مشاهدات روان‌شناسی است.

کانت اخلاق را مستقل فرض‌کرده و معتقد است: «اخلاق خود بنیانگذار اصول خود است. او منشأ اخلاق را عقلی می‌داند که ما بین طبیعت و مابعدالطبیعه قرار دارد».[39] کانت بر این باور است که عقل سبب می‌شود ما خود را دارای تکلیف بدانیم. از لحاظ اخلاقی نیز فعل اخلاقی باید مطابق با همان تکلیف و نیت آن نیز صرفاً ادای تکلیف باشد.

اما در اسلام منشأ اخلاقْ مابعدالطبیعه است. مابعد­الطبیعه‌ای که منشأ الهی دارد و تحت سیطره‌ی خداوند است. با توجه به آیه­ی )إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُون([40] (ما از خداییم و به سوی او باز می­گردیم). «مابعدالطبیعه هم مبدأ و هم مقصد است و دنیا و آخرت در هم تنیده است؛ لذا هر فعلی در این دنیا منشأ اثری در آخرت است. در این میان افعال اخلاقی نیز اثرات تکوینی خود را در جهان دیگر خواهند داشت؛ از این‌رو فعل اخلاقی که نیتِ قرب به خدا را داشته باشد انسان را در منزلتی قرار می‌دهد که یکی از آثار آن استفاده از نعمت­های الهی و بهره‌مندی از سعادت و دوری از شقاوت است.

لذا می­توان گفت تفاوت اصلی این دو مکتب در منشأ اخلاق است که کانت منشأ اخلاق را خود اخلاق می‌داند، ولی اسلام منشأ اخلاق را دستورات و قوانین الهی بیان می­کند. این دیدگاه ثمرات خود را در نیت این‌گونه نشان می‌دهد که کانت نیت اخلاقی را فقط تکلیفی می‌داند که ناشی از دریافت عقل باشد، ولی اسلام نیتی را اخلاقی می‌داند که به قصدِ تقرب خداوند و عبادت او انجام شود.

نکته­ی دیگری که از جمله تفاوت­های این دو مکتب می‌توان برشمرد مسأله­ی غایت‌اندیشی برای فعل اخلاقی است. کانت هرگونه غایتی جز اداي تکلیف را برای فعل اخلاقی نفی می‌کند و نیت اخلاقی را صرفاً به جهت ادای تکلیف و از سر احترام به قانون قابل توجه می‌داند اما اسلام انگیزه‌های خوب و پسندیده‌ای را که همسو با اهداف الهی و به قصد قرب به خداوند باشند از جمله محرک­های فعل اخلاقی می‌داند. انسان­ها می‌توانند کارهای شایسته را با انگیزه‌های متفاوت، از جمله کمک به دیگران، رسیدن به سعادت، کمال‌خواهی، محبت به هم‌نوع و... به قصد قرب به خداوند انجام دهند و از نتیجه­ی آن بهره‌مند شوند. قابل توجه است که هریک از این دیدگاه­ها پیامدها و آثاری را به همراه دارد که در عملکرد پیروان و گرایش به امور اخلاقی تأثیرگذار است. براساس نگرش مکتب کانت، انگیزه و امید چندان درخشش و ظهور نخواهد داشت و فضای محدود­ی پیش روی انسان خواهد بود که باید در آن محیط قدم بردارد و فراتر از آن نرود، تا بتواند اخلاقی عمل کند؛ از این‌رو شادابی و نشاط در پی آن نخواهد بود و طراوتی را که امید به زندگی اخلاقی انسان­ها به دنبال خواهد داشت از صحنه­ی ذهن افراد محو می‌کند. به این شکل که فرد کار اخلاقی را فقط از روی تکیف انجام دهد و نه به قصد بهره‌مندی از عواقب خوش آن و نه به امید رسیدن به کمال و سعادت؛ چون این امور اخلاقی بودن فعل را زیر سؤال می‌برد.

اما اسلام با توجه به اختلاف انسان­ها از نظر شناختی و با توجه به سلایق مردم انگیزه‌های متنوع و متعددی را مطرح کرده است. این امر سبب می‌شود افراد با انگیزه‌های متفاوت و به امید کسب رضایت خداوند و بهره‌مندی از نعمت­های الهی، دوری جستن از عذاب و ... در مسیر اخلاق قدم بردارند و در پرتو آن خود را به درجات بالاتری از انسانیت برسانند و رضایت خداوند را برای خود کسب کنند. چنین دیدگاهی انگیزه­ی رسیدن به هدف را بیشتر کرده، ضمانت اجرای فعل اخلاقی را از درون بالا می‌برد و مشوق افراد برای اخلاقی‌عمل‌کردن می‌شود. البته در مواردی هم که محرک درونی وجود ندارد یا کم‌رنگ است، خداوند با بیان این‎که فعل غیراخلاقی چه نتیجه‌ای به دنبال دارد و فعل اخلاقی چه پاداشی در پی دارد، محرک بیرونی برای قدم گذاشتن در مسیر اخلاقیات را فراهم می‌کند.

مطلب دیگری که در اینجا قابل ذکر است همان محدودیت دایره­ی نیت فعل اخلاقی در مکتب کانت است که حالتي نامنعطف دارد و برای همگان قابل درک نیست. این امر سبب می‌شود افراد اندکی به سوی فعل اخلاقی جذب شوند. شاید بتوان گفت جزم‌اندیشی که در این مکتب نهفته است باعث طرد افراد زیادی از آن مي‌شود و تمایل اخلاقی بودن و اخلاقی عمل کردن را از انسان­ها دور می‌کند.

در مقابل این دیدگاه، دیدگاه اسلامی قرار دارد که با توجه به درجات مردم و بهره­مندی آنها از درک مطالب اخلاقی و امور معنوی و با آگاهی از انواع انديشه‌هاي حاکم بر بشر، اموری را به عنوان محرک برای انسان­ها قرار داده است که اکثر مردم را بتوان به سوی اخلاقیات و افعال اخلاقی هدایت کرد. همچنان‌که در بحث درجات نیت مطرح شد، از وعده­ی بهشت تا اِنذار از عذاب، رسیدن به کمالات و راه یافتن به جوار رحمت الهی، همه از محرک­هایی است که دین اسلام برای افعال اخلاقی قرار داده است تا به قصد تقرب الهی، در راه اخلاقی عمل کردن قدم بردارند.

  1. 2.    قضاوت

کانت در مباحث فلسفه­ی اخلاق به موضوع نیت اشاره کرده است که نقطه­ی عطفی برای مکتب او محسوب می‌شود زیرا صِرف خوب بودنِ کار اخلاقی را برای ارزشمند دانستن آن کافی ندانسته است و به دنبال ریشه‌ای برای آن می­گردد. ممکن است فردی کاري خوب انجام‌دهد، ولی قصد او عملي غیراخلاقی باشد. این‌که ظاهر فعلْ نیکو و پسندیده باشد کافی نیست، باید به درون رهنمون شد و از باطن او جستجو کرد که چه انگیزه‌ای موجب بروز و ظهور این فعل شده است. آیا نیت غیر اخلاقی در پس این ظاهر نیکو وجود دارد، یا درون آن از زیبایی تهی و از سیاهی و تاریکی آكنده است؟

اما از آنجا که به نهایت و غایتي صحیح توجه نكرده است، می‌توان او را نقدكرد. این‌که غایت فعل اخلاقی اطاعت از وجدان باشد و هر نوع غایت و هدف دیگری همچون خیرخواهی برای دیگران رسیدن به سعادت و کمالْ ارزشمندی فعل اخلاقی را از بین می­‌برد، از نقاط ضعف نظریه­ی اوست؛ زیرا هر نیت خوبی می‌تواند انگیزه و محرک کار خوب باشد و البته باعث تحریک برای روی آوردن بیشتر به سوی این افعال است.

مکتب اسلام با در نظر گرفتن طبقات مختلف مردم و شناخت و معرفت آنها نسبت به خداوند و امور اخلاقی و ارزشمند، محرک­های مختلفی را متناسب با هر طبقه در نظر گرفته است؛ و این از نقاط برجسته­ی تعالیم اسلامی است که برای هدایت افراد و هموار كردن راه عموم مردم برای رسیدن به تعالی، به میزان درک و فهم مخاطبان توجه کرده است.

اگر خداوند پاداش بهشت را برای انجام برخی کارها قرار داده است و برای برخی کارها عذاب را وعده داده، از این‌روست که فهم گروهی در حد برخورداری از این نعمت‌هاست و برخی را نیز جز تهدید و عقاب و عذاب، هوشیار و آگاه نمی­کند.

این امور فقط برای روشن کردن مسیر حق از باطل است؛ زیرا با وجود این وعده‌ها و وعیدها انسان­ها با توجه به عقل و اختیاری که دارند دست به عمل می‌زنند و آزادانه به انجام یا ترک کاری اقدام می‌کنند. البته مرتبه­ی اعلای انگیزه، که عبادت خداوند به خاطر خداوند و همچنین محبت خداوند است، مطلبی نیست که برای همه­ی مردم قابل فهم باشد و بخواهند در پی آن به امور اخلاقی و عبادی روی آورند؛ لذا اکثر مردم کارهای اخلاقی خود را با نیتی که بالاترین درجه اعتبار و ارزشمندی را داشته باشد انجام نمی­دهند. اما این‌که برای انگیزه­ها حد اعلی وجود دارد موجب آن نمی­شودکه ديگران از مسیر پر برکت رسیدن به خداوند باز بمانند؛ از این‌رو خداوند این محرک­­ها و انگیزه‌های فرعی را قرار داده است تا به هر نحو، افرادی که کوچک‌ترین زمینه­ی هدایت و سعادت در آنها دیده می‌شود در این مسیر قرار گیرند. البته هرکس به اندازه­­ی ایمان و اعتقادش - که منشأ اصلی نیت است - به کارهای اخلاقی مي‌پردازد و به اندازه­ی نیتش از لذت‌هاي معنوی برخوردار می‌شود و از دریای بی‌کران فیوضات الهی بهره می‌برد.

 

د: نتیجه­

نکته­ی پایانی در این بررسی به عنوان نتیجه این است که «کانت» دایره­‌ای محدود برای فعل اخلاقی در نظر گرفته ­است که طبعاً برای افراد جاذبه­ی کمتری دارد و نمی­تواند محرکی توانمند برای اخلاقی عمل کردن باشد، اما اسلام با در نظر گرفتن ابعاد مختلف نیت و توجه به درجات شناختی مردم و  قرار دادن محرک­های گوناگون، بستری را برای تمام انسان­ها فراهم کرده است تا افراد با انجام افعال اخلاقی خود را در مرتبه‌ای از تقرب به خداوند قرار دهند و به این وسیله زمینه­ی پیشرفت خود را در راه کمال و رشد معنوی مهیا کنند.


 

 

منابع

  1. قرآن کریم.
  2. آذربایجانی، مسعود و سالاری‌فر، محمدرضا، روان‌شناسی عمومی، قم: زمزم هدایت، 1387 ش.
  3. اخوان، محمد، مقایسه­ای میان اخلاق کانت و اخلاق اسلامی، قم: اشراق، 1373 ش.
  4. جمعی از نویسندگان، (بی‌تا)، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، بی‌جا،
  5. دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه­ی دهخدا، دانشگاه تهران، 1364 ش.
  6. رجبی، محمود، انسان‌شناسی، قم: مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام‌ خمینی ;، 1381 ش.
  7. رسولی محلاتی، سید هاشم، ترجمه و شرح غررالحکم و دررالکلم آمدی، تهران: فرهنگ معارف اسلامی، 1383 ش.
  8. سیف، علی اکبر، روان‌شناسی پرورش نوین، تهران: دوران، 1386 ش.
  9. شُبَّر، عبدالله، اخلاق، ترجمه­: جباران، محمدرضا، قم: هجرت، 1386 ش.
  10. طباطبایی، سید محمدحسین، (بی‌تا)، تفسیر المیزان، ترجمه­: موسوی اسلامی، سیدمحمد باقر، بی­جا.
  11. طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، عروة الوثقی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1392هـ.ق.
  12. عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم، (بی‌تا). ترجمه­ی اربعین شیخ بهایی، قم: نوید اسلام.
  13. غرویان، محسن، فلسفه­ی اخلاق، قم: پیک جلال، 1379 ش.
  14. کانت، امانوئل، ترجمه: صانعی دره‌بیدی، منوچهر، درس­های فلسفه اخلاق، تهران: نقش و نگار، بی‌جا،1380 ش.
  15. کلینی، محمد، ترجمه­: کمره‌ای، محمدباقر، اصول کافی، تهران: اسلامیه، 1379 ش.
  16. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، لبنان: مؤسسة الوفاء، 1403 هـ.ق.
  17. مارشال یو، جان، انگیزش و هیجان، ترجمه­: سید محمدی، یحیی، تهران: ویرایش،1380 ش.
  18. مجتهدی، کریم، فلسفه‌ی نقادی کانت، تهران: امیرکبیر، 1378 ش.
  19. محمدرضایی، محمد، تبیین و نقد فلسفه­ی اخلاق کانت، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه­ی علمیه­ی قم، 1379 ش.
  20. مشکینی، علی، درس­های اخلاق، ترجمه­: فیض، علی­رضا، قم: پارسیان، 1380 ش.
  21. مهدوی کنی، محمدرضا، نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، تهران: فرهنگ اسلامی، 1371 ش.
  22. مطهری، مرتضی، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، قم: اسلامی، بی‌جا، 1364 ش.
  23. مصباح یزدی، محمدتقی، تحقیق و نگارش: شریفی، احمد حسین،           نقد و بررسی مکاتب اسلامی، قم: مؤسسه­ی آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی ;، 1384 ش

 

 

 



[1]- دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه، ج46، ص185.

[2]- مشکینی، علی، درس‌های اخلاق، ترجمه: فیض، علیرضا، ص64.

[3]- مهدوی کنی، محمدرضا، نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، ص379.

[4]- همان، ص393.

[5]- دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه، ج7، مدخل انگیزه.

[6]- آذربایجانی، مسعود و سالاری فر، محمدرضا، روان‌شناسی عمومی، ص51.

[7]- سیف، علی اکبر، روان‌شناسی پرورش نوین، ص230.

[8]- ر.ک: آذربایجانی، مسعود و سالاری فر، محمدرضا، روان‌شناسی عمومی ، ص51.

[9]- مارشال یو، انگیزش و هیجان، ترجمه‌ی سید محمدی، صص10-11.

[10]- دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه، ج4، مدخل «اراده».

[11]- ر.ک: اخوان، محمد، مقایسه‌ای میان اخلاق کانت و اخلاق اسلامی، ص73.

[12]- ر.ک: مطهری، مرتضی، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ص47.

[13]- عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم، ترجمه‌ی اربعین شیخ بهایی، ص423.

[14]- کانت، امانوئل، درس‌های فلسفه‌ی اخلاق، ترجمه‌ی صانعی دره بیدی، منوچهر، صص79-80.

[15]- مصباح یزدی، محمدتقی، نقد و بررسی مکاتب اسلامی، نگارش: شریفی، ص378.

[16]- ر.ک: محمدرضایی، محمد، تبیین و نقد فلسفه‌ی اخلاق کانت، صص50-51.

[17]- همان، فصل دوم و سوم.

[18]- کانت معتقد است یک اصل کلی اخلاقی وجود دارد که با عقل عملی درک می‌شود و این اصل همه‌ی وظایف اخلاقی ما را مشخص می‌کند. وي چنین توضیح می‌دهد که: چنان عمل کن که گویی قرار است، این رفتار تو، به اراده‌ی تو یکی از قوانین عام طبیعت شود.

[19]- محمدرضایی، محمد، تبیین و نقد فلسفه‌ی اخلاق کانت، ص77.

[20]- ر.ک: مجتهدی، کریم، فلسفه‌ی نقادی کانت، ص108.

[21]- همان.

[22]- طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، عروةالوثقی، ص208.

[23]- ر.ک: رجبی، محمود، انسان شناسی، ص204.

[24]- ر.ک: مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج67، ص108.

[25]- رسولی محلاتی، سیدهاشم، ترجمه و شرح غررالحکم و دررالکلم آمدی، ج2، ص524.

[26]- بقره / 164.

[27]- رسولی محلاتی، سید هاشم، ترجمه و شرح غررالحکم ودررالکلم آمدی، ج2، ص525.

[28]- همان، ص527.

[29]- همان، 525.

[30]- اسراء / 84 .

[31]- طباطبایی، تفسیرالمیزان، ترجمه‌: موسوی همدانی، سید محمدباقر، ج13، ص293.

[32]- کلینی، محمد، اصول کافی، ترجمه: کمره‌ای، محمدباقر، ج3،

[33]- جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج20، ص248.

[34]- اعراف / 56.

[35]- توبه / 111.

[36]- نساء / 124.

[37]- کهف / 2.

[38]- بقره / 25.

[39]- ر.ک: مجتهدی، کریم، فلسفه‌ی نقادی کانت، ص107.

[40]- بقره / 156.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

امام كاظم عليه ‏السلام : إنَّ لِلّهِ عِبادا فِي الأرضِ يَسعَونَ في حَوائجِ النّاسِ هُمُ الآمِنونَ يَومَ القِيامَةِ

خداوند در زمين بندگانى دارد كه براى برآوردن نيازهاى مردم مى‏كوشند؛ اينان ايمنى يافتگان روز قيامت‏ اند .

کافى : جلد ۲ ، صفحه ۱۹۷