• فلسفه

  • کلام

  • اخلاق

  • مهدويت

عشق در هستی شناختی فلسفی از نگاه فیلسوفان مسلمان

ذره ذره هستی آمیخته با گوهر عشق، یعنی پدیده اسرارآمیز آفرینش است که از مزایای برجسته آن، پیوند میان تمام اجزای عالم هستی است. اجزایی که به مانند وجود عاشق و معشوق و به نماد حلقه های زنجیر علیت، به گونه ای به هم می پیچند که اسطرلاب اسرار آفرینش را در تجلی عاشق به معشوق و به عکس، در نظمی واحد به سوی نقطه ای واحد می نمایانند. حکیمان در حوزه شناخت هستی به وجود اخگری جوشان در نهاد موجودات معتقدند که هستی را ناآرام ساخته و تمام موجودات را در تب شوق و عشق به معشوق حقیقی به حرکت واداشته است. این مقاله با نگاه فلسفی و از منظر برخی فیلسوفان مسلمان، به تحلیل و داوری در آن پدیده شگفت انگیز نشسته و سرانجام منشأ پیدایش موجودات را در عشق به ذات الهی شناخته است. این پژوهش، تفسیر معقول از پیوند موجودات با یکدیگر و سمت و سوی حرکت آنها را نیز در «گوهر عشق و ابتهاج به حضور حضرت حق» قابل معنا دانسته است.

30 دی 1396

عرفان و فلسفه ی صدرایی

صدرالمتألهین با بنیان فلسفه ی وجودی متعالی یک مکتب سازمند و حیرت انگیز فلسفی را تأسیس کرده که فلسفه ی اسلامی را ازهمه ی فلسفه های گذشته و حال مستقل ساخته و نه تنها کل نظام الهیات را بلکه طبیعیات و علم النفس را بر پایه ی قوانین وجودی تفسیر کرده است. سخن گفتن از این حکمت با همه ی شوکت سازوارش و با همه ی مؤلفه های پرژرفش بر عهده ی فلسفه ی حکمت متعالیه است که البته کاری بس ارجمند، اما دشوار است؛ چنان که تبیین سنجش گرانه ی آن نسبت به عرفان نظری را باید در فلسفه ی عرفان نظری جست. آنچه در اینجا در پی آن هستیم، بررسی نسبت فلسفه ی عرفان و حکمت متعالیه است.

29 دی 1396

ماهيت و قلمرو آموزش فلسفه براي کودکان

از زماني که موضوع آموزش فلسفه براي کودکان در ايران مطرح شده است، چالشهايي بر سر ماهيت، پيش فرضها و قلمرو آن پديدار گشته است و بدون روشن سازي بنيادهاي اساسي آن، به موضع گيري درباره ي آن پرداخته، طرفداري يا مخالفت کرده و حتي آن را اجرا نموده اند. در حالي که هنوز سؤالاتي اساسي نظير: منظور فلسفه در اين برنامه آموزشي، نحوه ي پرداختن به فلسفه، مفهوم کودک و فلسفه ي دوران کودکي، پيش فرضها، اهداف، روشها، محتوا و ساير مواردي که نياز به بررسي جدي دارد، وجود دارد؛ هنوز مشخص نيست که قلمرو اين برنامه چيست و تا کجاست و چگونه در برنامه درسي مدارس قرار مي گيرد؟ آيا آن درسي همانند ساير دروس است و يا قصد دارد کليه دروس را متأثر سازد؟ اين مقاله قصد دارد سوالات فوق را مورد بررسي قرار دهد.

27 دی 1396

فلسفه برای کودک در حکمت متعالیه

اتکا به شیوه های غربی در آموزش فلسفه یا روش فلسفی به کودکان هرچند در جای خود سودمند است ولی اطلاق آن در فرهنگ و جامعه اسلامی- ایرانی رسا و بسنده نیست و چه بسا پیامدهایی معکوس و نامأنوس به بار آورد. مسئله اصلی مقاله حاضر این است که آیا می توان چیزی بنام « فلسفه و کودک» را در حکمت متعالیه جستجو کرد و یافت یا این که فلسفه برای کودکان یکی از روش های نوین امروزی است که اطلاق آن بر حکمت و فلسفه قدما و حکمای ما جایز نیست و هدف سودمندی را بر نمی آورد؟ شاید این مقاله نخستین جستاری باشد که تاکنون مسئله را از این چشم انداز می نگرد و می کوشد با اتکا به حکمت متعالیه به کندو کاو و جستجو در آن بپردازد. با این همه، مقاله حاضر تنها درآمدی به مسئله فلسفه و کودک در سنت اسلامی- ایرانی به شمار می رود. بیگمان « فلسفه و کودک» به معنای آموزش اندیشه های فیلسوفانه و متخصصانه به کودکان نیست. بعبارت دیگر، فلسفه و کودک گونه ای شیوه آموزش و پرورش است که به طریقه ها و شیوه های فلسفی همچون گفتگوی سقراطی، شک ورزی، تفکر انتقادی و تجزیه و تحلیل منطقی تکیه می کند. حکمت متعالیه، فلسفه ای است که بر سه پایه عقل، شهود ( عرفان) و نقل ( قرآن) استوار شده است. حقیقت امر این است که برای آموختن و آموزاندن حکمت متعالیه، « پرورش» بر « آموزش» تقدم دارد. حکمت متعالیه مبتنی بر گونه ای شیوه زیست دینی است. شیوه زیست غربی- یونانی به هیچ روی برتریی بر این شیوه زیست ندارد. بعبارت دیگر، شیوه زیست حکمت متعالیه مبتنی بر قواعد، قوانین، معیارها و محک هایی است که تنها در درون همان شیوه زندگانی قابل فهم و درکند و سازگاری درونی دارند و مقایسه آن با دیگر شیوه ها قیاس مع الفارق است. از این رو شیوه های کار، قواعد و دستورالعمل های فلسفه و کودک را نه تنها می توان از حکمت متعالیه ملاصدرا و اساساً از سنت فلسفی اسلامی- ایرانی برآورد بلکه استخوان بندی و پیرنگ این دستورالعمل ها از پیش در سنت فلسفی ایرانی و بویژه فلسفه ملاصدرا و حکمت متعالیه، برجاست. این استخوان بندی تنها نیازمند پیکربندی، گسترش و پرورش است.

6 دی 1396

  • تعداد رکوردها : 218

    نقدی بر خوانش عبدالکریم سروش از پسامدرنیته؛ سمفونی ناموزونِ طبلِ پوپر و چنگِ هابرماس

    به باور سروش، ما نیز باید به نقد هرچند ظالمانه ی فرهنگ خود اقدام کنیم و همانند هابرماس حتی به «نقدِ نقد» نیز دست یابیم. وی با یافتن مصداقی از اندیشه های هابرماس در اشعار مولانا، بر آن است که «نفیِ نفی» مولانا می تواند نسخه ای بومی برای نقد سنت باشد. روی آوردن عبدالکریم سروش، به عنوان یکی از روشن فکران نسل چهارم ایرانی، به کارل ریموند پوپر، برآیند یک گسست و شکست ایدئولوژیک بود. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و غروب آفتابِ جهان تابِ مارکسیسم ـ لنینیسم، روشن فکری ایران نیز از بار چپ خود تهی شد و بازمانده های روشن فکری مارکسیست، به دوران پیشین خود، یعنی دل بستگی به غرب و حاکمیت سیاسی آن بازگشتند

    30 دی 1396

    مختصات کلی مکتب کلامی بغداد

    علم کلام از جمله دانش هایی است که از همان قرن نخستین در جهان اسلام اهمیت و شکوفایی بسیار یافت. تعدد فرق و مذاهب و ضرورت دفاع ایشان از مواضع اعتقادی شان و نیز مواجهه با خیل شبهات تولید شده در میان مسلمانان و بیرون از محافل ایشان از جانب یهود و نصارا و ... فرق مختلف را روز به روز به اهمیت شکل دادن دستگاهی جهت تبیین و دفاع از عقایدشان ترغیب و تحریض می کرد. در قرآن و حدیث نیز بحث باورهای اسلامی بستری دیگر برای اهمیت دانش کلام بود و بسیاری با توجه به اینکه فهم بسیاری از آیات و روایات جز از طریق ترتیب دادن چنین دانشی ممکن نیست، روز به روز بر رونق و فربهی این دانش افزودند. لزوم جبهه گیری در مقابل اتفاقات پیاپی ای که در جهان اسلام پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حادث می شد نیز از جمله عللی بود که موجب شد اندک اندک دانشی حول اعتقادات فرق و نحل مختلف شکل گیرد.

    27 دی 1396

    گوناگوني هاي فکري و کلامي در جهان اسلام

    آنچه در متن حاضر اهميت دارد، ذکر بهترين مکاتب شناخته شده و خاطر نشان کردن اين مطلب است که حتي در مورد مهم ترين مباحث اصلي مذهبي از قبيل مفهوم وحدت الهي به ويژه درمورد تکثر، ذات، اسما و صفات الهي، ارتباط بين اعتقاد و اعمال در رستگاري انسان، جبر و اختيار (آزادي)، وحي و عقل، ارتباط بين رحمت خدا و عدل او، و مسئله ي معاد، اگر نخواهيم از فلسفه ي سياسي سخن بگوييم، همواره ديدگاه هاي گوناگوني وجود داشته که گاه نيز مخالف يکديگر بوده اند

    6 دی 1396

    تاريخ مندي معرفت

    اين مقاله پس از تبيين موضوع، در سه جهت به بررسي و نقد تاريخ مندي معرفت پرداخته و در ضمن آن نيم نگاهي هم به ديدگاه اسلام و قرآن در اين زمينه ها انداخته است: مبناي هستي شناختي تاريخ مندي معرفت؛ مبناي انسان شناختي تاريخ مندي معرفت؛ سياليت معناي متن و تاريخ مندي معرفت. از نظر اين نوشتار تاريخ مندي مطلق معرفت مردود، و مباني گوناگون آن در هرمنوتيک فلسفي به طور جدي محل سؤال است؛ البته تاريخ مندي معرفت را اجمالاً مي پذيرد؛ به اين معنا که نه همه معرفت انسان ها تاريخ مند است و نه معرفت همه انسان ها؛ بلکه در نگاه صحيح، برخي از معرفت هاي برخي از انسان ها تاريخ مند است. قرآن نيز معرفت واقع را بماهو واقع، ممکن، بلکه واقع شده مي داند و خبر از معارفي مي دهد که انسان بدون تأثيرپذيري از شرايط تاريخي به حقيقت آنها پي برده و چنين معارفي براي هميشه پايا و ماندگار خواهد بود؛ ادله آن در اين نوشتار آمده است.

    30 آذر 1396

    • تعداد رکوردها : 174

    سعادت و شقاوت از منظر صدرالمتألهین

    ملاصدرا در حکمت متعالیه افزون بر عقل از نقل نیز استفاده نموده و در مباحث فلسفی خود از آیات قرآن و روایات متأثر شده است. وی نیز مانند هر مسلمان دیگری بر این باور است که اسلام با منبع وحی راه و رسم سعادت انسان را تعیین می کند. بر همین مبنا، در بحث سعادت و شقاوت، باتوجه به آیات و روایات، سعادت انسان را در تکامل عقل نظری و شقاوت او را نقطه ی مقابل آن معرفی می کند.

    27 دی 1396

    «عزت» از منظر قرآن و سنت

    کلمه «عزت» از کلمات کلیدی قرآنی و حدیثی است که به مفهوم مانع از مغلوب شدن انسان و ظلم و ستم‏ناپذیری او در برابر مستکبران است. در این مقاله، عزت از نظر لغوی، قرآن، روایت و سیره معصومان علیهم‏السلام به بحث گذاشته شده است. از دیگر بحثهای مهم این مقاله، بحث پیامدهای عزت در دو حوزه فردی و اجتماعی و سرانجام، عوامل دستیابی به عزت در فرهنگ اسلامی است که عبارتند از: اطاعت از خداوند، حاکمیت ارزشهای اسلامی، تقویت هنجارهای اخلاقی، تقوا، قناعت و صبر.

    20 آبان 1396

    عزّت نفس

    یکی از برجسته ترین صفات بازر هر مؤمن عزّت نفس است. وی که با ایمان خویش به غیب، خود را متصل به مبدأ لایتناهی نموده و عبد برای مولای حقیقی گشته، حاضر نیست خود را ذلیل بندگان نموده و در مقابل دیگر خلایق خداوند، برای رسیدن به حاجتی از حوایج دنیا خود را تحقیر نماید. مؤمن هیچ گاه خود را برتر نمی داند و از عجب بری است، هیچ گاه دیگران را نسبت به خود پست نمی شمارد و از کبر به دور است، ولی حاضر نیست خود را ملعبه دست دیگران قرار دهد و در مقابل هر کسی دست دراز کرده و خود را خرد کند.

    23 مهر 1396

    مصادیق سبک زندگی اسلامی در سیره ائمه اطهار علیهم السلام

    البته این هجمه اختصاص به سبک زندگی ایرانی و اسلامی ما ندارد، بلکه همه دنیا از آن ناراضی اند و حتی اروپائیان هم از اینکه سبک زندگی آمریکایی در کشورشان رواج پیدا می کند و هویت بومی و ملی شان را از بین می برد، ناراحتند. ولی کشور ما در نوک این حملات قرار دارد. هزاران شبکه ماهواره ای در کشور ما قابل دریافتند؛ هرچند همه به قصد ضربه زدن به سبک زندگی ما راه اندازی نشدند، ولی طبق برخی از آمار دو یا سه هزار شبکه ماهواره ای به طور قطع در کشور ما قابل دریافت است و اغلب اینها به زبان فارسی نیستند و عموم مردم ما نمی فهمند که اینها چه می گویند؛ اما از طریق کارکردی که اغلب اینها دارند، می توان فهمید که دگرگون کردن سبک زندگی جامعه مخاطبانشان را در دستور کار خود دارند.

    30 شهریور 1396

    • تعداد رکوردها : 51

    گرایش های شیعی در تصوف علاءالدوله سمنانی (2)

    علاءالدوله در بسیاری از آثارش، با استناد به احادیث نبوی، درباره اصل و نسب و هدف و مأموریتی سخن گفته که حضرت مهدی پس از ظهورش در پیش دارد؛ از جمله در العروه دراین باره می گوید:بدان که اگر توفیق الهی نصیب گردد، جمع می شود سلطنت و ولایت در یک شخص؛ به برکت او به صلاح درآید احوال خلایق در ظاهر و باطن و به صورت و معنی بر وجه اکمل و افضل، و امید می دارم ظهور مهدی موعود، که حدیث مصطفوی ـ علیه الصّلوه و السَّلام ـ بدان ناطق است که فرمود: «لَو لَم یبق مِن العالم اِلّا یومٌ واحدٌ لَطَوّلَ الله ذلک الیومَ لِخُروجه» و دیگر فرمود: «المهدی من ولد فاطمه اسمُه اسمی و کُنیته کُنیتی تملاُ الارض َ قسطاً و عدلاً کما مُلِئت جوراً و ظلماً». معنی حدیث این است که مهدی ... و این حدیث را تمام به معنی بیان کرده اند در کتاب صحاح و مسلم

    30 دی 1396

    گرایش های شیعی در تصوف علاءالدوله سمنانی (1)

    دیدگاه علاءالدوله درباره اهل بیت و ارادت و مودت ایمانی در حق ایشان نتایج این بررسی، نشان می دهد که دیدگاه های علاءالدوله درباره سه موضوع مهم: 1. واقعه غدیر خم و منصب جانشینی پیامبر؛ 2. ارادت و مودّت ایمانی نسبت به اهل بیت؛ 3. موعود آخرالزمان و مهدویت، هم سان و هم سو با عقاید شیعه امامیه است.

    27 دی 1396

    ملک عظیم؛ مهدویت و تمدن در قرآن کریم

    انگاره اصالت شهرنشینی و جامعه صنعتی در تمدن غرب و هم ریشه بودن دو واژه «تمدن» و «مدینه»، برخی مفسران و دانشمندان اسلامی را وادار کرده است برای بررسی ویژگی های تمدن اسلامی در قرآن کریم به دنبال کلیدواژه مدینه باشند. این امر به ویژه در تقابل خودساختۀ دو واژۀ «مدینه» و «قریه» _ که از آن معنای روستا و دوری از تمدن فهم شده _ این گروه را با مشکل مواجه ساخته و سبب بروز تبیین هایی نه چندان محکم شده است. مراجعه مستقیم به قرآن کریم و انجام مطالعات تمدنی در چارچوب باور به مهدویت و آموزه های آن، ما را به پدیده ای در آخرالزمان می رساند که در لسان قرآن کریم «مُلک» نام گرفته است. این مُلک نمونه عالی تمدن است که می تواند به عنوان معیار و شاخصی دقیق برای شناسایی و ارزیابی تمدن های طول تاریخ مورد استفاده تمدن پژوهان واقع شود.

    6 دی 1396

    مدیریت از فرادست بر پایه مبانی

    امام غایب را تعبیر متناقض نما گفته اند؛ زیرا امام هدایت گری را بر عهده دارد و ناپیدایی و ناشناختگی امکان هدایت گری را از بین می برد. این شبهه، از غفلت از نقش امام در عصر غیبت برمی خیزد. امام در عصر غیبت، همۀ شئون و مسئولیت های امامت را بر عهده دارد و تفاوت او در شیوه ای است که به سبب حفظ ناشناختگی باید به کار گیرد. این نوشتار بر آن است که تخمینی از این شیوه ارائه کند. این تخمین می تواند بر پایه درک نقش و وظایف امام و شرایط خاص غیبت استوار شود. راه دوم، رجوع به روایات است؛ روایاتی که به تصریح یا اشاره از شیوۀ مدیریتی امام در عصر غیبت خبر می دهد. مهم ترین یافتۀ این پژوهش، درک شیوه ای است که ناشناختگی امام را از یک تهدید به فرصت بدل کرده است. همچنین فهم چگونگی حراست از حرکت دینی در برابر مشکلات و دشمنان بدون ایجاد اختلال در سامانۀ خودبسنده ای که امامان شیعه پایه گذار آن بوده اند.

    30 آذر 1396

    • تعداد رکوردها : 157
  • پربيننده ترين مطالب

  • آخرین مطالب

 
 
 

حدیث

 

امام علی علیه السلام: نَحنُ أنوارُ السَّماواتِ والأَرضِ، وسُفُنُ النَّجاةِ، وفينا مَكنونُ العِلمِ، وإلَينا مَصيرُ الامورِ، وبِمَهدِيِّنا تُقطَعُ الحُجَجُ، فَهُوَ خاتَمُ الأَئِمَّةِ، ومُنقِذُ الامَّةِ، ومُنتَهَى النّورِ، وغامِضُ السِّرِّ، فَليَهنَ مَنِ استَمسَكَ بِعُروَتِنا، وحُشِرَ عَلى مَحَبَّتِنا

ما نور آسمانها و زمين و كشتيهاى نجات هستيم و نهفته‏ هاى دانش در ميان ماست و سرنوشت امور در دست ماست و با مهدی ماست كه حجّتها تمام مى‏ شود و اوست خاتم امامان و رهايى بخش امّت و پايانه روشنى و سرّ سَر به مُهر، پس گواراى كسى كه به حلقه ما چنگ در زند و بر محبّت ما برانگيخته شود.

تذكرة الخواصّ: ص130