Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 236595
تاریخ انتشار : 29 اسفند 1396 10:0
تعداد مشاهدات : 155

انکار ولایت تکوینی امامان

برخی ولایت باطنی و تکوینی امامان را انکار نمودند و آن را به عرفا مانند محی الدین عربی و سیدحیدر آملی نسبت می دهند که سرانجام در قرن یازدهم در مکتب فلسفی صدرالمتألهین نظریه موسوم به «ولایت تکوینی» بنیاد نهاده شد

انتشار این مقاله به منزله تایید همه یا بخشی از آن نمی باشد و مسئولیت محتوای  آن به عهده نویسنده محترم می باشد .

کاربران محترم می توانند نظرات خود را در پایان هر مقاله ، با نام حقیقی یا مستعار مطرح نمایند . بدیهی است که نظرات و پیامهایی که نافی قانون و ادب نباشد و حاوی تهمت و توهین و هتک حرمت شخصیت های حقوقی و حقیقی نیستند پس از بررسی منتشر خواهند شد.  


انکار ولایت تکوینی امامان

نویسنده: محمدحسن قدردان قراملکی
برخی ولایت باطنی و تکوینی امامان را انکار نمودند و آن را به عرفا مانند محی الدین عربی و سیدحیدر آملی نسبت می دهند که سرانجام در قرن یازدهم در مکتب فلسفی صدرالمتألهین نظریه موسوم به «ولایت تکوینی» بنیاد نهاده شد. (1) در اینجا به نکات چندی اشاره می شود:

الف. ولایت تکوینی رهاورد قرب الهی

اولین نکته ای که باید دقت کرد اینکه ولایت تکوینی- به معنای امکان دخل و تصرف ولیّ در تکوینیات یا اذن الهی- به پیامبران و حتی امامان اختصاص ندارد، چرا که چنین ولایت و قوه ای محصول تکامل نفس انسانی و تهذیب آن با صفات کمالی است. لذا انسان های کامل نسبت به مراتب کمالی نفسشان می توانند در جهان تصرفاتی نمایند و به تعبیری از آنان اعمال خارق العاده و بر اصطلاح کلامی «کرامت» صادر شود. بر قرب الهی انسان و کسب فیوضات الهی در روایات نیز تأکید شده است. در روایت معروف قدسی وارد شده است:
لایزال العبد یتقرب الیّ بالنوافل حتی احّبه فاذا احببتُهُ کنتُ سَمعه و بصرَه و لسانه و یده و رِجلَهُ ففیّ یسمع و بی یبصر و بی ینطق و بی یبطش و بی یمشی. (2)
عبد با عبادات مستحبی به من نزدیک می شود، تا آن درجه که او را دوست داشته، مانند گوش، چشم، زبان، دست و پای او می شوم، در این صورت در من می شنود، با من دیده و حرف می زند و با من راه می رود.
علی (علیه السلام) دروازه خیبر و انداختن آن به حدود چهل متری را نه به قوه جسدی و رژیم غذایی بلکه به قوه ملکوتی و نفس شعله ور با نور الهی استناد می دهد. (3)

ب. تجربه های عادی و عرفانی

این صرف ادعا نیست، کافی است به انسان های وارسته جامعه خود با منابع معتبر نیم نگاهی بیندازیم که با انسان های وارسته و معنوی مواجه خواهیم شد و یا در منابع موثق اخلاقی و عرفانی خواهیم یافت که از آنها بعض خوارق عادات سر زده است.
افزون بر جوامع عرفی، عرفا اعم از شیعه و سنی و نیز بعض فلاسفه نیز بر صدور کرامات از انسان های خاص تأکید می کنند، مثلاً شیخ الرئیس بوعلی سینا به کسانی که افعال خارق العاده عارفان ار انکار می کنند، هشدار داده و توصیه می کنند که آنها را نهایت بر بقعه امکان حمل نمایند. (4)
فلاسفه و عرفا از طریق نفس قدسیه انسان و کمال و قدرت آن به تبیین و تقریر معجزات پیامبران و نیز خوارق عادات و کرامات دیگر انسان ها پرداختند که تفصیل آن را نگارنده در کتاب مستقل ارائه داده است. (5)

ج. اعتراف اشاعره

در نقد شبهه ناسازگاری الهام و ولایت باطنی با خاتمیت در فصل امامت و خاتمیت توضیح داده شد که اکثریت اهل سنت یعنی مکتب اشاعره به صدور خوارق عادات و به اصطلاح «کرامت» از اولیای خود اعتراف دارند و برخی نیز برای عمر چنین مقامی قائل اند.
حال اگر شیعه بر ائمه اطهار خود مانند حضرت علی (علیه السلام) که از کودکی در دامن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تربیت یافته و روایات متعددی در فضایل آن حضرت وارد شده است، چنین مقامی قائل شود، آیا جای تعجب و اشکال دارد؟ یا عکس و انکار آن جای سؤال است.

د. قرآن و ولایت تکوینی غیرپیامبران

قرآن کریم در آیات متعدد علاوه بر پیامبران از انسان های کامل و دارای منزلت و قرب الهی نیز به عنوان مبدأ افعال خارق العاده یاد می کنند. که اینک به بعضی اشاره می شود:

د. 2 و 1. عفریت و آصف:

وقتی حضرت سلیمان از نزدیکان خود خواست که چه کسی می تواند تخت ملکه سبا در یمن را بالفور نزد وی حاضر نماید، قرآن از دو نفر یاد می کند، فردی به نام عفریت از طایفه جن گفت من قادرم آن را پیش از آنکه از مقامت بلند شوی نزدت بیاورم.
فرد دیگری- که در روایات از او به آصف تعبیر شده است- گفت من بر آن قادرم در یک چشم به هم زدن بلکه قبل از آنکه پلکت به چشمت بازگردد. (6)
نکته جالب اینکه شخص دوم- که از چنین قدرتی برخوردار است- قرآن خصوصیت وی را برخورداری از علم به کتاب آسمانی، «عنده علم من الکتاب» برمی شمارد. از اینجا روشن می شود که علم به کتاب الهی مخصوصاً اگر کتابی چون قرآن باشد و داننده آن شخصی مانند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یا علی (علیه السلام) باشد می تواند خاستگاه ولایت تکوینی مافوق آصف باشد.

د. 3. ذی القرنین:

وی نیز دارای ولایت تکوینی از طرف خداوند بود، قرآن تصریح می کند که ما او را بر زمین تمکین و قدرت بخشیدیم و از سبب هر شیءای را در اختیار او قرار دادیم، مثلاً می توانست در زمان بسیار کوتاه از شرق به غرب برود. (7)
همچنین قدرت از مادر حضرت موسی، حضرت مریم مادر حضرت عیسی، لقمان و خضر به عنوان انسان های کاملی یاد می کند که دارای کرامات و افعال خارق العاده ای بودند. (8)

هـ تبیین ولایت تکوینی از طریق علیت طولی یا مظهریت

شاید اینجا این سؤال به ذهن خطور کند که قائل شدن به قدرت و تصرف اولیا یا امامان در تکوینیات و نسبت امور و حوادث یا بعضی آنها به صاحب ولایت تکوینی «تفویض» و با توحید فاعلی خداوند معارض است.
در پاسخ این سؤال باید گفت این مسئله مانند فعل و افعال انسان است که معتزله از تفویض و اشاعره از جبر سردرآوردند، لکن «امر بین الأمرین» بهترین راه حل مسئله است، (9) که یک تقریر آن طرح مسئله یا «علیت طولی» است، به این معنی که علت نخستین هر فعلی خداوند است، لکن خداوند از طریق اسباب و علل افعال خود را انجام می دهد که علل واسطه و میانی نیز اصل وجود و قوام خود را از علت لأولی یعنی خداوند کسب فیض می کنند. پس اگر فعل و خارق العاده ای نیز توسط «ولیّ» و یا «امام معصوم» انجام گیرد؛ چنین فعلی چون به اذن الهی و از طریق علل میانی به خداوند تعلق دارد و همه سلسله علت ها در اصل وجود و قوام خودشان نیز به خداوند متقوم است، لذا هیچ تعارضی با فاعلیت خداوند ندارد. این تقریر به فلاسفه مشاء متعلق است. (10)
تقریر دیگر- که نوعاً توسط عرفا، فلاسفه اشراق و حاکمیت متعالیه طرح شده است- نه به علیت بلکه به مظهریت و مجلی بودن قائل است، (11) به این معنی که انسان خصوصاً اولیا و امامان نمود و تجلی فعل الهی هستند، آنان از نظر ایمان و تهذیب و تکامل نفس به درجه بالا و قرب الهی نائل آمده و محل تجلی و ظهور فعل الهی شدند، مانند آینه که نور صورت را از خود منعکس می کند. (12)
بر این اساس اگر گفته شود که ائمه اطهار در انجام بعضی حوادث یا همه عالم نقش و تأثیری داشته اند، با توجه به دو تقریر فوق (علیت طولی و مظهریت الهی) هیچ تالی فاسدی لازم نمی آید، بلکه برخی از روایات مانند روایات دال بر واسطه فیض بودن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان نیز مؤید آن است. افزون بر روایات، قرآن کریم خود به وجود واسطه هایی در اداره عالم تأکید می کند.
قرآن گاهی فاعل قبض ارواح را خدا و گاهی فرشته مرگ «عزرائیل» و در مواردی فرشتگان معرفی می کند. (13)
فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا. (14) فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا. (15)
این دو آیه شریفه از وجود تدبیر و تقیسم کنندگان امور جهان خبر می دهد که مصدق بارز آن فرشتگان مقرب الهی هستند. از آن برمی آید که خداوند تدبیر بعضی امور را نخود بلکه به دیگران واگذار نموده است و چنین تفویضی نه باطل بلکه مورد تأیید قرآن نیز است.
پس اگر شیعه بر ولایت تکوینی امامان خود و تدبیر امور جهان توسط آنها البته با اذن و عنایت الهی- با دو معنای علیت طولی و مظهریت تأکید کند، هیچ نوع تهافت و معارضه ای با توحید افعالی و ربوبی پیش نمی آید. اگر بر این بحث مبنا و ادله شیعه مبنی بر برتری و افضلیت اهل بیت بر فرشتگان اضافه کنیم روشن می شود که ولایت تکوینی امامان از ولایت تکوینی فرشتگان اولی نیز است.
حاصل آنکه ولایت تکوینی امامان هدی در عرض ولایت تکوینی خداوند نیست تا متعارض با توحید افعالی و ربوبی و موهم شرک گردد بلکه ولایت آنان در طول ولایت الهی (با علیت حقیقی یا اعدادی) و به تعبیر عرفانی و روایی ولایت معصومان تجلی و تشأن ولایت خداوند است و به تعبیری استناد افعال به معصومان مانند نزول باران و نگهداری آسمان ها نه از باب فاعل حقیقی «ما منه»، بلکه از باب وسیله و ابزار قابلی و واسطه فیض و افاضه «ما به» است.

پی نوشت ها:

1-مکتب در فرآیند تکامل، ص 71.
2
-کنزالعمال، ج7، ص 770، ح 21327؛ المعجم الأوسط، ج10، ص 163، ح 9348؛ کافی، ج2، ص 352.
3
-«والله ما قلعتُ باب خیبر و رمیتُ به خلاف ظهری اربعین ذراعاً بقوة جسدیة و لاحرکة عذائیة لکنی اُیّدتُ بقوة ملکوتیة و نفس بنور ربها مضیئة»، ( امالی، مجلس، 77، ح 10).
4
-اشارات، ج3، ص 397.
5
-ر. ک: نگارنده، معجزه در قلمرو عقل و دین.
6
- «قَالَ عِفْریتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ، قَالَ الَّذِی عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِیكَ بِهِ قَبْلَ أَن یَرْتَدَّ إِلَیْكَ طَرْفُكَ» (نمل: 39 و 40)
7
- «إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَآتَیْنَاهُ مِن كُلِّ شَیْءٍ سَبَبًا». (کهف: 84)
8
- آل عمران: 38؛ نمل: 41؛ مریم: 25؛ کهف: 66.
9
-برای توضیح بیشتر از تقریرهای مختلف امر بین الأمرین، ر. ک: نگارنده، نگاه سوم به جبر و اختیار، فصل امر بین الأمرین.
10
-ر. ک: جوادی آملی، تفسیر موضوعی، توحید در قرآن، ج2، صص 447 و 451. البته در اینکه نقش علل واسطه علل حقیقی یا علل اعدادی است، اختلاف نظر وجود دارد که در کتاب مزبور آمده است.
11
-جوادی آملی، تفسیر موضوعی، توحید در قرآن، ج2، ص 456.
12
-حدیث قدسی، «فاذا احببته کنت سمعه و بصره ...» که پیش تر گذشت و روایت امام باقر (علیه السلام)، «نحن لسان الله و نحن وجه الله و نحن عین الله فی خلقه و نحن ولاة امرالله فی عباده» (کافی، ج1، ص 45): 11؛ نحل: 32.
13
-سجده: 11؛ نحل: 32.
14
-نازعات: 5.
15
- ذاریات: 4.

منبع مقاله :
زرشناس، زهره؛ (1391)، درآمدی بر ایران شناسی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ اوّل

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

امیر المؤمنین علی علیه السلام : مَن يَطلُبِ الهِدايَةَ مِن غَيرِ أهلِها يَضِلَّ

هر كس هدايت را از كسى كه اهل آن نيست بخواهد، گمراه شود.

غرر الحكم ، حدیث 8501