Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 232336
تاریخ انتشار : 11 بهمن 1396 16:49
تعداد بازدید : 974

گفتم که کج کنم سر این میخ را نشد

گفتم که کج کنم سر این میخ را نشد




گفتم که کج کنم سر این میخ را نشد

 

وقتی بگو بخند تو در خانه جا نشد

لفظ بیا ببند، به زخمت روا نشد

 

صبح دراز تو سر مغرب شدن نداشت

مویت سفید گشت و رفیق حنا نشد

 

قدری غذا بخور جگرم ریشِ ریش شد

شاید که ماندی و سفرت از قضا نشد

 

در خانه روسری به سرت قاتل من است

قتل کسی به پارچه ای نخ نما نشد

 

قحط طبیب اشک علی را مضاف کرد

قحطی چنین پر آب، عیان هیچ جا نشد

 

جان خودم قسم که همین چند روز پیش

گفتم که کج کنم سر این میخ را نشد

 

پهلوی و روی و موی و وضوی جبیره ات

چون من بساط قتل کسی رو به را نشد

 

محمد سهرابی

 


 



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :

پربيننده ترين مطالب

ورود کاربر

حديث

پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله : إنَّ فاطِمةَ بَضعَةٌ مِنّي و هِىَ نورُ عَيني و ثَمَرَةُ فُؤادي؛ يَسوؤُني ما ساءَها و يَسُرُّني ما سَرَّها و إنَّها أوَّلُ مَن يَلحَقُني مِن أهلِ بَيتي

فاطمه پاره تن من و روشنى ديده و ميوه دل من است. آنچه او را ناراحت كند مرا ناراحت مى ‏كند و آنچه شادش كند، مرا شاد مى‏ كند؛ او نخستين نفر از اهل‏بيت من است كه به من مى‏ پيوندد

الأمالى ، صدوق ، ص ۵۷۵